گریه های امپراطور - دریچه ای رو به فرهنگ و ادبیات معاصر
گریه های امپراطور - دریچه ای رو به فرهنگ و ادبیات معاصر
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است 
قالب وبلاگ
نویسندگان
جنگ دفاع مقدس
نظر سنجی
باسپاس از حضورت ! کدام موضوع وبلاگ را بیشتر پسندیدی؟








لینک های مفید

.

میخواهم بگویم ......

فقر همه جا سر میكشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ،

                    عریانی هم نیست ......

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست .....

                     طلا و غذا نیست .......

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند ......

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......

                     فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

                                          فقر ، همه جا سر میكشد ........

فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست ..

                                              فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است
              دکتر علی شریعتی
 
 
 
 

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
 
 
 



طبقه بندی: گفتگوهای تنهایی ،
برچسب ها: دکتر علی شریعتی،
[ 24 خرداد 91 ] [ 06:34 ب.ظ ] [ ]
[ 29 اسفند 98 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ ]

1- «دانشنامه عکاسی فوکال» نوشته مایکل آر پرس و دیگران با ترجمه حامد زمانی گندمانی و علیرضا فاتحی بروجنی از نشر پرگار، اولین کتاب پیشنهادی من برای مطالعه به علاقمندان هنر عکاسی است. مایکل پرس، سرویراستار «دانشنامه عکاسی فوکال» در معرفی این کتاب نوشته است: «ویراست اول دانشنامه عکاسی فوکال در سال ۱۹۵۶ منتشر شد، زمانی‌که نوآوری‌ها در زمینه فناوری‌ هالید نقره، ابزارآلات و فنون عکاسی به‌نحوی تصاعدی درحال‌رشد بودند.


مطالعه‌ مقدمه‌ ویراست اول کتاب که توسط مؤلف مجارستانی، آندور کرازنا-کراز، نخستین رئیس انجمن ویراستاران این دانشنامه، انتشار یافت و این فرصت جذاب را فراهم کرد که دست به این مقایسه بزنم که فناوری‌ تصویرپردازی از آن زمان تابه‌حال به چه میزان تغییر کرده است. سبک نوشتاریِ پژوهشی‌ای که برای نگارش این کتاب انتخاب شده به این خاطر بوده که کاربران دریابند چگونه یک موضوع به‌نحوی گسترده تعریف شده است و به این‌ طریق این امکان فراهم شود که کاربران از منابع اینترنتی که هنوز هم درحال‌گسترش هستند، به‌عنوان منابعی مکمل استفاده کنند. به‌علاوه، استفاده از عکس‌ها در این نسخه امکان بهره برداری بهتر از آن را فراهم کرده است.»
 

 
2- کتاب «درباره عکاسی» نوشته سوزان سونتاگ با ترجمه فرزانه طاهری از انتشارات کتاب آبان پیشنهاد دوم من است. سانتاگ در این کتاب سعی می‌کند به خواننده نشان دهد که چطور اصول حاکم بر «عمل عکاسی» و محصول آن ساختار جهان ما را تغییر می‌دهد و ما را در وضعیت جدید انسانی و اخلاقی قرار خواهد داد. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «رنج‌کشیدن یک چیز است، زیستن با تصاویر رنج چیز دیگر که لزوما وجدان و توانایی همدردی را تقویت نمی‌کند. ممکن است حتی آنها را تباه هم بکند».
 

 
3- کتاب «لذتی که حرفش بود» نوشته پیمان هوشمندزاده از انتشارات چشمه کتاب بعدی است که معرفی می‌کنم: «ما با خیال زنده‌ایم. به همین دل‌خوش‌کنک‌های ساده، به همین گریزهای كوچك خوشبختی. واقعیت همان خط صاف تكراری همیشگی است كه فقط راه برگشت ندارد و با همین برگ برنده یک‌عمر مشغولمان می‌کند. اما خیال، پرواز است. ما با خیال جهان را وسیع می‌کنیم. جهان را قابل‌تحمل می‌کنیم».
 
4- کتاب «دیده و درون» (یازده گفت و گو درباره عکس و عکاسی با اصحاب هنر) نوشته کورش ادیم از انتشارات قو پیشنهاد بعدی من است. در این کتاب علاقه‌مندان به عکاسی و مباحث بینارشته‌ای مربوط به این عرصه، می‌توانند گفتگوی کورش ادیم با صاحب‌نظرانی مانند مسعود خیام، یونس شکرخواه، محمد شمخانی، عباس صفاری، عمران صلاحی، محمد ضیمران، ناصر فکوهی، محمد شمس لنگرودی، محمد مددپور و یوسفعلی میرشکاک را بخوانند.
 
انتشار کتاب «دیده و درون»
 
کورش ادیم در ابتدای این کتاب در مطلبی تحت عنوان «همچون مقدمه» نوشته است: «سال‌هاست که اهل نظر در باب ضرورت گفتگو و تبادل‌نظر با اصحاب هنر ، ادبیات و علوم انسانی در مباحث مربوط به عکاسی سخن گفته‌اند و در میزان تأثیرش در رشد و توسعه‌ متقابل تأکید نموده‌اند.»
 
5- کتاب پنجمی که معرفی می‌کنم، کتاب «تاریخ‌نگاری و عكاسی» (جستارهایی پیرامون عكس به‌مثابه سندی تاریخی) از انتشارات آگه با ترجمه محمد غفوری نوشته ویلم فلوسر - پاسكالیدیس و مارك ماس است. آنچه عكاسى را بیش از دیگر محصولات فرهنگ دیدارى به تاریخ‌‏نگارى نزدیک مى‌كند، پیوندِ نمایه‌‏اىِ عكس با واقعیت است؛ پیوندى كه از همان دهه‌‏هاى نخست پیدایش عكاسى مهم‌ترین امتیاز عكس بر دیگر دست‌‏ساخت‏‌هاى دیدارىِ انسان تا آن هنگام ــ نقاشى، گراوور و ...به شمار مى‏‌آمد.

معرفی کتاب «تاریخ نگاری و عکاسی»

عكس به‏‌مثابه رونوشت و نسخه‏‌اى اصیل و مكانیكى از هستى اجتماعى و تاریخى، مى‏‌توانست منبعى مستقیم و موثق براى دست‏یابى به بسیارى از واقعیت‌‏ها و ازجمله واقعیت‌‏هاى گذشـته باشد، واقعیت‏‌هایى كه از دستـرس و دایـره‌ امكانات و توانایى‌‏هاى گفتمان نوشتارى و مشتقات آن به دور بود. این مسئله اكنون در تاریخ نظریه‌ عكاسى به مسئله‏‌اى كلاسیک بدل شده است؛ به این معنا كه باوجودكهنگى، قدمت و فراوانى متونى كه درباره‌‏ عكاسى نوشته شده، هنوز هم موضوع اصلىِ گمانه‌‏زنى‌‏هاى نظرى در این زمینه است.
 
6- کتاب «نقره‌ای» (تاریخ فشرده عکاسی) نوشته ویلفرید بتس با ترجمه کیارنگ علایی از انتشارات حرفه هنرمند کتاب دیگری است که پیشهاد می‌کنم در این روزها مطالعه کنید. اگر تاریخ را حرکتی هدف مند در تبدیل پندار انسانی به مفاهیم بدانیم، آن گاه باید گفت تاریخ عکاسی سرشار از عناصر غیر قابل انتظاری است که وجد و عطش ما را نسبت به سرنوشت عکاسی در طول دو قرن گذشته برمی انگیزد.در این غایت زمان نگاری، آنچه شرح وقایع عکاسی را جذاب می‌کند این است که قرار گرفتن در متن علم تاریخ ،برایم به مثابه رهاشدن با تخته پاره ای سبک بر موجی پیدا و پنهان است که هرچه پیش می‌روی افق های دنیای عکاسی برایت نامحدودتر و وسیع تر می‌شود.
کتاب «تاریخ عکاسی» نخستین بار نیست که ترجمه می‌شود، دیدگاه های مختلفی مبتنی بر واقعه و یا ایده هریک به شکل مستقلی به این  شرح تاریخی جذابیت می‌بخشند، ولی همه این بررسی ها جملگی یک هدف و رسالت بزرگ را گوشزد می‌کند وآن اعتبار بخشیدن به «نگریستن» است؛ جدالی ازلی ابدی با آلزایمر لحظه ها ، مکان و اشیا، توجه عاشقانه و صبورانه به جزییات؛ شاید عکاسی همین باشد! و راستی که عجب شیفتگی مقدسی است عکاسی.

نقل از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  - حامد قصری
 



طبقه بندی: معرفی کتاب، کلیات،
برچسب ها: کتاب عکاسی در روزهای قرنطینه، کتاب عکاسی، روزهای قرنطینه، قرنطینه،
[ 29 اسفند 98 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ ]
Image result for الهی عظم البلاء


طبقه بندی: کلیات، خبر،
برچسب ها: الهی عظم البلاء.....،
[ 8 اسفند 98 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ ]

علائم بیماری  : 

تب درجه حرارت بالای ۳۸ درجه سانتیگراد
سرفه سرفه، گلو درد و سایر علائم تنفسی در اغلب بیماران
اسهال برخی بیماران دچار اسهال نیز می شوند
تنگی نفس در صورت احساس تنگی نفس باید هر چه زودتر به پزشک مراجعه نمود.



طبقه بندی: خبر،
برچسب ها: علائم بیماری کرونا،
[ 8 اسفند 98 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ ]
ویروس تازه‌ای در منطقه‌ای از چین شیوع پیدا کرده که تا کنون جان 56 نفر را گرفته است. مقامات چین از مردم این کشور خواسته‌اند به شهر ووهان، محل انتشار این ویروس، سفر نکنند و به ساکنان شهر هم توصیه کرده‌اند در شهر بمانند.

تا کنون ابتلای بیش از 1300 نفر به این ویروس تایید شده است. به غیر از چین مواردی دیگری از ابتلا به این بیماری در تایلند، کره جنوبی، ژاپن، تایوان، استرالیا و آمریکا هم مشاهده شده است.

کارشناسان سازمان جهانی بهداشت در حال بررسی این موضوع هستند که آیا بیماری جدید تهدیدی در سطح جهانی است و آیا سرعت و سهولت گسترش این بیماری در حدی است که اعلام وضعیت اضطراری و محدودیت سفرهای بین‌المللی را موجه جلوه دهد یا نه.


تدابیر شدید در ووهان

شهر ووهان چین با تقریبا ۹ میلیون نفر جمعیت شبکه حمل و نقل عمومی را برای جلوگیری از شیوع ویروس تازه می بندد.

در هفته ای که میلیون ها چینی در آستانه سال نو به سفر می روند، به ساکنان این شهر توصیه شده آنجا را ترک نکنند.

فرودگاه و ایستگاه های قطار این شهر به روی مسافران خروجی بسته خواهد بود.

شبکه های اتوبوس‌رانی، مترو، قایق ها و سایر وسایل حمل و نقل راه دور از ساعت ۱۰ صبح ۲۳ ژانویه به وقت محلی بسته خواهد بود.

پیشتر به ساکنان ووهان توصیه شد از محل های پرجمعیت پرهیز کنند و تجمع های عمومی را به حداقل برسانند.

دکتر تدروس قبریسوس، مدیر کل سازمان بهداشت جهانی، گفت که اینها "اقداماتی خیلی قوی" است که "نه فقط شیوع را کنترل می کند، بلکه انتشار ویروس در سطح بین المللی را به حداقل می رساند."


درباره ویروس جدید چه می‌دانیم؟

تعداد زیادی نمونه از بیماران مبتلا به این ویروس در آزمایشگاه‌های چین و سازمان جهانی بهداشت بررسی شده و متخصصان این ویروس را از خانواده "ویروس Corona" شناخته‌اند.

تاکنون ۶ نمونه از این ویروس کشف شده بود و با مورد اخیر تعداد آن به هفت می‌رسد.

بیشتر بخوانید: 

کرونا ؛ از علائم تا پیشگیری و خواندنی هایی درباره آن

این نوع ویروس جزو خانواده بزرگی از ویروس‌هاست که از ویروس سرماخوردگی معمولی تا عامل بیماری سارس را شامل می‌شود.

سارس در سال ۲۰۰۲ در چین باعث ابتلای بیش از هشت‌هزار نفر و مرگ ۷۷۴ نفر از آنها در جهان شد.

تحقیقات نشان می‌دهد که کدهای ژنتیکی این ویروس نزدیکی زیادی به ویروس سارس دارد.

علائم کرونا

علائم ویروس جدید

در معمولی‌ترین حالت این ویروس باعث سرماخوردگی می‌شود اما در مواردی باعث سندروم حاد تنفسی یا همان "سارس" می‌شود.

نشانه‌های ابتلا به این ویروس در انسان تب، سرفه، نفس نفس زدن و تنگی نفس است.

کرونا ویروس

این ویروس خطرناک است؟

تا کنون 56 نفر از میان بیش از 1300 بیماری که ابتلای آن ها به این ویروس تشخیص داده شده مرده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد دوره درمان عفونت ناشی از این ویروس طولانی‌ است به همین دلیل احتمال دارد که بیماران بیشتری جان خود را از دست بدهند.

هنوز شمار دقیق مبتلایان به این ویروس مشخص نیست.

 

ویروس در گربه‌ها، سگ‌ها و حیوانات دیگر

حیوانات اهلی می‌توانند این ویروس را بگیرند و باعث عفونت‌های شدید شوند. بعضی اوقات ویروس‌ها می‌توانند منجر به بیماری‌های کشنده شوند. براساس یک مطالعه در سال ۲۰۱۱، فرد می‌تواند باعث بروز پریتونیت عفونی حفره‌ای در گربه‌ها شود و چیزی به نام "ویروس پاتروپیک سگ" می‌تواند گربه‌ها و سگ‌ها را آلوده کند.

طبق این مطالعه، گربه‌ها می‌توانند SARS را بگیرند، اما هیچ یک از گربه‌های آلوده علائمی دال بر این بیماری را نشان نمی‌دهند. این ویروس گربه معمولاً بدون علامت است، اما می‌تواند باعث اسهال خفیف شود.

ویروس کرونا

ویروس از کجا آمده است؟

ویروس‌های تازه‌ای که کشف شده‌اند، معمولا از حیوان به انسان منتقل شده‌اند.

مثلا منشا ویروس‌های کرونا که در گذشته همه‌گیر شده بود، در حیوانات بود.

ویروس سارس اول در خفاش شروع شد و بعد به گربه‌های ولگرد منتقل شد و بعد هم به انسان رسید.

بیشتر بخوانید: 

همه آن چه باید درباره ویروس کرونا و مقابله با آن بدانیم

از سال ۲۰۱۴ تا کنون که ویروس مرس در خاورمیانه موجب مرگ ۸۵۸ نفر از ۲۴۹۴ بیمار مبتلا شد، از شتر به انسان رسیده بود.

محل انتقال این ویروس بازار غذای دریایی در شهر ووهان اعلام شده است، با اینکه پستانداران دریایی مانند نهنگ سفید می‌توانند ناقل این ویروس باشند اما احتمال اینکه این ویروس از حیوانات زنده دیگر این بازار مثل مرغ، خفاش، خرگوش و مار منتقل شده باشد بیشتر است.

 

استفاده از داروهای ایدز برای درمان ویروس در چین

مقامات پکن اعلام کردند که برخی از بیمارستان‌های این شهر در تلاش برای جلوگیری از شیوع بیماری کشنده در "ووهان" از داروهای ایدز برای درمان مبتلایان به این ویروس جدید استفاده می‌کنند.

برخی از اخبار فضای مجازی حاکی از آن است که استفاده از داروی ایدز در درمان بیماری ناشی از ویروس جدید موثر بوده و بر اساس بیانیه کمیسیون بهداشت شهرداری پکن، کمیسیون بهداشت ملی چین نیز استفاده از این دارو را تاکید و اعلام کرده که داروهای لوپیناویر ریتوناویر در انبارهای دارویی پکن موجود است.


سرایت ویروس بین انسان‌ها چقدر آسان است؟

در همان ابتدای ماه دسامبر سال گذشته میلادی که این ویروس در انسان شناسایی شد، مقامات چینی گفتند این ویروس از انسان به انسان منتقل نمی‌شود. اما در حال حاضر مواردی از انتقال این ویروس از انسان به انسان، شناسایی شده است.

پیتر هوربی، استاد از دانشگاه آکسفورد، می‌گوید: " واضح است که این بیماری از انسان به انسان منتقل می‌شود. اما سوال حیاتی این است که چقدر انتقال آن آسان است."

ویروس سارس را انسان‌ها به هم می‌دهند اما ویروس مرس به سختی از انسان به انسان منتقل می‌شود و تنها از راه تماس مستقیم.

ویروس جدید موجب عفونت ریه می‌شود و با سرفه و عطسه همراه است و احتمالا از همین راه هم سرایت می‌کند.

کشف این موضوع هم بسیار مهم است که کدام افراد در برابر این ویروس آسیب‌پذیرتر هستند.

هنوز مشخص نیست که این ویروس در چه دوره‌ای بعد از انتقال، موجب عفونت می‌شود، قبل از بروز علائم آن در بدن یا هنگامی که علائمش در بدن شدید شد.

ویروس کرونا

سرعت انتقال ویروس Corona چقدر است؟

به نظر می‌آید شمار مبتلایان به این ویروس در یک هفته از ۴۰ به ۴۴۰ نفر رسیده است. اما در حقیقت بسیاری از موارد تازه مبتلا به این ویروس، از چند روز قبل بیمار شده بودند و با تاخیر شناسایی شدند.

اطلاعات کمی درباره نرخ رشد این اپیدمی وجود دارد. اما متخصصان معتقدند که شمار بیماران مبتلا به این ویروس احتمالا بالاتر از موارد ثبت‌شده است.

تا کنون مواردی از ابتلای به این بیماری در تایلند، کره جنوبی، ژاپن، تایوان، استرالیا و ایالات متحده هم مشاهده شده است.

این بیماری نخستین بار در شهر ووهان چین بروز کرد و تمام مبتلایان به آن در کشورهای مختلف کسانی بوده‌اند که پیشتر به این شهر سفر کرده بودند.

اما این نگرانی وجود دارد که این ویروس توسط میلیون‌ها نفر که برای جشن سال نو میلادی در چین سفر می‌کنند،‌ در اواخر ماه جاری میلادی، همه‌گیر شود.

 

آیا احتمال دارد که Corona جهش پیدا کند؟

ویروس‌ها همیشه در حال تغییر و جهش هستند. اما اینکه به چه صورتی تغییر می‌کنند ناشناخته است.

خانواده ویروس کرونا همیشه از گونه‌ حیوانی به گونه دیگری منتقل شده است. این ویروس برای انتقال آسان‌تر ممکن است تکامل پیدا کند و موجب بیماری‌ سخت‌تری شود. دانشمندان در حال تحقیق درباره این موضوع هستند. ‌

 

ویروس چطور متوقف می‌شود؟

واکسنی برای این ویروس وجود ندارد. بنابراین تنها راه جلوگیری از سرایت آن تشخیص زودهنگام و درمان بیمار در قرنطینه است.

باید به دنبال افرادی گشت که با بیماران این ویروس در تماس بوده‌اند و آنها را زیر نظر گرفت.

در قدم بعدی باید محدودیت‌های مسافرتی ایجاد کرد و از گردهمایی‌های عمومی جلوگیری کرد.

 

ویروس کرونا در زنان باردار چگونه است؟

یک مطالعه در سال ۲۰۱۴، مواردی از وجود ویروس MERS در زنان بارداری را نشان داد که در بیمارستان زایمان کرده بوند و مطالعه‌ای دیگر در سال ۲۰۰۴ انجام شد که به دنبال آن مشخص شد که بیماری‌های مرتبط با SARS با مواردی از سقط خود به خود، مرگ مادر و بیماری بحرانی مادر مرتبط بوده است.

 

کرونا وارد ایران شد

این خبری بود که وزارت بهداشت پس از مثبت شدن دو نمونه در قم پس از آزمایش اولیه اعلام کرد.

منبع عصر ایران




طبقه بندی: کلیات، خبر،
برچسب ها: ویروس کرونا چیست؟/ راه های پیشگیری از آن،
[ 8 اسفند 98 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ ]
علائم کرونا


طبقه بندی: کلیات، خبر،
برچسب ها: علایم بیماری کرونا،
[ 8 اسفند 98 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ ]

چگونه از خود و کودکان‌تان محافظت کنید.

Coronavirus disease (COVID-19): What parents should know

کروناویروس «جدید» چیست؟

کرونا ویروس جدید (CoV) نوعی جدید از ویروس است.

بیماری ایجاد شده با ویروس کرونا که به آن بیماری کرونا ۲۰۱۹ (COVID-19) می‌گویند، اولین بار در ووهان چین شناسایی شد. CO مخفف کرونا، VI مخفف ویروس و D  به معنی بیماری (در انگلیسی). قبلاً به این بیماری «کروناویروس جدید ۲۰۱۹» یا «nCoV-2019» می‌گفتند.

ویروس COVID-19 ویروس جدیدی بوده و به خانواده ویروس‌هایی همچون سارس (سندروم تنفسی حاد) و سایر سرماخوردگی‌های معمولی مرتبط است.    

 

ویروس COVID-19 چگونه منتشر می‌شود؟

ویروس از طریق تماس مستقیم با قطره‌های تنفسی فرد آلوده (ازطریق سرفه و عطسه) و تماس با سطوح آلوده به ویروس منتقل می‌شود. ویروس COVID-19 می­تواند ساعت‌ها روی سطوح زنده بماند، ولی یک ضدعفونی ساده می‌تواند آن را از بین ببرد.

 

علائم کروناویروس چیست؟

علائم شامل تب، سرفه و تنگی نفس است. در مواد حادتر عفونت می‌تواند منجر به سینه پهلو (پنومونی یا همان عفونت ریه) یا مشکلات تنفسی گردد. در موارد نادر این بیماری کشنده خواهد بود.

علائم بیماری شبیه آنفولانزا یا سرماخوردگی معمولی است، که بسیار شایع تر از COVID-19 هستند. به همین دلیل برای تایید این که کسی COVID-19 گرفته باشد، بایستی آزمایش شود. نکته حائز اهمیت این است که اقدامات کلیدی پیشگیرانه را به خاطر بسپاریم که عبارتند از شستشوی دست‌ها و رعایت موارد بهداشتی تنفسی (پوشاندن دهان به هنگام عطسه یا سرفه با دستمال یا آرنج خم شده، سپس انداختن دستمال داخل سطح آشغال در بسته). همچنین واکسن آنفولانزا نیز راه پیشگیری مناسبی است، بنابراین به یاد داشته باشید که واکسیناسیون خود و فرزندان‌تان را به موقع انجام دهید.

 

چگونه می‌توان خطر عفونت را کاهش داد؟

با رعایت چهار مورد احتیاطی زیر می‌توانید جلوی خطر عفونت برای خود و خانواده‌تان را بگیرید:

۱. دستهای‌تان را مرتب با آب و صابون یا ژل ضدعفونی الکل‌دار بشویید.

۲. به هنگام عطسه یا سرفه جلوی دهان خود را با دستمال یا آرنج خم شده‌تان بگیرید، و دستمال را داخل سطح دربسته بیاندازید.

۳. از تماس نزدیک با کسانی که سرما خورده‌اند یا علائمی شبیه آنفولانزا دارند اجتناب کنید.

۴. اگر تب دارید، سرفه می‌کنید یا احساس می‌کنید مشکل تنفس دارید حتماً به دکتر مراجعه کنید.

 

آیا باید ماسک بزنم؟

چنانچه علائم تنفسی (سرفه یا عطسه) دارید، برای محافظت از دیگران استفاده از ماسک پزشکی توصیه می‌شود. اگر هیچ‌گونه علائمی ندارید، نیازی به استفاده از ماسک نیست.

درصورت استفاده از ماسک، برای اطمینان از اثربخشی آن و جلوگیری از افزایش خطر انتقال ویروس، باید از آن درست استفاده کرده و پس از استعمال نیز درست دفع نمود.

استفاده از ماسک به تنهایی برای جلوگیری از عفونت کافی نیست و بایستی با شستشوی مکرر دست‌ها، پوشاندن دهان به هنگام عطسه و سرفه، و جلوگیری از تماس نزدیک با کسانی که علائم سرماخوردگی یا آنفولانزا دارند (سرفه، عطسه، تب) همراه باشد. 

 

آیا COVID-19 روی کودکان تأثیر می گذارد؟

این ویروس جدید است و ما هنوز نمی‌دانیم که چه تأثیری بر کودکان یا زنان باردار خواهد گذاشت. می‌دانیم که امکان دارد افراد در هر سنی به این ویروس آلوده شوند، اما تاکنون موارد نسبتاً کمی از COVID-19 در بین کودکان گزارش شده است. ویروس در موارد نادر کشنده است، و تاکنون بیشتر موارد منجر به مرگ در میان افراد پیرتر با بیماری‌های زمینه‌ای دیده شده است.  

 

اگر فرزندم علائم COVID-19 داشت چه کار کنم؟

حتماً درمان پزشکی را شروع کنید، ولی به خاطر داشته باشید که اکنون در نیمکره شمالی فصل آنفولانزا است و علائم COVID-19 از قبیل سرفه یا تب می‌تواند مشابه علائم آنفولانزا یا سرماخوردگی که بسیار هم شایع هستند، باشد. 

رعایت نکات بهداشتی دست‌ها (شستشوی مرتب دست‌ها) و بهداشت تنفسی را ادامه دهید و واکسیناسیون کودکان خود را به موقع انجام دهید تا کودک‌تان درمقابل سایر ویروس‌ها و باکتری‌های بیماری‌زا در امان باشد. 

در مورد سایر عفونت‌های دستگاه تنفسی از قبیل آنلفولانزا، اگر خودتان یا کودکتان علائمی دارد،  از همان ابتدا کمک پزشکی بگیرید و سعی کنید که از حضور در اماکن عمومی (محل کار، مدارس وسایل نقلیه عمومی)خودداری کنید، تا از سرایت به دیگران جلوگیری شود.  

 

اگر یکی از افراد خانواده علائم بیماری را داشته باشد چه کار باید کرد؟

اگر شما یا کودکتان تب، سرفه یا تنگی نفس دارید، باید از همان ابتدای بروز علائم از پزشک کمک بخواهید. اگر به مناطقی که COVD-19 در آنجا گزارش شده سفر کرده‌اید، یا اگر در تماس با فردی بوده‌اید که به‌تازگی به یکی از چنین مناطقی سفر کرده و علائم تنفسی دارد، با پزشک خود یا با کارمندان بهداشت تماس بگیرید و موضوع را با آنها درمیان گذاشته و مشورت کنید. 

 

آیا بایستی کودکم را در خانه نگهدارم و به مدرسه نفرستم؟

اگر کودک شما علائم بیماری را دارد، از پزشک کمک بخواهید و به دستوراتی که پزشک یا کارمند بهداشتی می‌دهد عمل کنید. درغیر اینصورت، همچون سایر عفونت‌های دستگاه تنفسی از قبیل آنفولانزا، اگر کودکتان علائم بیماری دارد، وی را در خانه بستری کنید و به خوبی از او مراقبت کنید و به اماکن عمومی نروید تا بیماری به دیگران سرایت نکند. 

اگر کودکتان علائمی مثل تب یا سرفه ندارد، و اگر بخشنامه‌ای راجع به بهداشت عمومی یا توصیه‌های رسمی مشابه دیگری درخصوص مدارس دریافت نکرده‌اید، بهتر است که کودک‌تان را به مدرسه بفرستید. 

به‌جای این که کودکان را از مدرسه دور نگهدارید، به آنها آموزش دهید که دستهای‌شان را خوب بشویند و اقدامات بهداشتی مربوط به تنفس را در مدرسه و سایر اماکن انجام دهند، از جمله شستشوی مرتب دست‌ها، پوشاندن دهان به هنگام عطسه یا سرفه با دستمال یا آرنج خم شده، و سپس انداختن دستمال داخل سطل دربسته، لمس نکردن چشم‌ها، دهان یا بینی اگر دست‌ها کاملاً شسته نشده‌اند.    

 

بهترین راه شستن کامل دست‌ها چگونه است؟    

۱. شیر آب را باز کنید و دست‌ها را زیر آن بگیرید

۲. تمام دست‌تان را به صابون آغشته کنید

۳. تمام سطوح دست‌ها را به مدت حداقل ۲۰ ثانیه با صابون بمالید، از جمله پشت دستها، میان انگشتان و زیر ناخن‌ها

۴. دست‌ها را کاملاً با آب بشویید

۵. دست‌ها را با دستمال تمیز یا حوله یک‌بار مصرف خشک کنید

۶. دست‌ها را مرتب بشویید، به خصوص قبل از خوردن، بعد از فین کردن، سرفه یا عطسه و دستشویی. 

۷. اگر آب و صابون در دسترس ندارید، از ژل شستشوی دست الکلی با حداقل ۶۰ الکل استفاده کنید. اگر دستان‌تان به صورت مشهود کثیف هستند، حتماً با آب و صابون بشویید. 

 

آیا زنان باردار می‌توانند ویروس کرونا را به جنین خود منتقل کنند؟

هنوز شواهد کافی مبنی بر اینکه ویروس بتواند در دوران بارداری از مادر به جنین منتقل شود یا تأثیر بالقوه این بیماری بر روی کودک وجود ندارد. این موضوع در حال حاضر در دست بررسی است. زنان باردار بایستی موارد احتیاطی مقتضی برای محافظت از خود در برابر این ویروس را به عمل بیاورند و چنانچه علائمی مانند تب، سرفه یا تنگی نفس در خود مشاهده کردند، سریعاً به پزشک مراجعه کنند. 

 

آیا مادری که آلوده به کرونا ویروس باشد، می‌تواند همچنان به نوازد خود شیر بدهد؟

 تمام مادران در مناطق آلوده و پرخطر که علائمی چون تب، سرفه یا تنگی نفس دارند، بایستی هر چه سریع‌تر به پزشک مراجعه کنند و دستورالعمل‌هایی که پزشک یا کارمند بهداشت می‌دهند را رعایت کنند. با توجه به مزایای تغذیه با شیر مادر و نقش کمرنگ شیر مادر در انتقال ویروس‌های تنفسی، مادر می‌تواند ضمن رعایت کلیه راهکارهای احتیاطی لازم همچنان به شیردهی ادامه دهد.

درمورد مادرانی که علائم بیماری را دارند شیردهی مشکلی ندارد، مشروط بر این که به هنگام در آغوش گرفتن کودک و نزدیک بودن به کودک (ازجمله هنگام شیردهی) ماسک بزنند، دست‌ها را قبل و بعد تماس با کودک (ازجمله هنگام شیردهی) بشویند و سطوح آلوده را تمیز و ضدعفونی کنند – همانند همه مواردی که وقتی کسی مشکوک به COVID-19 و یا بیماریش تأیید شده باشد در تعامل با دیگران از جمله با کودکان بایستی انجام دهد.

اگر مادر به شدت بیمار باشد، بایستی وی را به دوشیدن شیر و دادن آن به کودک با فنجان تمیز و/یا قاشق تشویق کرد، و در تمامی این مراحل همان روش‌های جلوگیری از عفونت فوق‌الذکر را نیز رعایت نماید.

نقل از سایت یونیسف




طبقه بندی: کلیات، فرهنگ عامیانه، نقدو نظر، خبر،
برچسب ها: بیماری ویروس کرونا، آنچه والدین بایستی بدانند،
[ 8 اسفند 98 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ ]
چونان رمه‌ای در غبار


هر وقت حرفی تازه می‌نویسم 
پیش رویم پنجره‌ای تازه باز می‌شود
تا جایی که انگار زیر آسمان نشسته‌ام
اما مشکل آنجاست که همیشه 
دستم روی دلم است 
هر وقت نوشتنم قطع می‌شود
پنجره‌ها می‌میرند 
و همه چیز می‌میرد
لذا قبل از نوشیدن می‌نویسم 
و قبل از غذا خوردن 
قبل از رسیدن به عصر 
قبل از گریه می‌نویسم
و قبل از نماز 
و هیچ کلمه‌ای ندارم 
که قابل استفاده نباشد 
همه آماده به خدمت‌اند
مثل زمانی که بسیج عمومی اعلام می‌شود
زیرا همه چیز من 
مورد تهدید واقع است 

وطن دوستی‌ام، عرب بودنم، کودکی‌ام، جوانی‌ام
قلمم، زبانم و نوشتنم 
و همیشه هم 
درباره‌ی عشق، وطن، آزادی و همه چیز 
حرف‌های تازه دارم
اما نمی‌توانم از آن استفاده کنم
زیرا غول بیابانی وطنم 
اجازه نمی‌دهد چیزی بنویسم
مگر درباره‌ جادو و جنبل 
و نوشتن وردهایی روی تخم مرغ آب پز
برای معالجه گلودرد و سرفه‌ بچه‌ها 
مثل هر ملای بی‌سوادی 
در روستاهای دور دست... 
 


طبقه بندی: شعر، شعر شعرای معاصر، شعر شعرای خارجی، صدای شاعر، معرفی کتاب،
برچسب ها: کتاب «بدوی سرخپوست» سروده‌ محمد الماغوط، محمد الماغوط، موسی بیدج، شعر عرب،
[ 16 بهمن 98 ] [ 09:46 ب.ظ ] [ ]
 
فرهاد عیوضی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: چند سال پیش از غلامحسین ساعدی مصاحبه‌ای خواندم در که در روزهای آخر عمر این نویسنده انجام شده بود. او در آن مصاحبه گفته بود که یکی از  افسوس‌های زندگی‌اش این است که به زبان ترکی داستان یا نمایشنامه‌ای ننوشته است؛ البته او یک نمایشنامه به نام «گرگ‌ها» به زبان ترکی نوشته است که همان موقع در نشریات چاپ شده بود و بعد از مرگش نیز به‌صورت کتاب کوچکی چاپ شد. 

وی ادامه داد: بعداز خواندن این  مصاحبه  دوباره  برگشتم  بعضی از  داستان‌های ساعدی را که  چند سال  پیش خوانده بودم، دوباره خواندم و در این خوانش متوجه شدم که خواندن ساعدی، ضمن اینکه از نظر هنر و ادبیات یک زاویه دید متفاوت و عمیق ایجاد می‌کند، اطلاعاتی در مورد مسایل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران نیز به مخاطب می‌دهد و نسبت به جامعه رنگین ایرانی، شناخت عمیقی به وجود می آورد؛ از این رو به سراغ ترجمه آثار او رفتم.

این مترجم زبان ترکی با اشاره به دید و دغدغه‌های غلامحسین ساعدی گفت: ساعدی جاهای مختلف ایران را گشته است و مردم‌‌نگاری بود که جامعه را خوب  می‌شناخت. او روانشناسی بود که به همه  مسایل نگاه چند بعدی داشت و برای من که فکر می‌کنم مردم ایران و ترکیه دو جامعه‌ای هستند که  سال‌ها در کنار هم زندگی کرده‌اند، اما شناخت عمیقی از فرهنگ  همدیگر ندارند، این داستان‌ها  وسیله خوبی بود برای ایجاد شناخت در ترکیه  نسبت به ایران و فرهنگ ایرانی.

وی ادامه داد: همان طور که بعضا در تهران از من در مورد ارمنی‌ یا مسلمان بودن مردم ترکیه پرسیده می‌شود، در استانبول نیز حرف‌های اشتباهی در مورد ایران و مردم آن می‌شنیدم. پس به نظرم داستان‌های غلامحسین  ساعدی از این جهت برای ایجاد شناخت عمیق‌تر در مورد فرهنگ ایران، نمونه بسیار خوبی بود.
 

عیوضی در توضیح ترجمه رمان‌های ساعدی اظهار کرد: خوشبختانه استقبال از کتاب‌های ساعدی بسیار خوب بود و رمان‌های «توپ» و «عزاداران بیل» به چاپ دوم رسیده و قرار است تا دو ماه دیگر چاپ سوم آن راهی بازار شود. مجموعه داستان «دندیل» نیز تازه چاپ شده است و رمان «ترس و لرز» آماده چاپ شده و در مرحله ویرایش از سوی انتشارات است.

وی افزود: برای من جای خوشحالی است که این کتاب‌ها از سوی  انتشارات «یاپی کردی» نشر می‌شود که یکی از بهترین انتشارات ترکیه است و کارهای اورهان پاموک را چاپ می‌کند. جا دارد در اینجا از خانوداه غلامحسین ساعدی قدردانی و تشکر کنم؛ به‌ویژه برادر زنده‌یاد غلامحسین ساعدی، علی اکبر ساعدی و خانواده او که در راستای دادن اطلاعات در مورد کتاب‌ها و راهنمایی انتخاب کتاب به کمک کردند.
 
این مترجم در پایان با اشاره به آثار جدیدی که به تازگی ترجمه کرده است، گفت: به تازگی کتاب «پستچی» چیستا یثربی را برای انتشارات زوم ترجمه کرده‌ام که این کتاب نیز راهی بازار نشر ترکیه شده است.



طبقه بندی: داستان، داستان ایرانی، نقدو نظر، نقد و نظر آثار ایرانی، خبر، معرفی کتاب،
برچسب ها: استقبال مردم ترکیه از آثار غلامحسین ساعدی، غلامحسین ساعدی، داستان معاصر، رمان معاصر،
[ 23 دی 98 ] [ 10:44 ب.ظ ] [ ]
برندگان نوبل ادبیات اعلام شدند و اولگا توگارچوک، نویسنده لهستانی برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2018 و پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی برنده نوبل ادبیات سال 2019 شد. در این مطلب با اولگا توگارچوک بیشتر آشنا می‌شویم.
 
 اعضای داوران آکادمی سوئدی نوبل اولگا توگارچوک، نویسنده لهستانی را به عنوان برنده نوبل ادبیات سال 2018 معرفی کردند. از توگارچوک به عنوان نویسنده‌ای نام برده شد که زندگی محلی برایش اهمیت زیادی دارد اما از بالا به زمین نگاه می‌کند و آثارش پر از بذله‌گویی و زیرکی است.
 
آکادمی سوئدی اعلام کرد که توگارچوک برای «تخیل روایی که همراه با هیجان دایره‌المعارفی مرزها را در می‌نوردد و شکلی جدید از زندگی را نشان می‌دهد»  به عنوان برنده نوبل ادبیات انتخاب شده است.
 
پیش از اعلام برنده توگارچوک یکی از گزینه‌های احتمالی بود زیرا کارشناسان معتقد بودند یکی از برندگان اعلام‌شده حتماً نویسنده زن خواهد بود. . از مجموعه 114 جایزه‌ای که پیش از این اهدا شده است فقط 14 نویسنده زن موفق به دریافت نوبل ادبیات شدند و توگارچوک پانزدهمین نویسنده زنی است که موفق به دریافت جایزه نوبل شد.
 
 
Image result for ‫اولگا توگارچوک‬‎

اولگا توگارچوک 57 ساله تاکنون برنده چند جایزه معتبر شده و آثارش در لهستان مخاطبان زیادی دارد. وی در دانشگاه ورشو رشته روانشناسی خوانده است و علاقه‌اش به ایده‌های «کارل یونگ» در همه آثارش هویداست.
 
 نخستین اثر وی مجموعه شعری بود كه در سال 1989 منتشر شد، پس از آن توگارچوک هشت رمان و دو مجموعه داستان کوتاه به نگارش درآورد. «پروازها» اولین داستان این نویسنده است که به زبان انگلیسی ترجمه شده است. ارائه مفهوم سفر در قرن‌های مختلف موضوع اصلی کتاب «پروازها» است و برای نویسنده لهستانی جایزه بوکر بین‌المللی سال 2018 را هم به ارمغان آورد.
 
علاوه بر این داستان‌هایی چون «سفر کتاب-مردم» و «کتاب جیکوب» را هم به نگارش درآورده است.
 
Image result for ‫ اولگا توگارچوک‬‎

 جنیفر کرافت، مترجم آثار توگارشوک به زبان انگلیسی است.«پروازها» در دانشگاه آیووا ترجمه ادبی خوانده و چند سال در لهستان و آرژانتین زندگی کرده است. او از زبان‌های لهستانی، اسپانیایی و اوکراینی کتاب ترجمه می‌کند. وی در حال حاضر در نیویورک سکونت دارد و سردبیر مجله ریویو بوینس آیرس است.


طبقه بندی: داستان، داستان خارجی، خبر، معرفی کتاب،
برچسب ها: همه چیز درباره اولگا توگارچوک، برنده نوبل ادبیات 2018، اولگا توگارچوک، نوبل،
[ 19 مهر 98 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ ]

برندگان نوبل ادبیات اعلام شدند و پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی برنده نوبل ادبیات سال 2019 و اولگا توگارشوک، نویسنده لهستانی برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2018 شدند. در این مطلب با پیتر هاندکه بیشتر آشنا می‌شویم.

 
اعضای داوران آکادمی سوئدی نوبل پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی را به عنوان برنده نوبل ادبیات سال 2019 معرفی کردند.
 
آکادمی سوئدی اعلام کرد که هاندکه با «آثار تأثیرگذارش و اصالت زبان‌شناسانه پیرامون و خاص بودن تجربه انسانی را به تصویر می‌کشد.»
 
انتخاب پیتر هاندکه به عنوان برنده نوبل ادبیات سال 2019 عجیب‌تر از انتخاب توگارچوک است. انتخاب نویسنده و نمایشنامه‌نویس اتریشی در حالی رخ داد که هیئت داوران هفته گذشته اعلام کردند دوست دارند از محوریت مردان و اروپایی‌ها در نوبل ادبیات بکاهند.
 
در شناسنامه کاری هاندکه رمان، مقاله، و نمایشنامه‌‌هایی چون «کاسپار» و «دشنام به تماشاچی» دیده‌ می‌شود. از سال 1990 تاکنون ساکن پاریس است و بیشتر از همه با کتاب «بر فراز دهکده‌ها» و البته رمان «تکرار» شناخته می‌شود.


Image result for ‫پیتر هاندکه‬‎
 
هاندکه که از سمت مادر اسلوونیایی است و در سال 2006 در مجلس ختم مجرم جنگی صربستان، اسلوبودان میلوشویچ سخنرانی کرد. سخنرانی که سبب شد انتقادات شدیدی به نویسنده اتریشی بشود و حتی جایزه هاینریش هینه به دلیل مواضع سیاسی هاندکه را از نامزدی جایزه خط بزند. در سال 2014 هم برنده جایزه ایبسن شد که با اعتراضاتی در اسلو روبه‌رو شد.
 
جایزه نوبل ادبیات که به طور معمول سالیانه برگزیده خود را اعلام می‌کند در سال 2018 برگزار نشد زیرا آکادمی سوئدی اعلام کرد برندگان نوبل ادبیات به رسوایی اخلاقی، فساد مالی، و همچنین بی‌وفایی بعضی از اعضا به قوانین نوبل مبنی بر فاش نکردن نامزدهای جایزه به عموم متهم شد.
 

Image result for ‫پیتر هاندکه‬‎

کازوئو ایشی‌گورو، باب دیلن، آلیس مونرو، اورهان پاموک، تونی موریسون، و گابریل گارسیا مارکز از برندگان پیشین جایزه نوبل ادبیات هستند.


طبقه بندی: داستان، داستان خارجی، خبر،
برچسب ها: همه چیز درباره پیتر هاندکه، برنده نوبل ادبیات 2019، پیتر هاندکه،
[ 19 مهر 98 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ ]
[ 24 شهریور 98 ] [ 06:04 ب.ظ ] [ ]

 به نقل از پابلیشرزویکلی، مسئولان انتشارات پنگوئن و همچنین بسیاری از کتابفروشان انتظار دارند رمان دنباله سرگذشت ندیمه مارگارت اتوود با عنوان «وصیت‌ها» رکورد فروش رمان در سال‌های اخیر را بشکند.
 
مسئولان انتشارات پنگوئن می‌گویند در چند روز ابتدایی انتشار این رمان بیش از 125هزار نسخه از این کتاب فروش رفته است و همچنان درخواست برای خرید این رمان ادامه دارد. گفته می‌شود کتابفروشان حتی این رمان را در قفسه‌های خود نمی‌گذارند چون از فروش آنها اطمینان دارند.
 
رمان جدید اتوود دهم سپتامبر به طور همزمان در آمریکا و انگلیس از سوی انتشارات پنگوئن روانه بازار کتاب شد. پیش از این شرکت آمازون صدها نسخه از این رمان را برای مشتری‌های خود ارسال کرده بود.
 
سرگذشت ندیمه تقلای یک زن برای نجات پیدا کردن از یک پادآرمان‌شهر در امریکای آینده را دنبال می‌کند، جایی که زن‌ها حقوق محدودی دارند، به عنوان ابزاری برای تولیدمثل از آنها استفاده می‌شود و اجازه نوشتن یا خواندن ندارند.
 

مارگارت اتوود



انتشارات پنگوئن گفته است 500 هزار نسخه از رمان را آماده کرده است. هنوز آمار رسمی از سوی بوک اسکن درباره فروش رمان اعلام نشده است ولی فروشگاه‌های زنجیره‌ای کتاب در آمریکا و انگلیس از فروش بالای رمان خبر می‌دهند.
 
لیز هارول یکی از مدیران فروشگاه زنجیره‌ای کتاب بارنزاندنوبل اعلام کرده رمان اتوود دومین کتاب پرفروش هفته گذشته بوده و انتظار داریم این کتاب به صدر کتاب‌های پرفروش برسد. پیش از این رکورد فروش در روزهای ابتدایی مربوط به کتاب ترس باب وودوارد بود.
 
به گفته مسئولان فروشگاه رمان اتوود در حال شکستن رکوردهاست و به نظر می‌رسد گوی رقابت را از رمان موسسه نوشته استیون کینگ ببرد.
 
در انگلیس فروش رمان اتوود رکورد فروش در چند روز ابتدایی را شکسته است. بسیاری از کتابفروشی‌های مستقل آمریکایی نیز بر این باور هستند که این رمان می‌‌تواند به رکورد فروش کتاب‌های هری پاتر برسد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)




طبقه بندی: معرفی نویسنده و...، داستان خارجی، نقدو نظر، خبر، معرفی کتاب،
برچسب ها: رکورد فروش دنباله سرگذشت ندیمه، سرگذشت ندیمه، مارگارت اتوود،
[ 24 شهریور 98 ] [ 05:55 ب.ظ ] [ ]
یوسف علیخانی، نویسنده گفت: یک واقعیت اساسی در ادبیات داستانی ما این است که، دشمن ما نویسندگان ایرانی، خود ما نویسندگان ایرانی هستیم. یعنی من نویسنده به جای اینکه از انتشار کتاب دیگر نویسنده‌ها و دوستانم خوشحال شوم، بیشتر دوست دارم او را زمین بزنم.


 هم‌زمان با برگزاری آیین اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس، نشست تخصصی «داستان ایرانی؛ ارزش‌ها، کاستی‌ها»، با محوریت بررسی وظایف ناشران و نویسندگان، با سخنرانی محمدحسن شهسواری، محمد حسینی، یوسف علیخانی و ارسلان فصیحی، عصر سه‌شنبه (۲۹ مردادماه)، در شهر کتاب دانشگاه برگزار شد.

هیچ انتقادی به خوانندگان ندارم

محمد حسینی، درباره نقش خواننده در پیشبرد وضعیت داستان ایرانی، گفت: من مسئله خواننده را هم از دیگر مسائل جدا نمی‌دانم. اینکه من از مردم توقع داشته باشم، با این شرایط بد اقتصادی -و اینکه برخی نگران حداقل معاش‌اند- کتاب بخوانند، خیلی توقع به جایی نیست. من به عنوان نویسنده نمی‌توانم جدا از این شرایط فکر کنم و بگویم مردم ابلهی داریم، چون کتاب نمی‌خوانند. بنابراین با توجه به شرایطی که خودم شاهد آن هستم، هیچ انتقادی به مردم و خوانندگان ندارم.

 

محمد حسینی

این نویسنده درباره اینکه گفته می‌شود کتاب ترجمه بیشتر از داستان‌های تالیفی استقبال می‌شود، بیان کرد: این طور نیست که کتاب خارجی خوانده می‌شود، اما داستان ایرانی نه! باید توجه داشت که در بخش ترجمه بهترین آثار ادبیات دنیا ترجمه می‌شود نه همه آثار، بنابراین بهترین‌ها خوانده می‌شود. از این طرف ما نیز هر سال دو یا سه کتاب ایرانی پرفروش داریم، پس داستان ایرانی هم خوانده می‌شود.


کار سخت انجام دادن خیلی با ژن ما سازگار نیست
در ادامه جلسه محمدحسن شهسواری، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی، در شروع بحث خود به نقش نویسندگان پرداخت و گفت: در مورد نویسندگان دو مسئله داخلی و خارجی تاثیر‌گذار است. مسئله داخلی مسئله درونی خود نویسندگان است. اساساً رمان از بخش ادبی و نخبه‌گرا وارد ایران شد و نخستین نویسندگان ما از آن طریق و تحت تأثیر نویسندگان غربی، به خصوص فرانسوی‌ها به نویسندگی ورود پیدا کردند. اینجا دو اتفاق مهم افتاد، یک اینکه، خواننده‌ داشتن موجب سرشکستگی نویسنده است؛ در واقع خواننده زیاد داشتن میل نویسنده است، ولی برای او ارزش نیست؛ کسی هم بابت آن تلاش نمی‌کند. مسئله دوم عدم توجه به سرگرمی‌سازی داستان‌هاست، که در کارگاه‌های داستان‌نویسی ما هم به آن توجه نمی‌شود و آموزش داده نمی‌شود. اصلاً خیلی‌ها معتقدند سرگرمی‌شان ادبیات نیست. یعنی جزو ارزش‌های اولیه است، اما قطعاً ارزش اصلی و اول نیست.

او ادامه داد: از طرفی هم اساساً نوشتن سخت است و کار سخت کردن خیلی با ژن ما سازگار نیست. بنده از نوجوانی در محافل داستان‌نویسی و در کنار بچه‌های نویسنده بوده‌ام، اینکه می‌گویم حقیقتاً خیلی دردناک است، ولی واقعاً در نهانی‌ترین بخش‌های بسیاری از نویسندگان ما، خواننده دارای ارزش نیست. یعنی خواننده زیاد دوست دارند؛ اما واقعا برای خواننده ارزش قائل نیستند.
 

محمدحسن شهسواری

مخاطب امروز ما با روابط غربی تربیت شده است
شهسواری در ادامه و در بیان معضلات داستان ایرانی اظهار کرد: نکته بعدی که به‌خصوص در دهه گذشته خودش را خیلی بیشتر نشان داده، این است که رمان‌های خارجی رقیب ما هستند. یعنی ‌ما در مرحله جهانی‌سازی هستیم و بیش از یک دهه است که سریال‌های آمریکایی و ارزش‌های جهانی وارد خانه ما شده و الان رقابت وحشتناک‌تر است. در حالی که مثلاً ۲۰ سال پیش رقابت انقدر نزدیک نبود، بسیاری از خوانندگان اصلاً آن فضاها را درک نمی‌کردند و علاقه‌ای به آن نشان نمی‌دادند. بنابراین به این معنا رقابتی بین رمان و داستان ایرانی و خارجی نبود. مخاطب امروز ما ۱۰ سال است که با روابط غربی در حال تربیت است؛ بنابراین در شرایط موجود رقابت خیلی سخت‌تر است. به نظر من با این شرایط اگر نویسنده ایرانی در کل سال بیش از هزار نسخه بفروشد، واقعاً به فرهنگ این مملکت کمک می‌کند.

دشمن ما نویسنده‌های ایرانی، خود ما نویسنده‌های ایرانی هستیم
یوسف علیخانی، نویسنده و ناشر، نیز در شروع سخنانش گفت: یک واقعیت اساسی در ادبیات داستانی ما این است که، دشمن ما نویسنده‌های ایرانی، خود ما نویسنده‌های ایرانی هستیم. یعنی من نویسنده به جای اینکه از انتشار کتاب دیگر نویسنده‌ها و دوستانم خوشحال شوم، بیشتر دوست دارم او را زمین بزنم. به طور کلی از خوشحالی و موفقیت کتاب نویسنده‌های دیگر خوشحال نمی‌شویم.
 

یوسف علیخانی

او ادامه داد: حرف من این است که بیایید یک مقدار از این شعار دادن دست برداریم. متاسفانه نویسنده ایرانی هنوز ننوشته، منتظر است نوبل بگیرد و باید تمام جوایز به او داده شود و وقتی هم که کتابش چاپ می‌شود، باید برای او صف ببندند، که اگر صف نبندند، حتما این خواننده‌ها نفهمند، یا اصلاً ادبیات نمی‌فهمند. وقتی هم کتابی غیر از کتاب خودشان می‌فروشد، اساسی دخل آن را می‌آورند. نکته دیگر هم این است که ما قبل از اینکه کتابی را بخوانیم، در مورد آن نقد نوشته‌ایم و ندیده و نخوانده پیش‌فرض داریم.

رمان باید سرگرم‌کننده باشد
در ادامه ارسلان فصیحی مترجم و ویراستار درباره چرایی خوانده نشدن داستان ایرانی و اقبال از داستان‌های ترجمه گفت: یک موقع نویسنده برای یک مخاطب خاص می‌نویسد، گاهی برای مخاطب عام و گاهی برای چهار تا دوست و رفیق خود. برای مثال گویا هوشنگ‌گلشیری گفته بود که «معصوم پنجم» را برای پنج نفر نوشته است؛ در کنار آن «آینه‌های دردار» را برای عموم مردم نوشته بود؛ بنابراین نباید کل داستان ایرانی را با یک چوب برانیم. هر داستان مخاطب خاص دارد، برخی داستان‌ها مخاطب عام دارند؛ حال ما باید ببینیم داستان‌هایی که به وضوح برای مخاطبین عامه نوشته شده‌اند چرا فروش نمی‌روند؟

او ادامه داد: وجه اساسی رمان این است که باید سرگرم‌کننده باشد. رمان جزو صنعت سرگرمی است، یعنی جدا از بحث سبک، محتوا و این قبیل مسائل، اگر رمان سرگرم‌کننده نباشد، نمی‌تواند مخاطب را با خود همراه کند. تجربه به من نشان داده که بعضی رمان‌ها برای پرفروش شدن نوشته یا ترجمه می‌شوند؛ مثلاً فرض کنید خود من «ملت عشق» را برای این ترجمه کردم که پرفروش شود و پرفروش هم شد. با این اوصاف به نظر من مشکل اساسی حال حاضر رمان‌هایی که برای پرفروش شدن نوشته می‌شوند، مخدور بودن جنبه سرگرم‌کنندگی رمان، ضعف‌های تکنیکی و ضعف‌های زبانی است.
 

ارسلان فصیحی

فصیحی در بخش دیگری از صحبت‌های خود درباره نقش جایزه‌های ادبی در دیده شدن آثار داستانی گفت: در حال حاضر دیگر جایزه ادبی‌ای وجود ندارد، که بخواهد تاثیرگذار باشد. آن موقع که این جایزه‌ها بودند، تاثیرگذار هم بودند؛ شاید به اعتبار اینکه جایزه‌ها در دست بخش خصوصی بود و حالت مستقل داشت؛ برای همین خواننده‌ها به نتیجه داوری آن جوایز اهمیت می‌دادند و شاهد بودیم که کتابی که جایزه می‌گیرد، حداقل یک چاپ بیشتر منتشر می‌شود.

وی در پایان درباره کم مخاطب بودن داستان ایرانی گفت: دلیل عمده اینکه داستان‌های ایرانی خوانده نمی‌شود، یا فروش نمی‌رود، این است که آدم‌ها به یکدیگر کتاب خواندن و اساسا کتاب‌ها را توصیه نمی‌کنند، چون  عامل اصلی در موفقیت و پرفروش شدن یک کتاب، همین توصیه و معرفی‌ها و اصطلاحا تبلیغات افواهی است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،



طبقه بندی: شعر، داستان، داستان ایرانی، نقدو نظر، نقد و نظر آثار ایرانی، خبر،
برچسب ها: نویسندگان ایرانی، دشمن نویسندگان ایرانی، ققنوس،
[ 1 شهریور 98 ] [ 11:08 ب.ظ ] [ ]
 Image result for ‫عارف قزوینی‬‎

عارف قزوینی در دیوان خود و در مقدمه‌ای بر این تصنیف، آورده‌است:

این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده‌است. بواسطه عشقی که حیدرخان عمواوغلی بدان داشت، میل دارم این تضنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد. این تصنیف در آغاز انقلاب مشروطه ایران بیاد اولین قربانیان آزادی سروده شده‌است.

هنگام می و فصل گل و گشت و (جانم گشت و خدا گشت و) چمن شد

دربار بهاری تهی از زاغ و (جانم زاغ و خدا زاغ و) زغن شد

از ابر کرم خطۀ رشگ ختن شد

دلتنگ چو من مرغ (جانم مرغ) قفس بهر وطن شد

چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!

سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ!

از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

در سایۀ گل بلبل ازین غصه خزیده

گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه کج‌رفتاری ای چرخ

خوابند وکیلان و خرابند وزیران

بردند به سرقت همه سیم و زر ایران

ما را نگذارند به یک خانۀ ویران

یا رب بستان داد فقیران ز امیران

چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!

سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ!

از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن

مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن

غیرت کن و اندیشۀ ایام بتر کن

اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن

چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!

سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ!

از دست عدو نالۀ من از سر درد است

اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است

جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است

مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است

چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!

سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ!

عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده‌ست

جز جام به کس دست چو خیام نداده‌ست

دل جز به سر زلف دلارام نداده‌ست

صد زندگی ننگ به یک نام نداده‌ست

چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!

سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری (نه آیین داری) ای چرخ!




طبقه بندی: شعر، شعر شعرای قدیم، معرفی نویسنده و...،
برچسب ها: از خون جوانان وطن لاله دمیده، عارف قزوینی، شعر،
[ 1 شهریور 98 ] [ 11:00 ب.ظ ] [ ]
 
Image result for ‫رهی معیری‬‎


آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم

بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد

گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم


Image result for ‫آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم‬‎

سوختم از آتش دل در میان موج اشک

شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم

شمع و گل هم هر کدام از شعله‌ای در آتشند

در میان پاکبازان من نه تنها سوختم

جان پاک من رهی خورشید عالمتاب بود

رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم




طبقه بندی: شعر، شعر شعرای قدیم، معرفی نویسنده و...،
برچسب ها: رهی معیری، آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم،
[ 1 شهریور 98 ] [ 10:53 ب.ظ ] [ ]

گزارش فروش هفتگی سینمای ایران؛

سینما در هفته ای که گذشت چقدر فروخت؟

قصر شیرین- تپلی ومن- سرکوب- شبی که ماه کامل شد

 با شروع دومین ماه از فصل تابستان اکران فیلم‌های روی پرده هم با سه مهمان تازه ادامه پیدا کرد، مهمانانی که هر کدام باب میل و سلیقه بخشی از مخاطبان سینمای ایران هستند و به همین دلیل می‌توانند همه را احتمالا راضی نگه دارند.

«قصر شیرین» ساخته رضا میرکریمی، «سرکوب» به کارگردانی رضا گوران و «تپلی و من» ساخته حسین قناعت سه فیلم جدیدی هستند که از روز چهارشنبه روی پرده رفتند.

این هفته هم فروش سینمای ایران با کاهش نسبی همراه شد و در حدود پنج میلیارد تومان باقی ماند، طبق روال هم «شبی که ماه کامل شد» ساخته نرگس آبیار پرفروش‌ترین و «دختر شیطان» هم کم فروش ترین فیلم هفته بودند.

باز هم افت ۴۰۰ میلیونی درآمد سینما

در این هفته درآمد سینمای ایران از فروش فیلم‌ها پنج میلیارد و ۲۰۶ میلیون تومان بود که نسبت به هفته گذشته حدود ۴۰۰ میلیون تومان کاهش داشته است. البته دو میلیارد و ۸۳۴ میلیون تومان از این درآمد به تهران اختصاص داشته است که متناسب با کاهش درآمد کل از هفته گذشته کمتر است.

همچنین ۴۸۷ هزار و هفت نفر در این هفته به تماشای فیلم های روی پرده نشستند که ۲۱۵ هزار و ۴۳۱ نفر آن اهل تهران بودند. در واقع تعداد تماشاگران سینما حدود ۳۰ هزار نفر نسبت به هفته پیش کم شده است.

قصر شیرین و حامد بهداد

حال به سراغ معرفی تازه‌های اکران برویم، فیلم سینمایی «قصر شیرین» ساخته رضا میرکریمی که نخستین بار در سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درآمد، درامی اجتماعی با بازی حامد بهداد است که داستان مردی به نام جلال مرادی را روایت می‌کند که پس از ماجرای تصادفی، خانواده‌اش را ترک می کند و پس از مدتی به دلیل مرگ مغزی همسرش ناچار به بازگشت می‌شود.

این فیلم به تازگی در جشنواره شانگهای توانست موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را به دست آورده بود.

فیلم میرکریمی که مورد توجه منتقدان هم قرار گرفته است، در دو روز نخست اکران ۱۲۲ میلیون و ۳۵۴ هزار تومان فروش داشته است.

سرکوب و تپلی من، دیگر تازه‌های اکران

«سرکوب» به کارگردانی رضا گوران دیگر فیلم اجتماعی است که روی پرده رفته است، فیلمی که متقاضی حضور در جشنواره سی و هفتم فجر هم بود اما انتخاب نشد و حال قرار است در اکران عمومی برای تماشاگران به نمایش در بیاید.

گوران که از کارگردانان تئاتر شناخته شده است، در «سرکوب» اولین تجربه سینمایی اش را پشت سرگذاشته است که از نظر برخی از اهالی سینما که فیلم را دیده اند، به خوبی توانسته از عهده کارگردانی بربیاید، اما باید قضاوت را به مخاطبان واگذار کرد و دید گوران در سینما هم مانند تئاتر حرفی برای گفتن دارد یا نه؟

او در خلاصه این فیلم اجتماعی که از بازی باران کوثری، سارا بهرامی، الهام کردا، پردیس احمدیه و رویا افشار بهره برده، آمده است: «یه کاری کرد وفاداری بشه عادت همه مون حالا همه مون وفاداریم اما اونی که بهش وفاداریم خیلی وقته که مرده.»

«سرکوب» هم در دو روز نخست اکرانش توانسته ۳۴ میلیون و ۳۱۶ هزار تومان بفروشد.

و در نهایت «تپلی و من» سومین فیلم تازه اکران، فیلمی در حوزه کودک و نوجوان است که حسن معجونی، میترا حجار و یوسف تیموری در آن بازی می‌کنند. این فیلم داستان زندگی زندگی رامین، فیلم‌نامه‌نویس ۴۰ ساله‌ تنها و ناموفقی را روایت می کند که با ورود پسری هشت ساله به نام تپلی دگرگون می‌شود. چهره‌ تپلی اما برای مرد بیش از حد آشناست ...

قناعت در این فیلم هم مانند گذشته به سراغ موضوع کودکان رفته است و باید دید که این فیلم با چه واکنش‌هایی رو به رو خواهد شد، «تپلی و من» ۳۰ میلیون و ۴۵۸ هزار تومان فروخته است.

شبی که ماه کامل شد و جنجال تازه

حال از تازه‌های اکران فارغ شده و به سراغ سایر فیلم‌های روی پرده برویم، جایی که «شبی که ماه کامل شد» همچنان صدرنشین است و «سرخپوست» هم در کنارش قرار دارد. در واقع کاهش فروش این هفته فیلم‌ها باعث شده است که پرفروش‌ترین فیلم گیشه تنها یک میلیارد و ۹۴ میلیون تومان فروش داشته باشد.

فیلمی که این هفته درگیر موضوع تازه مدت زمان اکران در سینمای سرگروه بود، شورای صنفی نمایش با این دلیل که «شبی که ماه کامل شد» فیلم ارزشی به شمار می آید، مدت اکرانش در سینمای سرگروه را سه هفته تمدید کرد و این اتفاق با واکنش پخش کننده فیلم «ایده اصلی» ساخته آزیتا موگویی همراه شد. البته تهیه‌کننده فیلم آبیار اعلام کرد که از این سه هفته می‌گذرند اما با موافقت شورای صنفی نمایش همراه نشد. در واقع مشکل اینجاست که همچون نظر بسیاری از منتقدان برچسب ارزشی زدن به فیلم‌ها آن هم در حالیکه معیار و قانونی برایش وجود ندارد امر درستی نیست و خود به خود موجب به وجود آمدن شایعه و شائبه می‌شود.

با این حال این فیلم باید سه هفته دیگر در سینمای سرگروه به نمایش در بیاید و مطمئنا به یکی از رقبای «متری شیش و نیم» ساخته سعید روستایی برای کسب عنوان پرفروش‌ترین فیلم سال بدل می‌شود. فیلمی که قرار است در بخش افق‌های جشنواره ونیز پذیرفته شده است.

ایکس لارج مخاطبان را جذب کرد/ زهرمار افت کرد

دیگر نکته جالب اکران این هفته رشد قابل توجه فروش «ایکس لارج» ساخته محسن توکلی است، این فیلم که در دو هفته نخست با اقبال چندانی رو به رو نشد، در دو هفته دوم اکرانش به یکباره با شیب صعودی محسوسی توانست در جذب مخاطب پیش برود. «ایکس لارج» این هفته ۷۲۳ میلیون و ۶۴۶ هزار تومان فروخته است.

فارغ از «تگزاس ۲» که به شکلی عجیب همچنان می‌فروشد، فیلم «زهرمار» جواد رضویان و «ما همه با هم هستیم» کمال تبریزی از جمله فیلم‌هایی بودند که افت فروش محسوسی را این هفته تجربه کردند.

حال به سراغ آمار فروش فیلم‌های روی پرده به تفکیک فروش هفتگی و کل می رویم. (فروش هفتگی از روز ۲۸ تیر تا پیش از روز جمعه چهار مرداد محاسبه شده و آمار از سامانه فروش سینمای ایران استخراج شده است.)

نام فیلم

نام کارگردان

فروش هفتگی

فروش کل

شبی که ماه کامل شد

نرگس آبیار

یک میلیارد تومان

۱۴ میلیارد و ۷۱۶ میلیون تومان

تگزاس ۲

مسعود اطیابی

۸۰۴ میلیون تومان

۲۱ میلیارد و ۷۴۹ میلیون تومان

سرخپوست

نیما جاویدی

۷۸۹ میلیون تومان

۱۱ میلیارد و ۵۵ میلیون تومان

ایکس لارج

محسن توکلی

۷۲۳ میلیون و ۶۴۶ هزار تومان

دو میلیارد و ۷۲۰ میلیون تومان

زهرمار

جواد رضویان

۵۸۱ میلیون و ۵۵۳ هزار تومان

چهار میلیارد و ۱۸ میلیون تومان

نیوکاسل

محسن قصابیان

۳۶۳ میلیون و ۴۴۹ هزار تومان

۴۵۳ میلیون و ۱۹۸ هزار تومان

ما همه با هم هستیم

کمال تبریزی

۳۳۶ میلیون و ۳۶۴ هزار تومان

۱۰ میلیارد و ۲۴ میلیون تومان

سامورایی در برلین

مهدی نادری

۱۵۴ میلیون و ۱۴۴ هزار تومان

پنج میلیارد و ۹۵۸ میلیون تومان

قصر شیرین

رضا میرکریمی

۱۲۲ میلیون و ۳۵۴ هزار تومان

۱۲۲ میلیون و ۳۵۴ هزار تومان

متری شیش و نیم

سعید روستایی

۱۲۱ میلیون و ۶۳۳ هزار تومان

۲۷ میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان

سرکوب

رضا گوران

۳۴ میلیون و ۳۱۶ هزار تومان

۳۴ میلیون و ۳۱۶ هزار تومان

کار کثیف

خسرو معصومی

۳۲ میلیون و ۵۸۹ هزار تومان

۱۷۰ میلیون و ۸۶۶ هزار تومان

تپلی و من

حسین قناعت

۳۰ میلیون و ۴۵۸ هزار تومان

۳۰ میلیون و ۴۵۸ هزار تومان

دختر شیطان

قربان محمدپور

۱۵ میلیون و ۳۶۹ هزار تومان

۸۶۹ میلیون و ۶۰۲ هزار تومان

*خبرآنلاین




طبقه بندی: سینما، معرفی فیلم، سینمای ایرانی، نقدو نظر، نقد و نظر آثار ایرانی، خبر،
برچسب ها: سینما در هفته ای که گذشت چقدر فروخت؟، سینما، سینمای ایران،
[ 5 مرداد 98 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ ]

 
 یکی از کلمات و واژه هایی که برای انسان و همچنین برای نویسندگان مقدس است کلمه مادر است. در بسیاری از داستان‌ها مادر محور و الهام بخش نویسنده‌های مختلف از تمام فرهنگ‌های جهان بوده است. مادر همیشه نقطه شروع زندگی بشر بوده است. در طول تاریخ ادبیات جهان بسیاری از کتاب‌ها به طور ویژه به مفهوم مادر بودن اهمیت داده‌اند که از مهمترین رمان‌ها و داستان‌های نوشته شده با موضوع و محوریت مادر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

«زنان کوچک» نوشته لوئیزا می الکات 
 
 

داستان در مورد خانواده مارچ است که قبلاً پولدار بوده‌اند ولی الان وضعیت خوبی ندارند و پدرشان برای کمک به سربازان به جنگ رفته است و حالا آن‌ها سعی می‌کنند زندگی خود را اداره کرده و در کنارش به مردم محتاج کمک کنند. آن‌ها همگی زندگی نسبتاً سختی دارند و از یکدیگر حمایت می‌کنند و ماجراهای جالبی برایشان پیش می‌آید.
«آیا مادری هست به من کمک ‌کند؟» نوشته جینا بیلی
 
 

این رمان مجموعه ارزشمندی از نامه‌های جالبی است که اولین آنها در سال 1935 چاپ شد. نامه‌ها متعلق به زنی است که درباره احساسات مادرانه خود حرف می‌زند. نویسندگان این نامه‌ها زنان عضو باشگاهی بودند که «باشگاه همکاری» نام داشت.

«اتاق» نوشته اما داناهیو 
 
 

«اتاق» نام یک رمان به زبان انگلیسی است که در سال ۲۰۱۰ توسط یک نویسنده ایرلندی-کانادایی به نام اما داناهیو نوشته شده است. داستان از منظر یک پسر پنج ساله، جک، است که چندین سال در یک اتاق کوچک همراه با مادر خود اسیر شده است. در ابتدای داستان با دختر ربوده شده مواجه هستیم ولی بعد این دختر تبدیل به مادری می‌شود که برای نجات فرزند خود از دست پدرش مجبور است راه‌های فرار بسیاری را امتحان کند.

 
«مستاجر عمارت ویلفرد» نوشته آن برونته 
 
 

سه خواهر خانواده برونته نویسندگان مشهوری در انگلیس محسوب می‌شوند. نویسنده این کتاب هرچند به اندازه خواهرش شارلوت شهرت ندارد اما به خوبی می‌توان احساسات مادرانه را در رمانش مشاهده کرد. خیلی از منتقدان این رمان را فمینیستی عنوان کردند ولی یک بیوه جوان برای حفاظت از پسرش مجبور می‌شود به تپه‌های ویلفرد دور از چشم دیگران برود و با شرایط سخت زندگی کند.

«مادر و من و مادر» نوشته مایا آنجلو 
 
 

نویسنده کتاب‌هایی مثل «و هنوز بزرگ می‌شوم» دارای زندگی خاصی است که نشان می‌دهد خودش مادر مهربانی بوده و این کتاب شرح حالی از زندگی‌اش است. او یک دهه پس از فوت مادرش کتابی نوشته است که تمام نوشته‌های آن به روابط او با مادرش اشاره دارد.

«نمی‌‌دانم چطور انجام می‌دهد: زندگی کیت ردی به عنوان مادر شاغل» نوشته آلیسون پیرسون
 
 

کیت ردی در مجموعه داستان‌های پیرسون به عنوان مدیر یک شرکت بزرگ وظایف مادرانه خود را به خوبی انجام می‌دهد. در تمام داستان‌های این مجموعه اولویت شخصیت زن داستان رسیدگی به فرزندان خود است.

«پشت پرده در موزه» کیت اتکینسون
 
 

داستان کتاب درباره دختر جوانی است که در خانواده‌ای زندگی می‌کند که زنانی از سه نسل متفاوت در آن زندگی می‌کنند. او می‌تواند با مادرانی از تمام نسل‌ها ارتباط داشته باشد و در طول داستان تجربیات آنها را به خواننده منتقل کند.

«آنا کارنینا» نوشته لئو تولستوی 
 
 

زن و شوهری به نام‌های استپان آرکادیچ و داریا الکساندرونا با هم اختلافی خانوادگی دارند. آنا کارنینا خواهر استپان آرکادیچ است و از سن‌پترزبورگ به خانه برادرش در مسکو می‌آید و اختلاف زن و شوهر را حل می‌کند و حضورش در مسکو باعث به وجود آمدن ماجراهای اصلی داستان می‌شود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ردآنلاین -




طبقه بندی: داستان، داستان ایرانی، داستان خارجی، نقدو نظر، خبر،
برچسب ها: بهترین رمان‌هایی که درباره مادران نوشته شده‌اند،
[ 5 مرداد 98 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ ]


تمدید مهلت ارسال آثار به جایزه‌ شعر شاملو

 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری پنجمین دوره جایزه شعر شاملو در اطلاعیه دبیرخانه این جایزه آمده است: تاکنون بیش از صد و پنجاه مجموعه به دبیرخانه‌ جایزه‌ شعر احمد شاملو رسیده است و داوران مرحله‌ نخست، مدتی‌ است کار بررسی کتاب‌های این دوره را آغاز کرده‌اند. با این حال به دلیل پیام‌های شاعران گرامی مبنی بر امکان تمدید مهلت ارسال کتاب برای این دوره، این مهلت تا پانزدهم مرداد امسال تمدید شد.

گفتنی‌ست نتایج مرحله‌ اول پنجمین دوره‌ جایزه، یکم مهر ماه اعلام خواهد شد.

دبیرخانه‌ جایزه‌ شعر شاملو مفتخر به قدردانی از استقبال بی‌شایبه‌ شاعرانی‌ است که مجموعه‌شعرهای گران‌قدرشان را از شهرهای دور و نزدیک، از آبادان، اردبیل، ارومیه، اصفهان، اهواز، بجنورد، بهبهان، تبریز، تهران، جیرفت، خرمشهر، دزفول، دهدشت، رشت، زنجان، سراب، شاهین‌شهر، شهرکرد، شیراز، فریمان (خراسان رضوی)، فیروز آباد (فارس)، فریدون‌کنار (مازندران)، فومن، قرچک، کرج، کرمان، کرمانشاه، کهکیلویه و بویراحمد، لاهیجان، لنگرود، مشهد، نیشابور و همدان برای شرکت در دوره‌ حاضر جایزه ارسال کرده‌اند.

همچنین این مجموعه سپاسگزار همت بلند و همکاری ناشرین گرامی است که کماکان مثل سال‌های گذشته دبیرخانه‌ جایزه را در به انجام رساندن هر چه پر‌بارتر این امر فرهنگی یاری کرده‌اند.

شاعران گرامی و ناشران محترمی که علاقمند به شرکت در این رقابت هستند، فقط تا ۱۵مرداد ماه امسال مهلت دارند که سه نسخه از کتاب‌های چاپ اول شعر نو خود را که در سال۱۳۹۷منتشر شده است برای دبیرخانه ارسال کنند.

دبیرخانه ارسال کتاب را به منزله‌ علاقمندی به شرکت در رقابت ادبی جایزه‌ شعر تلقی کرده و تنها کتاب‌های ارسال‌شده در این رقابت شرکت داده خواهد شد. 

توضیح آن که تاریخ مورد استناد، تاریخی است که در شناسنامه‌ کتاب درج شده است.
نشانی: تهران، خیابان هلال احمر، نرسیده به میدان رازی، نبش خیابان مرادی، فروشگاه کتاب فرهنگان، کد پستی  ۱۳۳۶۶۱۹۳۳۵» 



طبقه بندی: شعر، نقدو نظر، خبر،
برچسب ها: تمدید مهلت ارسال آثار به جایزه‌ شعر شاملو، شاملو،
[ 5 مرداد 98 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ ]

 

 

 

چهار و نیم بعد از ظهر رسیدیم به یزد. حمامی و تهیه اتاقی در مسافرخانه‌ای و استراحتی و بعد به ‏راه افتادیم. شهر پر بود از دوچرخه‌های فیلیپس و راله.



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان، داستان ایرانی، فرهنگ عامیانه، نقدو نظر، نقد و نظر آثار ایرانی،
برچسب ها: جلال آل‌احمد، متن کامل «سفر به شهر بادگیرها» نوشته جلال آل‌احمد، سفر به شهر بادگیرها،
[ 13 فروردین 98 ] [ 02:02 ب.ظ ] [ ]
Image result for ‫سیل‬‎
سیل آمد و هر چه را که من داشته ام با خود برد
بی وقفه، به سوئی که مَپِنداشته ام با خود برد
هر چیز که روی این زمین بود و نبود
شب بو و بنفشه ها که من کاشته ام با خود برد
این سیلِ گل آلوده مرا حیران ساخت
بی رحم شدو طفلِ بغل داشته ام با خود برد
عید است ولی خانه و کاشانۀ من غرق غم است
نخ ها که به زحمت گران ریشته ام با خود برد
ای داد، کسی ناله و زجّه های من را نشنید
جانی که درونِ سینه انباشته ام با خود برد
***********************************
با نهایت تاثرو تاسف از حادثه ی اخیر برای هم وطنان عزیزمان
به امید روزی که هرروز تسلیت گوی عزیزان کشورمان نباشیم


برچسب ها: سیل گِل آلوده شعری از فائزه ناظر، سیل گِل آلوده، فائزه ناظر، سیل،
[ 13 فروردین 98 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ ]
یاد اخوان در سالروز تولدش



مهدی اخوان ثالث متخلص به امید در سال 1307 شمسی در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستانها و دبیرستانهای مشهد به پایان برد، و از هنرستان صنعتی همین شهر فارغ التحصیل شده پس از فراغ از تحصیل و دو سال اقامت در زادگاه خود، در سال 1327 شمسی وارد تهران شد و به خدمت وزارت فرهنگ درآمد .
او ذوق و مایه شعری را از مادرش به ارث برد و گاهگاه اشعاری به شیوه شاعران متقدم و بخصوص شاعران خراسانی می سرود. امید پس از زمان کوتاهی در سرودن قصیده به سبک متین خراسانی و مثنوی و غزل شهرتی پیدا کرد و از سال 1326 تا سال 1330 شمسی که نخستین مجموعه شعرش «ارغنون» منتشر شد قدرت و چیره دستی وی در انواع شعر کلاسیک آشکار گردید. «ارغنون» که نمونه اشعار عاشقانه و مسائل اجتماعی بود در حقیقت:کارنامه سالهای اولیه اقامت وی در حوزه ادبی تهران بشمار می رود.
با انتشار مجموعه دوم اشعارش:«زمستان» در سال 1334 قدرت شاعری امید بیش از پیش بر همگان روشن شد. در این مجموعه گرایش او به شیوه «پیشنهادی نیما» ونوآوری آشکارتر می شود. در این مجموعه شعر با شاعری روبرو می شویم که در عین آشنایی عمیق با شعر گذشته ایران مخصوصاً اشعار خراسانی با هوشیاری و بیداری خاصی به شیوه نوسرائی و «نیمائی» گرایش پیدا کرده و در عین حال پیوند خود را با شعر قدیم از غزل و مثنوی همچنان استوار نگهداشته است. در مجموعه «آخر شاهنامه» که در سال 1337 شمسی منتشر شده است و مجموعه «ازین اوستا» که در سال 1344 شمسی نشر یافته می توان نمونه های کامل شعر امید را در آنها یافت.

اخوان ثالث

آثار مهدی اخوان ثالث


اخوان همچنین علاقه و اشتیاق زیادی به موسیقی داشت و در زندگی هنریش شعر و موسیقی با هم پیوندی ناگسستنی داشتند؛ به طوری که شعرهایش چنان با عروض شعر فارسی آمیخته و موسیقی کلامش آنچنان تاثیرگذار است که نمی توان آنها را از شعرش جدا کرد و این نشان می دهد که اخوان با موسیقی سنتی آشنایی بسیار داشته است.
اخوان از همان دوره ابتدایی و دبیرستان نسبت به هنر و ادبیات بسیارعلاقمند بوده بطوریکه همیشه عمق مطالب را جستجو و سعی می کرده تا هنر و ادب این مرز و بوم را به طور عمیق بشناسد.
شعرهایی که باعث بزرگی و نام آوری اخوان شد بی شک قصاید و غزلیات زمان جوانی اش نبود، بلکه پس از آشنا شدن با نیما یوشیج و شناختن او، مسیر شاعری اخوان عوض شد و به نوسرایی روی آورد و در این طرز جدید بود که توانست شعر نیمایی را به گونه ای به کار برد که خود صاحب سبکی تازه و مستقل شود. او با بهره گیری از شعر شاعران کهن، اشعار خود را با زبانی ساده در قالب شعر نو ریخت و موضوعات انسانی و جهانی را در آنها بیان کرد.
بعد از سال 1357 کتابهای درخت پیر و جنگل/ آورده اند که فردوسی/ بدعتها و بدایع نیما یوشیج/ دوزخ اما سرد/ در حیاط کوچک پاییز در زندان/ زندگی می گوید اما باید زیست / ترا کهن مرز و بوم دوست دارم، انتشار یافتند.
در سال 1358 مدتی در سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی (فرانکلین سابق) به کار مشغول شد، اما این کار مدت زیادی طول نکشید. بعد از این تقریباً خانه نشین بود و زندگی اش به سختی می گذشت. در این زمان اخوان بیشتر در انزوا زندگی می کرد و حتی کارهای هنری اش نیز کم شده تا جایی که هیچ شعر فوق العاده ای هم نسرود. تنها در سال پایانی عمرش از طرف خانه فرهنگ معاصر آلمان به این کشور دعوت شد. او در این سفر به فرانسه، انگلیس، آلمان، دانمارک، سوئد و نروژ رفت و در همه جا توسط ایرانیان مقیم این کشورها مورد استقبال بی نظیر قرار گرفت. در این سفر همسرش و نیز دکترمحمد رضاشفیعی کدکنی و گروهی دیگر از دوستانش با او بودند. او با دوستان قدیمش ابراهیم گلستان، رضا مرزبان، اسماعیل خویی و دیگر دوستان نیز دیدار کرد و روزها و ساعتهای خوشی را با آنها گذراند.
اخوان در 29 تیر ماه 1369 به ایران بازگشت اما بلافاصله در بستر بیماری افتاد و در بیمارستان مهر بستری شد و سرانجام ساعت 10:30 شب یکشنبه، 4 شهریور سال 1369 شمسی در گذشت. جسد او به توس انتقال پیدا کرد و در باغ شهر توس در کنار مقبره حکیم فردوسی  به خاک سپرده شد.


شعر زیبای زمستان از اخوان ثالث

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می‌آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک

مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناحوانمردانه سرد است…آی…

دمت گرم و سرت خوش باد




طبقه بندی: شعر، شعر شعرای معاصر، معرفی نویسنده و...، نقدو نظر، نقد و نظر آثار ایرانی،
برچسب ها: مهدی اخوان ثالث متخلص به امید، مهدی اخوان ثالث، شعرنو، زمستان،
[ 13 فروردین 98 ] [ 01:28 ب.ظ ] [ ]
 
«طوطی فلوبر» نوشته جولین بارنز است که در ایران او را به عنوان نویسنده «درک یک پایان» می‌شناسند. «طوطی فلوبر» به زعم برخی از نویسندگان مانند کورش اسدی بهترین اثر این نویسنده انگلیسی به شمار می‌رود.
  «طوطی فلوبر» تلفیقی از رمان و نقد و تحلیل
 جولین بارنز نویسنده‌ای است که به علت نوشتن رمان-تفکرهایش مشهور است. بارنز در آثارش سبک و سیاق جدیدی برای قصه‌گویی برگزیده و همواره از بینامتنیتی قوی و پررنگ در آثارش بهره می‌برد. این بینامتنیت لزوما به شخص یا اثری خاص ارجاع پیدا نمی‌کند و گاه برآیندی از تفکرات و اندیشه‌های چند ادیب و چهره فلسفی را دربرمی‌‌گیرد که از زبان نویسنده بیان می‌شود. بهترین نمونه آن هم رمان «درک یک پایان» به قلم همین نویسنده است که من‌بوکر 2011 را برای بارنز به ارمغان آورد.

«طوطی فلوبر» نام رمان-تفکر دیگری از این نویسنده انگلیسی است. این رمان یکی از مهم‌ترین آثار بارنز و تلفیقی است از رمان، زندگی‌نامه،‌ تحلیل و نقد ادبی. قهرمان این کتاب مردی است فرهیخته و شیفته گوستاو فلوبر،‌ نویسنده مطرح فرانسوی. این کاراکتر برای گشودن رازی که در ابتدا پیش پاافتاده به نظر می‌رسد، نقبی به دل شخصیت‌های آثار و زندگی فلوبر می‌زند و در این میان حقایق و عقاید خود درباره زندگی را با رازهای جهان فلوبر در هم می‌آمیزد.

این رمان با توصیف راوی از مجسمه فلوبر آغاز می‌شود:
«بگذارید از مجسمه شروع کنم: آن بالا ایستاده است، همیشگی و نه چندان خوش‌تراش، با اشک‌های مسی روان از دیدگانش. جلیقه و شلوار خمره‌ای به تن دارد، با پاپیونی شل و ول و سبیلی نامرتب، چهره‌ای بیمناک و منزوی از این مرد. فلوبر به ما نگاه نمی‌کند. به جنوب چشم دوخته است، از میدان کارم به کاتدرال.»

نویسنده از توصیف ویژگی‌های ظاهری مجسمه نویسنده محبوبش آغاز می‌شود و به کله طاس او می‌رسد و از همین جا ورود به اندیشه‌های او را آغاز می‌کند و تا پایان رمان به قیاس زندگی خود با اندیشه‌های فلوبر می‌پردازد.

اولین بحثی که راوی در این رمان مطرح می‌کند دلیل پرداختن عوام به جزئیات زندگی یک نویسنده در کنار آثاری است که از او به جای مانده است:
«چرا نوشته باعث می‌شود دنبال نویسنده بیفتیم؟ چرا نمی‌توانیم او را به حال خودش بگذاریم؟ چرا کتاب‌ها برایمان کافی نیستند؟ فلوبر می‌خواست آن‌ها برای خواننده کفایت کنند. زیاد نیستند نویسندگانی که بیش از فلوبر به عینیت متن و بی‌اهمیتی شخصیت نویسنده اعتقاد داشته‌اند. با این همه باز هم ما خیره‌سرانه به تعقیب خود ادامه می‌دهیم: تصویرش، چهره‌اش، امضایش؛ مجسمه‌ 93 درصد مسی و عکسی که نادار از او گرفته؛ تکه‌پاره‌های لباس‌هایش و دسته مویش. چه چیزی ما را به بقایای او حریص می‌کند؟ آیا به قدر کافی به کلمات باور نداریم؟ فکر می‌کنیم بازمانده‌های یک زندگی حقایقی را آشکار می‌کنند؟»


                                                   


راوی حتی در گذر از خیابان هم دست از مقایسه زندگی خود با اندیشه‌های فلوبری نمی‌کشد و از اغذیه‌فروشی و چاپخانه‌ای به نام فلوبر در مسیر خود یاد می‌کند و حتا از آمبولانسی به همین نام و قیاس جالبی از اصنافی که نام فلوبر را برای خود برمی‌گزینند ارائه می‌دهد. او در موزه‌گردی خود به یک طوطی برخورد می‌کند که موزه‌دار مدعی است همان طوطی‌ای است که فلوبر آن را برای نوشتن از موزه روآن به امانت گرفته و در زمان نوشتن «ساده‌دل» روی میزش گذاشته است. راوی احساس خود به فلوبر را با دیدن این نویسنده با حس و حال عمیقی بیان می‌کند:

«به پرنده خیره شدم و با شگفتی دریافتم که عمیقا با نویسنده احساس نزدیکی می‌کنم، با مردی که آیندگان را از هر گونه علاقه شخصی به خود بازداشته است. مجسمه‌اش دوباره ساخته شده بود، خانه‌اش تخریب شده بود، کتاب‌هایش طبعا زندگی خودشان را داشتند و مخاطبان به آن‌ها واکنش نشان می‌دادند نه به خود او. اما این جا این طوطی سبز معمولی، که در شرایط عادی و در عین حال اسرار‌آمیز نگهداری می‌شد، چیزی بود که باعث می‌شد احساس کنم کم‌وبیش نویسنده را شناخته‌ام. هم خوشحال بودم هم متاثر.»

راوی از این جا به بعد وارد نقد و تحلیل آثار فلوبر می‌شود و این کار را با مشهورترین رمان وی آغاز می‌کند؛ «مادام بواری»:

«این عطش بی‌پایان به استعاره آزارم می‌دهد. قیاس‌ها مثل شپش به جانم می‌افتند و وقتم را به بطالت و له‌کردن‌شان می‌گذرانم. کلمات به آسانی به ذهن فلوبر می‌رسیدند، اما او نارسایی پنهان کلمه را هم درمی‌یافت. این تعبیر غم‌انگیز در «مادام بوواری» را به یاد بیاورید: «زبان آدمی چون تشت ترک‌خورده‌ای است که ما از آن نواهایی برمی‌آوریم تا دل ستارگان را نرم کنیم، اما تنها خرس‌ها به ساز ما می‌رقصند.» پس می‌توان خالق این سطور را یکی از این دو دانست: نویسنده‌ای صاحب سبک، سرسخت و تمام‌عیار یا کسی که زبان را به شکل غم‌انگیزی نابسنده می‌دانست.»

راوی این رمان به هر جا و مکانی که پا می‌گذارد اندیشه‌های فلوبر را با خود همراه می‌برد و فضاهایی که به آن وارد می‌شود را با فضاسازی‌های فلوبر در آثارش مقایسه می‌کند:

«پاویون فقط یک اتاق دارد، اتاقی مربع با سقفی هرمی‌شکل. یاد اتاق فلیسیته افتادم: «فضایش هم به نمازخانه می‌مانست و هم به بازار.» این جا هم ترکیب‌هایی معنادار از گروتسک فلوبری- خرت‌وپرت‌های بی‌ارزش کنار یادگارهای ارزشمند. اشیای به نمایش گذاشته‌شده را نامرتب چیده بودند. مدام مجبور بودم زانو بزنم تا داخل کابینت‌ها را ببینم، درست مثل مومنی مشغول عبادت یا مثل جست‌وجوگران در مغازه‌های سمساری.»

راوی در ابتدای رمان گاهشماری از زندگی گوستاو فلوبر نیز می‌آورد تا خواننده هر چه بیشتر با آثار و اندیشه‌های این نویسنده فرانسوی درگیر کند. سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است؛ دلیل شیفتگی این راوی نسبت به فلوبر چیست و اصولا چرا یک آدم باید تا این حد درگیر تفسیر جزئیات زندگی شود؟ جولین بارنز در پاراگراف آخر صفحه 26 به این پرسش مهم پاسخ می‌دهد:

«سه روز قبل، بی‌هیچ احساسی در ساحلی ایستاده بودم که دوستان نزدیکم در آن کشته شده بودند. شاید این مزیت رفاقت با آدم‌هایی باشد که مرده‌اند: احساست به آن‌ها هرگز سردی نمی‌گیرد.»

بحران‌های شدید عاطفی و شوک‌های احساسی چیزی است که آدمی را همیشه به تفکر درباره حقیقت زندگی وامی‌دارد و بارنز از این مساله برای پیشبرد و نوشتن رمانی درباره تفکرات یک نویسنده مطرح بهره برده است. این راوی فرهیخته به درون شخصیت‌های رمان نیز وارد می‌شود و آن‌ها را با افرادی که در زندگی‌اش وجود دارند، مقایسه می‌کند. کاراکتر «فلیسیته» از داستان «ساده‌دل» از آن جمله است.

شاید بهترین جملات برای بیان انگیزه و هدف اصلی جولیان بارنز از نوشتن این رمان را در همین چند خط بتوان خلاصه کرد که در پشت جلد این کتاب آمده است:
«اگر درگیر زندگی باشی، آن را به وضوح نمی‌بینی: یا بیش از حد از آن لذت می‌بری و یا بیش از حد رنج می‌کشی. به عقیده من هنرمند یک غول بی‌شاخ‌ودم است، چیزی خارج از طبیعت. تمام مصائبی که مشیت الهی سر او آورده نتیجه سرسختی در انکار این اصل کلی است بنابراین مجبورم به این شیوه زندگی کنم: تنها، با انبوه مردان بزرگی که خود برگزیده‌ام و تنها رفقایم هستند.»

رمان «طوطی فلوبر» با ترجمه الهام نظری به تازگی به بازار کتاب راه پیدا کرده است. این مترجم در یادداشتی که در ابتدای کتاب آورده،‌ انگیزه خود را از ترجمه این رمان اینگونه بیان کرده است:
«ماجرای ترجمه این کتاب از جلسات داستان‌خوانی زنده‌یاد کورش اسدی شروع شد. آن موقع جولین بارنز تازه جایزه بوکر را برای آخرین کتابش برده بود. من آن کتاب را خریدم و خواندم و واقعا لذت بردم. قصد داشتم ترجمه‌اش کنم که گفتم قبلش با آقای اسدی مشورتی بکنم. او به من گفت معروف‌ترین اثر این نویسنده «طوطی فلوبر» است که سال‌ها پیش منتشر شده و در زمان خودش انقلابی در رمان‌نویسی پست‌مدرن به شمار می‌آمده است. می‌گفت هوشنگ گلشیری مرتب از این کتاب یاد می‌کرد. خلاصه کتاب را خریدم و دو روزه خواندم و تصمیم گرفتم ترجمه‌اش کنم.»

رمان «طوطی فلوبر» نوشته جولین بارنز با ترجمه الهام نظری از سوی نشر ماهی در 247 صفحه و 1500 نسخه  به تازگی منتشر شده است.

گزارشگر : مائده مرتضوی-به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)



طبقه بندی: معرفی کتاب، نقد و نظر آثار خارجی، نقدو نظر، داستان، داستان خارجی،
برچسب ها: طوطی فلوبر، فلوبر، رمان،
[ 13 فروردین 98 ] [ 01:18 ب.ظ ] [ ]



طبقه بندی: کلیات، خبر، تصاویر ناب،
برچسب ها: عاشورا، امام حسین، محرم،
[ 29 شهریور 97 ] [ 09:36 ب.ظ ] [ ]


تصاویر و متن نوشته های فیلم‌های مرتبط با قیام عاشورا با عنوان «سینما و محرم» در معرض دید عموم قرار گرفت.

 در مقدمه این نمایشگاه آمده است: «سینمای ایران همواره دغدغه مناسبت‌های گوناگون را به‌واسطه سینماگران خوش‌ذوق‌اش در خود دیده است. عاشورا و پرداختن به مضامین و ارکان گوناگون این واقعه جریان‌ساز، حال چه مستقیم و چه غیر مستقیم، از مهم‌ترین و جدی‌ترین مناسبت‌های آیینی و مذهبی‌ به‌شمار می‌آید که سینمای ایران سینه خود را برای آن فراخ کرده است.

سینمای ایران در اقسام بسترهای خود، حتی در گونه‌های مستند و انیمیشن نیز از پرداختن به القای دستاوردهای این رویداد مهم حماسی – فرهنگی و البته دینی و تاریخی، دریغ نکرده است تا شاید تنها به مقداری، دِین خود و تاریخ را به ایثار و جان‌فشانی‌های شهدای کربلا ادا کرده باشد.

گرچه قامت تاریخ از آنچه در کربلا بر امام حسین (ع) و یاران‌اش رفت، هلال می‌ماند، اما سینما با تکیه بر توان و بضاعت‌هایی که در خود دارد سعی کرده تا بخشی از فرهنگ عاشورایی را به تصویر بکشد.

به هر حال سینمای ایران به‌واسطه آثاری چند، برآن بوده تا درباره قیام امام حسین (ع) و واقعه کربلا، شرح درد اشتیاق کند، هرچند که این حماسه دینی – فرهنگی به هیچ کلام و تصویری اندر وصف نمی‌گنجد.»

مستند «اربعین» ساخته ناصر تقوایی و فیلم های «سفیر» ساخته فریبرز صالح، «پرواز در شب» ساخته رسول ملاقلی پور، «شب دهم» ساخته جمال شورجه، «روز واقعه» ساخته شهرام اسدی، «به خاطر هانیه» ساخته کیومرث پوراحمد، «بال های سپید» ساخته مهدی و ناصر هاشمی، «دست های خالی» ساخته ابوالقاسم طالبی، «مصائب دوشیزه» ساخته مسعود اطیابی، «دل شکسته» ساخته علی روئین تن، «عصر روز دهم» ساخته مجتبی راعی، «من و زیبا» ساخته فریدون حسن پور، «رستاخیر» ساخته احمدرضا درویش، «کربلا جغرافیای یک تاریخ» ساخته داریوش یاری، «ناسور» ساخته کیانوش دالوند و «هیهات» ساخته هادی مقدم دوست ، روح اله حجازی ، دانش اقباشاوی و محمد هادی نائیجی از جمله فیلم های هستند که مستقیم یا غیر مستقیم به این حادثه عظیم پرداخته اند و عکس ها به همراه متن نوشته ای مرتبط در قالب نمایشگاهی در معرض دید قرار گرفته است.

نمایشگاه «سینما و محرم» که توسط روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری در محوطه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و داخل سازمان سینمایی برپا شده تا پایان ماه صفر ادامه خواهد داشت.

سینماپرس:




طبقه بندی: سینما، سینمای ایرانی، نقدو نظر، نقد و نظر آثار ایرانی، خبر،
برچسب ها: شرح درد اشتیاق در نمایشگاه «سینما و محرم»، سینما و محرم، نمایشگاه «سینما و محرم»،
[ 29 شهریور 97 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ ]


جولیا رابرتز

 هنرپیشه سرشناس امریکایی که در جشنواره فیلم تورنتو حضور پیدا کرده بود، بار دیگر به حمایت از خانواده های جدا شده در مرز امریکا تاکید کرد.

 جولیا رابرتز ۲ هفته پیش عکسی در اینستاگرامش منتشر کرد که تی شرتی با شعار «ما خانواده هستیم» پوشیده بود و در متن آن تاکید می‌کرد که باید از خانواده‌هایی که از فرزندان شان جدا شده‌اند، حمایت کرد.

این تی‌شرت به سازمانی که برای متحد کردن دوباره خانواده‌های جدا شده فعالیت می‌کند داده شد تا از فروش آن برای فعالیت‌هایش استفاده کند.

جدا کردن خانواده‌های مهاجر در مرز مکزیک-آمریکا از فرزندان شان به بحرانی منجر شد که ترامپ را مجبور کرد تا دستور توقف این کار را بدهد.

جولیا رابرتز که دیشب (۱۶ شهریور) در جشنواره فیلم تورنتو حضور داشت تا در مراسم نمایش یک قسمت از سریال «به خانه آمدن» حضور داشته باشد، در این باره گفت: این از آن مواردی است که از فکر کردن به آن حالم بد می‌شود. حاضرم هر کاری می‌توانم بکنم تا این موضوع فراموش نشود و فرزندان جدا شده به خانواده‌های شان برگردند.

در ادامه وی اظهار کرد: چیزهای وحشتناکی هر روز اتفاق می‌افتد اما موضوعی مثل این نمی‌تواند به موضوعی دست دوم بدل شود و باید هر روز به آن توجه کرد.

رابرتز نظرات سیاسی‌اش را هرگز پنهان نکرده است. سال ۲۰۱۶ او از جمله افرادی بود که رسما از حضور هیلاری کلینتون به عنوان رییس جمهور آینده حمایت کرده بود.

این بازیگر در عین حال تاکید کرد که از آینده آمریکا نگران نیست. وی گفت: نه نگران نیستم. نمی‌توانم باشم. من سه فرزند کم سن دارم. اصلا نمی‌ترسم. همه چیز درست می‌شود.


رابرتز در سریال «به خانه آمدن» که یک سریال روانشناختی است، در نقش یک کارمند سابق آژانس مخفی دولتی که برای کمک به مسایل روانی سربازان فعالیت می‌کند ظاهر شده است.

این اولین سریال تلویزیونی است که رابرتز در آن بازی کرده است.

رابرتز در اینستاگرامش نوشته بود: بیایید در کنار خانواده‌ها بایستیم. من از کار دوستانم در سازمان حمایت از این مهاجران واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. آنها با کمپین # لباس برای خانواده دارند خیلی خوب عمل می‌کنند. این تی شرت زیبا سطح آگاهی افراد از این موضوع را بالا می‌برد و برای کمک به این مهاجران پول هم جمع می شود و موجب می‌شود به این خانواده ها کمک کنیم و آنها را دوباره در کنار هم بیاوریم. این که در مرز آمریکا خانواده‌ها را از هم جدا می‌کنند یک بحران حقوق بشری است. تا حالا ۵۷۲ بچه هنوز به خانواده هایشان نرسیده‌اند در عین حال ۴۰۰ پدر و مادر بدون فرزندانشان اخراج شده‌اند. لطفا یکی از این تی‌شرت‌ها بخرید و در این مبارزه شرکت کنید. همه عواید این خرید به سازمانی که عمیقا در بهبود این وضع بحرانی تلاش می‌کند، می‌رسد.

سریال آنلاین «به خانه آمدن» از ۲ نوامبر توسط آمازون در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. سم اسماعیل کارگردان و فیلمنامه نویس مصری-آمریکایی خالق، کارگردان و تهیه کننده این سریال بوده است. وی سازنده مجموعه تلویزیونی «آقای ربات» هم بود.

به گزارش سینماپرس به نقل از ورایتی،




طبقه بندی: سینما، سینمای غیر ایرانی، نقدو نظر، نقد و نظر آثار خارجی، خبر،
برچسب ها: خانواده‌ها در آمریکا، جولیا رابرتز، سینمای امریکا، امریکا، سینما،
[ 29 شهریور 97 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ ]
 
آمار پرفروش‌های این هفته بازار کتاب نشان می‌دهد که طریق بسمل نوشته محمود دولت آبادی دیگر آثار این نویسنده را با استقبال رو به رو کرده است.


 

در بخش تالیفی «قهوه سرد آقای نویسنده»، اثر روزبه معین، «یک عاشقانه آرام»، اثر نادر ابراهیمی، «جای خالی سلوچ»، اثر محمود دولت‌آبادی و «سمفونی مردگان»، اثر عباس معروفی، «سووشون»، اثر سیمین دانشور، «چشمهایش»، اثر بزرگ علوی و «طریق بسمل شدن» اثر محمود دولت‌آبادی از سوی ده کتابفروشی به عنوان آثار پرفروش نام‌شان بیشتر از کتاب‌های دیگر تکرار شد و در فهرست پرفروش‌ها قرار گرفت.

 
فهرست کتاب‌های پرفروش تالیفی
رتبه نام کتاب نام نویسنده ناشر
1 قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ
2 یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی روزبهان
2 جای خای سلوچ محمود دولت‌آبادی چشمه
2 سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس
3 سووشون سیمین دانشور خوارزمی
3 چشمهایش بزرگ علوی نگاه
3 طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه


در بخش ترجمه نیز کتاب‌ «ملت عشق»، اثر الیف شافاک با ترجمه ارسلان فصیحی بدون رقیب همچنان در صدر قرار دارد و بعد از آن «کتاب مردی به نام اوه»، اثر فردریک بکمن با ترجمه فرناز تیمورازف در رتبه دوم قرار دارد و بعد از این اثر، پنج کتاب «هنر خوب زندگی کردن»، اثر رولف دوبلی، «جرات داشته باش»، اثر فردریک فانژه، «جزء از کل»، اثر استیو تولتز، «سرچشمه»، اثر دن براون و «افیون روشنفکران»، اثر رمون آرون در رتبه سوم قرار گرفته است.
 
فهرست پرفروش‌های کتاب‌های ترجمه
رتبه نام کتاب نام نویسنده نام مترجم ناشر
1 ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس
مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون
هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه
3 جرات داشته باش فردریک فانژه محیا احمدی‌پور شمعدانی
3 جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه
3 سرچشمه دن براون علی مجتهدزاده نامک
3 افیون روشنفکران رمون آرون پیروز ایزدی فرهنگ جاوید


«طریق بسمل شدن» کتاب‌های دیگر دولت‌آبادی را پرفروش کرد


در ادامه فهرست‌ پرفروش‌های جامعه آماری این گزارش را مشاهده خواهید کرد:
 

فهرست پرفروش‌های کتابفروشی آمه
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی روزبهان این کتاب پر از عنکبوت است دیوید وانگ مرجان حمیدی آمه
پاییز فصل آخر سال است نسیم مرعشی چشمه شیمی‌دان استفنی مه یر مرجان حمیدی آمه
کاش رنجی کم کنیم سید مجید حسینی ثالث از ما نیست علی دیزائی نگار کریمی مروارید
آدم‌ها احمد غلامی ثالث سگ  امانوئل شمیت سروش حبیبی نیلوفر
جنگ بود احسان محمدی آمه هنوز هم من جوجو مویز مریم مفتاحی آموت
 


فهرست پرفروش‌های کتابفروشی خوارزمی
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
سرمه‌سرا رامبد خانلری بان افیون روشنفکران رمون آرون پیروز ایزدی فرهنگ جاوید
بازگشت گلی ترقی نیلوفر انقلاب صنعتی قرون وسطا ژان گمپل مهدی سحابی نشر مرکز
هارمونیا شهاب طالقانی نقش‌جهان مفهوم  تاریخ در مشرق زمین رابرت سی دانتن عیسی عبدی فرهامه
سووشون سیمین دانشور خوارزمی سرچشمه دن براون علی مجتهدزاده نامک
قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ تسلی بخشی‌های فلسفه آلن دوباتن عرفان ثابتی ققنوس
 


فهرست پرفروش‌های کتابفروشی ثالث
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
نقش آئین‌های ایرانی در نظام خلافت اسلامی هلال بن محسن صابی
تحصیح: محمدرضا شفیعی‌کدکنی
کارنامه انجیل‌های من امانوئل اشمیت قاسم صنعوی ثالث
یک روز از تمام زندگی رویا مرادی بیرگانی ثالث افیون روشنفکران رمون آرون پیروز ایزدی فرهنگ جاوید
خدا مادر زیبایت را بیامرزد حافظ خیاوی ثالث راسپوتین ادوارد راژینسکی بیژن اشتری ثالث
راه طولانی بود از عشق حرف زدیم رسول یونان نیماژ سرچشمه دن براون علی مجتهدزاده نامک
پارچه‌فروش عاشق محمد صالح‌علاء نیماژ آمریکای زمین‌گیر دونالد ترامپ گروه ترجمه ثالث
 


فهرست پرفروش‌های کتابفروشی شهرکتاب امید
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس
جای خالی سلوچ محمود دولت‌آبادی چشمه جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه
چشمهایش بزرگ علوی نگاه مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون
پاییز فصل آخر سال است نسیم مرعشی چشمه هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه
قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ جرات داشته باش فردریک فانژه محیا احمدی‌پور شمعدونی
 


فهرست پرفروش‌های کتابفروشی شهرکتاب تبریز
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه جرات داشته باش فردریک فانژه محیا احمدی‌پور شمعدونی
سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس
قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ انسان خداگونه یووال نوح هراری زهرا عالی نشرنو
سیگار شکلاتی هما پوراصفهانی سخن مردی به نام اوه فردریک بکمن حسین تهرانی چشمه
یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی روزبهان چهار اثر فلورانس اسکاول شین گیتی خوشدل پیکان
 

فهرست پرفروش‌های کتابفروشی شهرکتاب کرمانشاه
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی روزبهان نسل اژدها پرل باک احمد قاضی علمی و فرهنگی
سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس عامه‌پسند چارلز بوکفسکی پیمان خاکسار چشمه
احتمالا گم شده‌ام سارا سالار چشمه هالیوود چارلز بوکفسکی پیمان خاکسار چشمه
عادت می‌کنیم زویا پیرزاد مرکز دختری که رهایش کردی جوجو مویز کتایون اسماعیلی میلکان
آخرین رویای فروغ سیامک گلشیری چشمه غول مدفون ایشی گورو سهیل سمی ققنوس
 

فهرست پرفروش‌های کتابفروشی فرازمند رشت
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
سووشون سیمین دانشور خوارزمی تصرف عدوانی لنا آندرشون سعید مقدم مرکز
چشمهایش بزرگ علوی نگاه جستارهایی در باب عشق آلن دوباتن گلی امامی نیلوفر
طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه مرشد و مارگاریتا میخائیل بلگاکف عباس میلانی نشرنو
جای خالی سلوچ محمود دولت‌آبادی چشمه هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه
سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس سه‌شنبه‌ها با موری میچ البوم ماندانا قهرمانلو قطره
 

فهرست پرفروش‌های کتابفروشی ترنجستان سروش
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
خاطرات سفیر نیلوفر شادمهری سوره مهر مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون
قصه‌ دلبری محمدعلی جعفری روایت فتح درک یک پایان جولین بارنز حسن کامشاد نشر نو
قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ زندگی زمانه‌ی مایکل که جی.ام.کوتسیا مینو مشیری نشرنو
یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی روزبهان در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور محمد مبشری نیلوفر
تعلق آیت‌الله حائری شیرازی معارف سمفونی پاستورال آندره ژید اسکندر آبادی ماهی
 

فهرست پرفروش‌های کتابفروشی ماهان کتاب کرمان
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ ملت‌ عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس
سووشون سیمین دانشور خوارزمی جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه
جای خالی سلوچ محمود دولت‌آبادی چشمه مردی به نام اوه فردریک بکمن فرناز تیمورازف نون
چشمهایش بزرگ علوی نگاه بار هستی میلان کوندرا پرویز همایون‌پور قطره
کافه پیانو فرهاد جعفری چشمه گل صحرا واریس دیری شهلا فیلسوفی چشمه
 

فهرست پرفروش‌های کتابفروشی شهرکتاب همدان
نام کتاب تالیفی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر
طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه من پیش از تو جوجو مویز مریم مفتاحی آموت
جای خالی سلوچ محمود دولت‌آبادی چشمه ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس
چهل نامه کوتاه به همسرم نادر ابراهیمی روزبهان وقتی نیچه گریست اروین د یالوم سپیده حبیب قطره
قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین  نیماژ دنیای سوفی یوستین گردر حسن کامشاد نیلوفر
احتمالا گم شده‌ام سارا سالار چشمه کوری ژوزه ساراماگو اسدالله امرایی مروارید


این گزارش از 10 کتابفروشی پرمخاطب در سطح کشور تهیه شده است که اسامی این کتابفروشی‌ها در گزارش‌های آینده تغییر خواهد کرد. همچنین علاقه‌مندان کتاب می‌توانند در قسمت نظرات کتاب‌های مورد نظر خود را که فکر می‌کنند این روزها پرفروش‌ هستند، نام ببرند و به بحث درباره فهرست پرفروش‌ها بنشینند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)



طبقه بندی: کلیات، خبر، معرفی کتاب، پیشنهاد اخر هفته ....، نقدو نظر،
برچسب ها: طریق بسمل شدن، آمار پرفروش‌های بازار کتاب، بازار کتاب، کتاب،
[ 29 شهریور 97 ] [ 09:12 ب.ظ ] [ ]
 
رمان «ازدواج ناشیانه» نوشته آن تایلر داستان انسان‌هاست، داستان عطوفت آنها، مرگ و زندگی‌ آنها و شهرهایی که با آدم‌ها پیر می‌شوند.
 
در کودکی کتابی داشتم که بسیار به آن وابسته بودم و دوستش داشتم. کتاب درباره یک کلبه بود که روی تپه‌ای کوچک زندگی می‌کرد. برای من که آن زمان سواد خواندن و نوشتن نداشتم و قاعدتا با تصاویر کتاب ارتباط برقرار می‌کردم، تصویرسازی‌ها بسیار تاثیرگذار بود. داستان اینگونه بود که کلبه کوچک که روی تپه زندگی می‌کرد یک روز صبح متوجه حضور تعدادی ماشین حمل وسایل ساختمان‌سازی در اطراف خود می‌شود، روز بعد تعداد آنها بیشتر می‌شود و مقداری آهن و آجر به آن منطقه منتقل می‌شود. در روزهای بعد این انتقالات ادامه پیدا می‌کرد و چهره کلبه روز به روز سیاه و غمگین‌تر می‌شد. در نهایت یک روز کلبه از خواب بیدار می‌شود و به جای آن چمن و پروانه و گل‌هایی که اطرافش بود، می‌بیند در مرکز یک شهر شلوغ با کلی ماشین و ساختمان بلند گیر افتاده است.


بالتیمور در ایالت مریلند

داستان «ازدواج ناشیانه» آن تایلر من را یاد این داستان انداخت. فکر می‌کنم عنصر مشترک این دو داستان «تغییر در اثر گذشت زمان» است. «ازدواج ناشیانه» روایت زندگی یک خانواده با محوریت مادر خانواده یعنی «پائولین» است. داستانی که با ازدواج پائولین و مایکل در حدود سال‌های دهه 1930 آغاز می‌شود و در سال 1990با مرگ پائولین به پایان می‌رسد. طعم این رمان تا حدودی شبیه به دیگر رمان‌های آن تایلر است. یعنی با وجود اینکه از لحاظ موضوعی کاملا متفاوت هستند اما ویژگی غالب آن تایلر یعنی پرداختن به انسان‌ها و دغدغه‌های خانوادگی در «ازدواج ناشیانه» هم هست. او نگران تاریخ نیست، دغدغه سیاسی و اجتماعی هم ندارد، برایش فرقی نمی‌کند جنگ هست یا نیست کدام رئیس‌جمهور بر سر کار است و مراودات آمریکا با خاورمیانه چگونه است. دغدغه آن تایلر انسان‌ها هستند و عطوفت آنها. چرخ می‌زند دور شخصیت‌ها، چرخ می‌زند و چرخ می‌زند تا عادات و رفتار شاخص آنها را از میان هزاران حرف و رفتار بیرون کشیده و برای مخاطب برجسته کند.


بالتیمور

 یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این رمان عنصر مکان است. مکان‌ها در این رمان نقش اساسی دارند. نویسنده عمد دارد که هر خیابان و محله را با جزئیات و مختصات دقیق توصیف کند تا بعدها زمانی که درباره تغییرات آن صحبت می‌کند خواننده خوب آنها را درک کند. مکان‌ها باپه‌پای آدم‌های داستان پیر می‌شوند و کارکردهای مختلفی در رمان دارند که یکی از آنها هویت دادن به شخصیت‌هاست. بالتیمور، شهری که پائولین و مایکل در آن زندگی می‌کنند، محله خارج شهر که بعد به آن کوچ می‌کنند، سانفرانسیسکو و ...همه و همه وجهی مهم از داستان را بر دوش می‌کشند.

 

کتاب نثری ساده و ترجمه‌ای روان دارد. اگر کارمند هستید یا مشغله‌ فکری تان اجازه خواندن کتاب‌های سختخوان و پیچیده را نمی‌دهد «ازدواج ناشیانه» گزینه خوبی است. بخصوص که بیان تجربیات ملموس در زندگی هر انسان، چون ازدواج، بچه‌دار شدن، آشپزی، مهمانی رفتن و قرارهای عاشقانه، همه و همه به شیوه‌ای رسا و جذاب می‌تواند برای لحظاتی ذهن شما را از گرفتاری‌های روزانه نجات دهد و در عین حال در پایان داستان چیزهای خوبی دستگیرتان شود. تجربه زندگی مشترکی که به شکست منجر می‌شود، تجربه ازدواج مجدد، تجربه بچه‌داری و مصائب آن، تجربه زندگی به تنهایی در کهنسالی و تجربه مرگ شریک زندگی و... همه نکاتی است که شما می‌توانید با خواندن این رمان تجربه کنید.

در صفحات آخر رمان، مایکل پس از سال‌ها به محله قدیمی‌شان نگاه می‌کند، پائولین از دنیا رفته و فرزندانش هرکدام به دنبال زندگی خود هستند:
«در عجب بود که حالا اینجا چقدر کهنه می‌زد-آهنگ‌های زنگ‌زده، ستون‌های آجری خزه‌بسته و ترک خورده. سال تاسیس 1947- تاریخی که یک وقتی خیلی مدرن بود، اما مرموز به نظر می‌رسید»
 
حالا شاید ارتباط داستان کلبه‌ای که در ابتدای یادداشت تعریف کردم را با «ازدواج ناشیانه» بهتر درک کنید. آن کلبه شاد با آن پروانه‌ها و گل‌ها بر فراز تپه‌ای زیبا درحالی که می‌خندد را تصور کنید، که به مرور زمان برج‌ها و خیابان‌ها و ماشین‌ها اطرافش را می‌گیرد، بالتیمور داستان «ازدواج ناشیانه» را هم تصور کنید، شهری که روز به روز تغییر می‌کند، مغازه کوچک بقالی مایکل تبدیل به هایپرمارکتی بزرگ می‌شود، خیابان‌های کوچک تبدیل به بزرگ‌راه‌های پیچ‌درپیچ شده‌اند و انسان‌ها به مرور از خانه‌های یک‌طبقه‌شان به برج‌ها نقل مکان کرده‌اند.

اما این دو داستان یک تفاوت هم داشتند، انسان‌های داستان آن تایلر، پیر می‌شوند و می‌میرند و فراموش می‌شوند، شهرشان تغییر می‌کند و دیگر حتا اثری از آن مردمان و آن محله‌ها باقی نمی‌ماند انگار هرگز هیچ‌کس با این نشان در آنجا زندگی نکرده است، اما ماجرای آن کلبه فرق می‌‌کند، چون پس از آنکه همه شهر با دود و دم و سیاهی اطراف کلبه را گرفت، کسی پیدا شد، کلبه را پشت ماشین باری‌اش سوار کرد و او را به تپه دیگری منتقل کرد...جایی درست شبیه همان جا که قبلا بود.

این رمان با ترجمه اختر اعتمادی از سوی انتشارات نیماژ در 366صفحه و در تیراژ 1100نسخه منتشر شده است.
منبع خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-ساجده سلیمی:



طبقه بندی: داستان خارجی، خبر، معرفی کتاب، نقدو نظر، نقد و نظر آثار خارجی،
برچسب ها: اختر اعتمادی، رمان خارجی، رمان «ازدواج ناشیانه» نوشته آن تایلر، رمان «ازدواج ناشیانه»، آن تایلر،
[ 29 شهریور 97 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ ]

 
 
وولف صاحب ذهنی تکرارناشدنی بود و به عنوان ناشر و نویسنده اعتقادات محکمی در این باره داشت که چگونه می‌توان یک قطعه ادبی فوق‌العاده نوشت. خوشبختانه او بسیاری از ایده‌هایش را در طول زندگی برای ما در نامه‌ها و مقاله‌هایش نوشته است. در اینجا مجموعه‌ای از اندیشه‌های وولف درباره مهارت و هنر رمان برای نویسندگان جویای نام آورده شده است.

- برای نوشتن رمان از کاراکترها شروع کنید
من باور دارم که همه رمان‌ها با یک بانوی پیر که در گوشه‌ای ایستاده آغاز می‌شوند. باور دارم که همه رمان‌ها با کاراکتر‌ها سروکار دارند و برای توصیف کاراکترهاست که فرم رمان تکامل می‌یابد.
از مقاله «آقای بنت و خانم براون» ۱۹۲۴

- هرچقدر که می‌توانید بخوانید و بعد راجع به کسی غیر از خودتان بنویسید
هنر نوشتن، هنر فرمانبردار بودن و صدا زدن هر کلمه با دانستن وزن، رنگ و صدای آن و برقراری پیوند میان آنها که در زبان انگلیسی بسیار ضروری است، نشان‌ می‌دهد که کلمات بسیار بیشتر از آن هستند که نشان می‌دهند و این می‌تواند از طریق خواندن آموخته شود. چطور می‌توانید نوشتن را یاد بگیرید اگر فقط درباره یک شخص خاص بنویسید؟
از «نامه‌ای به یک شاعر جوان» ۱۹۳۲

-با خواننده زمینه مشترک پیدا کنید
در زندگی و ادبیات لازم است که راه‌هایی برای از بین بردن شکاف میان میزبان و میهمان ناشناس‌اش از یک‌سو و نویسنده و خواننده ناشناخته‌اش از سوی دیگر داشته باشیم. میزبان فکر می‌‌کند که صحبت از آب و هوا، یک علاقه جهانی مشترک میان تمام انسان‌هاست. او از این طریق با میهمان خود ارتباط برقرار می‌کند و زمینه را برای بیان علایق مشترک بزرگ‌تر فراهم می‌کند. در مورد ادبیات هم همینطور است. نویسنده با خواننده‌اش ابتدا از طریق نشان دادن چیزی که او می‌شناسد شروع می‌کند و به این طریق قوه تخیل او را تحریک می‌کند و کاری می‌کند که او در موقعیت‌های پیچیده‌تر هم مشارکت کند.
از مقاله «آقای بنت و خانم براون» ۱۹۲۴

- بازی با کلمات را در جست‌وجوی حقیقت و زیبایی یاد بگیرید
کلمات ذاتا پر از انعکاس، خاطره و ارتباط هستند. در طول قرون در خانه و خیابان روی لب‌های مردم بوده‌اند و امروز این یکی از عمده‌ترین دلایل دشواری نوشتن آنهاست؛ اینکه با معانی و خاطرات اندوخته شده‌اند. در زمان‌های قدیم وقتی انگلیسی یک زبان جدید بود، نویسندگان می‌توانستند کلمات جدید اختراع کنند و از آنها استفاده کنند. امروز اختراع کلمات جدید آسان است اما نمی‌توان از آنها استفاده کرد، چون زبان دیگر قدیمی است. نمی‌توان از کلمات جدید در یک زبان قدیمی استفاده کرد؛ چرا که این واقعیت روشن وجود دارد که یک کلمه، یک واحد جدا و تنها نیست، بلکه بخشی از کلمات دیگر است. برای اینکه از کلمات جدید درست استفاده کنید باید یک زبان جدید اختراع کنید؛ اما این وظیفه ما نیست. وظیفه ما حالا این است که ببینیم چطور می‌توانیم کلمات قدیمی را در ترکیبات جدید به کار ببریم تا نجات پیدا کنند، زیبایی را خلق کنند و واقعیت را بگویند.
از مقاله «هنرمندی» ۱۹۳۷

- قواعد را کنار بگذارید
نویسندگان خوب تلاش می‌کنند که به زندگی نزدیک‌تر شوند و آنچه برایشان جالب و تکان‌دهنده است صادقانه‌تر و دقیق‌تر حفظ کنند؛ حتی اگر مجبور شوند که از بیشتر قواعد چشم‌پوشی کنند. بگذارید ذرات را همانطور که به ذهن می‌رسند، ثبت کنیم. بگذارید الگوها را هرچند ناخوشایند و نامتصل خودمان ترسیم کنیم.
از مقاله «داستان مدرن»

- برای انتشار کتاب عجله نکنید
به خاطر خدا قبل از سی سالگی کتاب منتشر نکنید. این موضوع اهمیت زیادی دارد. بسیاری از اشتباهات در شعرهایی که می‌خوانم به این خاطر است که شاعر برای قرار گرفتن در فشار هنوز بسیار جوان است و از نظر روحی و کلامی پژمرده می‌شود. شاعر به خوبی می‌نویسد؛ او برای چشمان سخت‌گیر و زیرک مردم می‌نویسد؛ اما چقدر بهتر می‌شد اگر این را پس از ده سال نوشتن تنها برای چشمان خودش می‌نوشت. از این گذشته، سال‌های بین بیست و سی سالگی اوج هیجانات احساسی را به دنبال دارند. اگر زندگی واقعی اینقدر سخت است، دنبال کردن زندگی خیالی آزاد است. وقتی جوان هستید بنویسید، احمق باشید، سطحی باشید، از شاعران بزرگ تقلید کنید، همه اشتباهات را تجربه کنید، سبک، نحو، دستور زبان؛ همه چیز را بیرون بریزید، عصبانی شوید، دوست بدارید، با هر کلمه‌ای که می‌توانید بسازید. با این کارها نوشتن را یاد می‌گیرید. اما اگر کتاب منتشر کنید آزادی‌تان محدود می‌شود.
از «نامه‌ای به یک شاعر جوان»


طبقه بندی: نقدو نظر، نقد و نظر آثار خارجی، صدای هنرمند،
برچسب ها: ویرجینیا وولف، نویسندگان جویای نام،
[ 18 خرداد 97 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ ]

چندی پیش 6 فینالیست‌ جایزه داستان کوتاه ساندی تایمز ای.اف.جی معرفی شدند. لیت‌هاب در اقدامی جالب برای معرفی بیشتر این نویسندگان سوالات مشابه‌ای از آنها پرسیده که در ادامه پاسخ‌های فینالیست‌ها را می‌خوانیم.

 
برنده جایزه داستان کوتاه ساندی تایمز ای.اف.جی که با ۳۰ هزار پوند، گران‌ترین جایزه داستان کوتاه در دنیای انگلیسی‌زبان است، روز پنج‌شنبه ۲۶ آوریل (۶ اردیبهشت) معرفی خواهد شد. در ادامه فینالیست‌های این جایزه درباره روند نوشتن، داستان‌های مورد علاقه و چیزهای بیشتری حرف می‌زنند که با هم می‌خوانیم.
 
کرتیس سیتنفلد- «دوباره انجام بده»
 

- بهترین داستان کوتاهی که امسال خواندید چه بود؟
یک داستان فوق‌العاده از جفری یوجنیدیس به نام «برنز» که در ماه فوریه در نیویورکر منتشر شد. من عاشق ترکیب گرما، هوش و طنز کارهای او هستم.

- چه ساعاتی از روز می‌نویسید؟
صبح‌ها پس از اینکه بچه‌ها را به مهدکودک می‌فرستم، چند ساعتی می‌نویسم. مغزم در ساعات اولیه روز بهتر کار می‌کند. برخی روزهای خوب  به نوشتن تا بعدازظهر ادامه می‌دهم، اما اغلب اوقات بعدازظهرها ایمیل‌هایم را جواب می‌دهم و به کارهایم می‌رسم.

-وقتی در داستان به بن‌بست می‌رسید چه می‌کنید؟
شروع به خواندن رمان‌های عالی قرن نوزدهم می‌کنم یا می‌دوم. اما متاسفانه برخی مواقع نیز خود را درحال چرخیدن در توییتر می‌یابم. 

- کدام کتاب‌ها یا داستان‌ها را دوباره و دوباره بازخوانی می‌کنید؟
من داستان‌های آلیس مونرو را دوست دارم و تحسین می‌کنم و آثار او تاثیر عمیقی روی من می‌گذارند. او بسیار ماهر است، بدون آنکه پز این ماهر بودن را بدهد. او یک ناظر باهوش شرایط انسانی است.

- بهترین توصیه مربوط به نوشتن که تاکنون شنیده‌اید چیست؟
ایتان کنین،مشاور دوره لیسانسم چیزی شبیه به این می‌گفت: «چیزی را ننویسید که به نظر هوشمندانه می‌آید. حقیقت را بنویسید.» این توصیه ۲۰ سال است که مرا سرپا نگه داشته است.
 
کورتنی زافنس- «بادام زمینی آجیل نیست»
 

- آنچه همیشه می‌خواهید در مصاحبه‌ها درباره‌اش صحبت کنید اما هرگز پیش نیامده چیست؟
تصور عموم درباره زندگی نویسندگی این است که یک فرایند انفرادی است و بدون شک نویسنده مسئول کلمات و داستان‌هایی است که می‌آفریند. اما مراحلی در مسیر انتشار وجود دارد که کمتر درباره آن‌ها صحبت می‌شود. برای مثال داستان من که نامزد این جایزه شده نتیجه سال‌ها تجدید نظر و خواندن نسخه پیش‌نویس آن توسط چندین و چند نفری است که به آن‌ها اعتماد دارم.

- کدام کتاب‌ها یا داستان‌ها را دوباره و دوباره بازخوانی می‌کنید؟
من شدیدا عاشق «ما حیوانات» اثر جاستین تورس هستم که به نظر می‌رسد در برابر طبقه‌بندی ایستادگی می‌کند. (رمان است؟ مجموعه داستان کوتاه است؟ یا یک نثر حماسی؟) این کتاب درس‌های فشرده و فراوانی را به طور همزمان ارائه می‌دهد.

- اگر شغل دیگری دارید، آن چیست؟ چگونه تعادل را میان نوشتن و کار کردن حفظ می‌کنید؟
آموزش دوره نوشتن خلاق در دانشگاه درو در نیوجرسی را برعهده دارم. کارگاه‌های داستان‌نویسی و سیمنارهای ادبی برگزار می‌کنم و آثار غیرداستانی دارم، همچنین مشاور یک مجله ادبی نیز هستم و کارهای دیگری هم می‌کنم. کاری که دارم مرا درگیر داستان و مقاله نگه می‌دارد و نیازمند این است که به چگونگی ساختشان توجه داشته باشم. من بسیار خوش شانسم که دانشجویان باهوش و متفکری دارم. در مورد خلق آثار خودم، هرجا که بتوانم آن را جای می‌دهم، قبل یا بین کلاس‌هایم، در هنگام راه رفت و برگشت به بروکلین، شب‌ها پس از اینکه بچه‌هایم به رختخواب می‌روند ‌(اگر خیلی خسته نباشم).  تابستان‌ها که وظایم کمتر است، بیشتر می‌نویسم.
 
مالی مک‌کلاسکی- «حیات بر روی زمین»
 

- وقتی در نوشتن به بن‌بست می‌رسید چه می‌کنید؟
مطمئن نیستم که معنی بن‌­بست در نویسندگی را فهمیده باشم - نوعی مرگ خلاقیت؟ هرگز تجربه­ نکردم که چیزی برای نوشتن یا گفتن داشته باشم و پس از نشستن پای نوشتن، منجمد شوم. از آن دسته از افراد نیستم که نیاز به نوشتن مدام داشته باشد. بیشتر مواقع مشغول نوشتن چیزی هستم، اما اگر هم نباشم، ناامید نمی‌شوم. مشکل من بیشتر پیدا کردن زمان برای نوشتن چیزهایی است که می‌خواهم بنویسم. چالش دیگر برای من در گذشته، سم‌­زدایی پس از یک کتاب بود؛ به ویژه پس از نوشتن کتابی از زبان اول شخص، کاملا از خویشتن خویش کلافه می­‌شوم­ و بعد برای مدتی ننوشتن بسیار مفید می‌شود.

- کدام کتاب‌ها یا داستان‌ها را دوباره و دوباره باخوانی می‌کنید؟
چخوف، بخشی به این دلیل است که او را درس می‌دهم و هر بار که می­‌خوانمش دوباره مجذوبش می­‌شوم. این­که چقدر همه نویسنده‌­های داستان کوتاه به او مدیون هستند، خارق‌­العاده‌ ا­ست - همه ما فرزندان چخوف هستیم چه بدانیم یا نه. او به ما اجازه نوشتن در جمله­­‌های خبری را داد، تا کمترین جزئیات و لحظات، ستایشی را که لایق آن هستند دریافت کنند، بدون هیچ نتیجه‌­گیری یا پاسخی.

- اگر شغل دیگری دارید، آن چیست؟ چگونه تعادل را میان نوشتن و کار کردن حفظ می‌کنید؟
من در طول سال­‌ها مشغول کارهای زیادی بوده‌­ام و اغلب دوست داشتم کاری انجام دهم که کاملا نامرتبط به یک نویسنده داستان­‌های تخیلی باشد. حس کردن بخشی از جهان واقعی را دوست دارم- جهانی که هیچ ارتباطی با ادبیات، حداقل در ظاهر، ندارد. به این نحو مسائل در چشم‌­انداز قرار می­‌گیرند و احساس می‌کنم آنچه را که من به عنوان نویسنده داستان‌­های تخیلی انجام می‌دهم بسیار انتزاعی است، که از زندگی واقعی جدا شده است. در حال حاضر مشغول ویرایش یک کتاب غیرتخیلی درباره یک جنایتکار جنگی محکوم­‌ام که کار بسیار جذابی است.

- بهترین توصیه مربوط به نوشتن که تاکنون شنیده‌اید چیست؟
 جیمز بالدوین گفته: «بدون ریسک تحقیر، نمی‌توان عشق ورزید.» شاید این دقیقا یک توصیه نباشد و من قطعا این را از او شخصا نشنیده­‌ام، اما به همان اندازه که درباره عشق صادق است، در مورد نوشتن نیز صدق می­‌کند.
 
آلگرا گودمن – «سوالات متداول» 
 

- چه ساعاتی از روز می‌نویسید؟
صبح‌ها برای من بهتر است. عاشق آن ساعت‌هایی هستم که می دانم کل روز پیش رویم است. صبح‌ها بیشترین انرژی را دارم. همچنین، صبح‌ها به رویاهایم نزدیک‌ترم، بنابراین اگر در خواب به چیزی پی ببرم می‌توانم پیش از آنکه فراموش کنم آن را بنویسم.

- وقتی در نوشتن به بن‌بست می‌رسید چه می‌کنید؟
من معتقدم که گیر کردن بخشی از پروسه خلاقانه است و در گذر زمان یاد گرفته‌ام که خیلی فشار نیاورم. وقتی صفحات شکل نمی‌گیرند، یادداشت بر می‌دارم یا نقاشی می‌کشم، می‌دوم، کارهای دیگر می‌کنم یا به پیاده‌روی می‌روم و فکر می‌کنم. من معتقدم تخیل یک گربه است، نه یک سگ. شما از گربه انتظار ندارید که هر بار که در خانه را باز می‌کنید بالا و پایین بپرد، پارس کند و دم تکان دهد. نه. تخیل شما مثل یک گربه آرام به سمتتان می‌آید، خودش را به پاهایتان می‌مالد یا در یک گوشه خوابش می‌برد و بعد وقتی همه جا ساکت است به درون اتاق می‌خزد و کنار پایتان می‌خوابد.

-بهترین توصیه مربوط به نوشتن که تاکنون شنیده‌اید چیست؟
وقتی تازه شروع به نوشتن کرده بودم بهترین نصیحت را از پدرم شنیدم. او گفت: «اجازه نده مردم تو را با مقایسه با نویسنده‌ها دیگر تعریف کنند. خودت خودت را تعریف کن. علایق خودت را پیش بگیر. سبک‌ها و صداهای جدید را امتحان کن و موضوعات جدید را کشف کن.» این نصیحت زندگی‌ام را پربار کرد.
 
میراندا جولی-«کاسه فلزی»
 

- بهترین داستان کوتاهی که امسال خواندید چه بود؟
در سال ۲۰۱۸، تا الان داستان «کلاس متوسط» از سام آلینگهام که چند هفته پیش در نیویورکر چاپ شده بود را خیلی دوست داشتم؛ واقعا روی من تاثیر گذاشت. من هر نوعی از هنر را دوست دارم که در ابتدا پراکنده، خسته‌کننده و یکنواخت به نظر می‌­رسد، اما از میان آن­‌همه راهی برای نشان دادن روح زندگی باز می­‌کند.

- آنچه همیشه می‌خواهید در مصاحبه‌ها درباره‌اش صحبت کنید اما هرگز پیش نیامده چیست؟
مانند همه مردم، بیشتر نگرانی‌­های من مسائل معمولی‌­ چون،  غذا، چیزهایی که من می‌خواهم یا نمی‌خواهم، برنامه‌­ریزی و این­که چه ضدآفتابی باید استفاده کنم هستند. سوال در مورد این مسائل واقعا توهین‌­آمیز است (مخصوصاً به عنوان یک زن)، اما پیش ­آمده که مصاحبه‌ای رو به اتمام باشد و ببینم که هنوز خیلی چیزها برای گفتن دارم.

- چه ساعاتی از روز می‌نویسید؟
صبح زود شروع می‌کنم، اما چه کسی می­داند که واقعا چه اتفاقی خواهد افتاد. در یک روز سخت من تمام روز را صرف ننوشتن می‌کنم و زمانی که می‌بینم فقط ۱۵ دقیقه زمان دارم، بال­‌هایم را می‌گسترانم و قلبم را باز می‌کنم و شروع به نوشتن می­‌کنم؛ سریع و رها، با این اطمینان خاطر که زمان اتمام زود فرا می‌­رسد. ایده آل نیست، اما بهتر از هیچ چیز است.

- وقتی در نوشتن به بن‌بست می‌رسید چه می‌کنید؟
راه می­‌روم، راه می­‌روم، راه می­‌روم. گاهی اوقات یک روز کامل راه می­‌روم و هر از گاهی یادداشت‌های صوتی را روی گوشی ذخیره می­‌کنم. و اگر در بدترین حالت، در روز پیاده‌­روی هیچ کاری نکنم، حداقل بدنم احساس خوبی دارد و شب را به خوبی می­‌خوابم. خوب است بدانید که وقتی که خودم را پشت میز می‌­بینم سعی نمی‌کنم زیاد از خودم سوال بپرسم. مساله اصلی ماندن بر صندلی و به نوشتن ادامه دادن است، نه فوق­‌العاده بودن. بنابراین من فقط به دنبال هر راه هرچند کوچکی می‌­گردم که شروع به نوشتن کنم؛ هر سوژه‌­ای برای نوشتن. برای من مثل حضور در معبدی­‌ست که اعتقاد دارید حتی بیرون بردن زباله­‌های معبد به اندازه به صدا در آوردن ناقوس معبد روحانی است.
ویکتور لوداتو-«هرمن ملویل»
 

- آنچه همیشه می‌خواهید در مصاحبه‌ها درباره‌اش صحبت کنید اما هرگز پیش نیامده چیست؟
شوخی. فکر می‌کنم کارهایم طنز هستند، اما به نظر می‌رسد مردم همیشه دوست دارند روی چیزهای جدی متمرکز شوند. من حقیقتا نمی‌توانم این دو را از هم جدا کنم؛ من دوست دارم بین شادمانی و ترس برقصم.

- کدام کتاب‌ها یا داستان‌ها را دوباره و دوباره بازخوانی می‌کنید؟
«خیلی طولانی، فردا می‌بینمت» از ویلیام مکسول. این رمان قلبتان را می‌شکند، نه با یک احساسات سطحی بلکه با تعهد تمام عیاری به دیدن مردم درست همان‌طور که هستند. «عاشق» از مارگریت دوراس هم همینطور. یک داستان ویرانگر که در آن زیبایی عجیب و غریبی نیز هست، یک جور رستگاری.

- بهترین توصیه مربوط به نوشتن که تاکنون شنیده‌اید چیست؟
«جهان میلیون‌ها راه پیدا می‌کند تا زمان را از نوشته تو بگیرد. آن را بدزد. کمی خودخواه باش.» یادم نیست چه کسی این را به من گفت. شاید کسی که کمی از من خودخواه‌تر بود. اما همیشه سعی می‌کنم از این نصیحت پیروی کنم.


طبقه بندی: نقدو نظر، نقد و نظر آثار خارجی، خبر، معرفی کتاب،
برچسب ها: خلق و خوی فینالیست‌های گران‌ترین جایزه داستان کوتاه بریتانیا، جایزه داستان کوتاه، برنده جایزه داستان کوتاه ساندی تایمز،
[ 8 اردیبهشت 97 ] [ 07:13 ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 65 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


وقتی انسان روح خود را از دست بدهد فتح دنیا به چه درد او می خورد

مقالات مربوط به نقد ونظر فقط نظریات نویسندگان آنها می باشد نه نظرات وبلاگ .
دوستان و عزیزانی که تمایل دارند می توانند شعر و مطالب خود را جهت ثبت در وبلاگ ارسال نمایند .
نقل مطالب این وبلاگ باذکر ماخذ ازاد می باشد
با تشکر :رضا پورجوادی


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
 
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

Online User