تبلیغات
گریه های امپراطور - دریچه ای رو به فرهنگ و ادبیات معاصر
گریه های امپراطور - دریچه ای رو به فرهنگ و ادبیات معاصر
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است 
قالب وبلاگ
نویسندگان
جنگ دفاع مقدس
نظر سنجی
باسپاس از حضورت ! کدام موضوع وبلاگ را بیشتر پسندیدی؟








لینک های مفید

.

                                                            بخشی از كتب

                              «بهزاد استاد نقاشی ایران»

نوشته : عباداله بهاری
ترجمه : اکبر بهجت (‎عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ــ واحد شبستر)


مقدمه ‏
برای فهمیدن و درک آثار استاد بهزاد، و در حقیقت، نقاشی ایران، مطالعه ریشه ها،سنتها و اثرات عمده آنها که توضیح مختصری در آنجا داده خواهد شد مهم می باشد.‏
نمونه های نقاشی از حدود چهل هزار سال قبل در بین آثار اولیه غارهای لرستان در غرب ایران باقی است.1 از حدود چهل هزار سال قبل از میلاد موارد زیادی به شکل کنده کاری ها یا تزئینات روی سنگ، برنز، طلا، نقره و منسوجات علاوه بر سفال باقی مانده اند. مطالعه دقیق روی این آثار تغییر از نقاشی فیگوراتیو ( چهره پردازی ) به نقاشی اسلتیزه و غیر واقعی را در کنده کاریها، نقاشیها و تمام فرمهای دیگر تصویرسازی آشکار می سازد. این مشی جدید در توسعه هنر ایران، در مقایسه با یونان باستانی دیگر، تنها می تواند به ظهور مذهب زرتشت داده شود که شروع آن در ایران تقریباً از هزاره نهم تا دوم قبل ازمیلاد تخمین زده می شود. این یکتا پرستی بیش ازتبلیغ اهورامزدا مخالف پرستش خدایان دیگر بود و بت پرستی را محکوم می کرد و بدین ترتیب موجب افول چهره پردازی و نقاشی شد. در نتیجه این محدودیت، هنرمندان به طرحهای ساده شده و یا هندسی روی آوردند و این تغییر و دورشدن از ارائه ناتورالیستی موجودات جاندار در هنر ایران با ظهوراسلام بیشترتقویت شد.‏
علیرغم نفوذ موقت یونان پس از فتح ایران بوسیله اسکندر کبیر و تهاجمات بعدی رومیها به امپراتوری ایران باستان، نظریه زرتشت تحکیم یافت و تنها برای مدت کوتاهی مانی با آن به مبارزه پرداخت. ( 74 ــ 216 بعد از میلاد). او در پاسخ به نارضایتی عومی از حکومت مذهب تحریف شده روحانیون مذهب مانوی را ابداع نمود. یکی از خصوصیت عمده این مذهب جدید نقاشی و مصور کردن کتابهای مقدس با تصاویر رنگارنگ زیبا بود. در حقیقت نشانه ادعای پیغمبری مانی کتاب او تحت عنوان ارژنگ بود که اثر مشهور از اوج نقاشی آن دوره ایران می باشد. بسیاری از شعرا و نویسندگان مشهور ایرانی نظیر فردوسی ( قرن دهم)، سعدی( قرن سیزدهم )و حافظ ( قرن چهادهم ) به مانی و ارژنگ او عنوان نمونه والاییاز زیبایی تصاویر رنگارنگ اشاره کرده اند. فقط یک نقاش دیگر از قرن پانزدهم تا به حال درشأن این شهرت بی نظیر شریک بوده است: بهزاد، که اسم او دوشادوش نام مانی به عنوان یکی از نقاشان برجسته تمام دورانها ذکر شده است. ‏
پس از فتح ایران توسط مسلمین در 638 بعد از میلاد سپاه مهاجم تمامی کتابهایی را که توانستند پیدا کنند از جمله کتابهای مانوی در حوالی منطقه شمالی ایران اسلامی باقی ماند. به طوری که تاریخ ساخت معبد مانوی که اخیراً کشف شده و یا کتابخانه نزدیک تورفان در ترکستان به حکومت اویغورها در بین سالهای 850 ــ 750 برمی گردد. این یافته نشان می دهد که نفوذ نقاشیهای مانوی در سرزمینهای اسلامی تقریباً بدون تغییر تا قرن سیزدهم وجود داشته است.2 ‏
ممنوعیت هنرهای تصویری در اسلام یک بار دیگرهنرمندان ایرانی را شدیداً محدود ساخت بطوری که آنها به کپی کردن و تذهیب موضوعات مجاز و روشنگر قرآن متوسل شدند. آنها خودشان را وقف گسترش خط عربی کردند که به واسطه زیبایی سبکهای مختلف آن تا به امروز ادامه یافته است.‏
اسلام مشخصاً بیان می کند که در روز رستاخیز از مردمی که صوری ساخته اند خواسته خواهد شد که در آنها جان بدهند و چون از این کار باز خواهند ماند، محکوم به تنبیه از طرف خدا خواهند شد. بدین ترتیب محدودیت در نقاشی شدیدتر شد، تا اینکه از حدود قرن دهم قدمهای آزمایشی برای مصور کردن کتابهای علمی و طبی با نقاشیهای از قبیل صور فلکی و تأسیسات داروسازی برداشته شد.3 این آزادی به تدریج به کتابهای تواریخ اسلام و اخلاقی گسترش یافت. اما باید مراقب می بودند که انسان به شکل طبیعی و زنده ترسیم نشود بلکه می بایست در حد ممکن بطور شماتیک ترسیم می شد.‏
نقاشیهای اولیه عناصر زیادی را از سبکهای نقاشی ساسانی و بیزانسی قدیمی عاریه گرفتند و تا قرن سیزدهم کم و بیش بدون تغییر باقی ماندند. پس از فتح ایران بوسیله مغولها و پایان یافتن خلافت اسلامی در بغداد در سال 1258، محدودیتهای شدید مذهبی کمتر شدند و به محض اینکه ثبات به کشور بازگشت یک سبک نقاشی جدید و پویا ( دینامیک) در اویل قرن چهاردهم ابداع گرید و سبکنقاشی ایرانی را پایه ریزی کرد که تا قرن حاضر متداول بوده است. بعضی هنرمندان از برابر مغولهای غارتگر به دیگر کشورها بالاخص مصر که از جمله مغولها در امان بود فرار کرده، تهاجم مهاجمین جان سالم بدر برده و به کارشان در آنجا ادامه دادند.‏
حتی با برداشته شدن کنترل خلیفه، نقاشان مسلمان ایران در جستجوی یک توجیه موجه برای اجرای هنرشان بودند. برای مثال اعلام کردند که خالق تمام جهان تصویرگر اعلایی است و قلم موی او به مام موجودات شگفت انگیز دنیا فرم داده است. و یا در مورد شیعه از امام علی به عنوان اولین فردی که قرآن را نقاشی و مصور کرد نام می بردند.‏
اما علیرغم تمام این تعابیر و تفاسیر، نقاش می بایست هم برای آسایش وجدان و هم برای اجتناب از خشم روحانیون با دقت و مراقبت عمل می کرد. لذا بدین علت بود که در حالی که نقاش ایرانی می توانست تمام اهداف تصویرنگاری دلخواه را برآورده بکند، از ترسیم چهره دقیق تمام موجودات جاندار مخصوصاً انسان اجتناب می کرد. بعلاوه آنها برای رای اینکه نقاشیهایشان شبیه دنیای واقعی آنطور که به چشم دیده می شد نباشد. محدویتهای بصری از فاصله دور و ژرف نمای (پرسپکتیو) و نور ( سایه ها و سایه روشنها ) را نادیده می گرفتند. آنها اشیاء را آنطور که در ذهنشان درک می کردند نقاشی می کردند نه آنطور که با چشم مشاهده می کردند، درنتیجه هر جزئی از یک تصویر کاملاً قابل مشاهده نشان داده می شد بدون اینکه فاصه نسبی آن و یا نور آن را در مقایسه با اجزاء دیگر در نظر بگیرند . لذا در مینیاتورها ما می بینیم که هر چیز در بهترین شکل ذهنی اش و بصورت تک بعدی نشان داده شده است. برای مثال، فرشی که روی زمین پهن شده است طوری نشان داده شده که گویی تمام سطح آن همانند یک ساختمان یا یک درخت بر زاویه دید ما عمود است. به همین ترتیب ما تمام ماهیانی که در زیر آب شنا می کنند و یا شخصی را که در داخل چاهی عمیق قرار داد بطور واضح می بینیم. (تصویر86، صفحه150) ‏
بطور کلیما می توانیم انواع اصلی نقاشی ایرانی را به چهار دسته تقسیم کنیم:‏
‏1 ــ مصور کردن داستانهای اخلاقی یا ادبی نظیر مقامات حریری،6 کلیله و دمنه ( حکایتهای بیدپای)7 صحنه های معینی از اشعار نظامی،جامی و غیره (تصاویر24 ــ 26 ــ 67 و 68درصفخات 6ــ 64 ــ 127 و 128 )، یا بخشهایی از شاهنامه فردوسی، که قسمتی حماسی و قسمتی تاریخی است( دیکسون1958 ). بخاطر اینکه هنرمند داستان را آنطور که خودش تصور می کرد ترسیم می نمود و تصاویر مختلف از یک موضوع مطابق دید و مهارت شخص هنرمند و وسعت داستانی که او می خواست ارائه دهد فرق می کرد. تقربیاً همیشه تصاویر و موقعیتها به عوض اینکه به دوره ای که داستان مربوط به آن است اشاره کند به سبک هم عصر با هنرمند نشان داده می شوند. تا جائی که حتی تصویر شاه یا شخصیتهای دیگر کتاب ممکن است به شکل چهره حاکمان و سایر حامیان هنرمند نیز ترسیم شده باشند. همه این کارها برای انجام هدف اصلی نقاشی تا حد امکان و تبدیل آن به یک داستان مصور بود. انتخاب یک داستان برای مصور کردن و طرح اصلی آن خیلی مهم بود و لازم بود که هنرمند نهایت تخیل و درک خودش را بکار می برد و وقتی داستان مخصوصی با موفقیت انتخاب می شد و یا یک نو آوری انجام می گرفت، سالها و حتی قرنها پس ازآن کپی برداری می شد، مخصوصاً اگر مبتکر آن استاد بزرگی تلقی می گردی. قسمت عمده نقاشیهای ایرانی که دست نوشته ها را به تصوریر کشیده اند جزو همین گروه اول قرار می گیرند.‏
‏2 ــ نقاشیهای تاریخی، که معمولاً اتفاقات مهم و مشهور حکومت یک پادشاه و یا اجداد او نظیر جنگهای پیروزمندانه و یا جشنهای خاطره انگیز را ترسیم می کنند. تصاویر جنگهای تیمور در سفرنامه ( تصاویر1ــ 28 و 29 بین صفحات 70 ــ 81 ) وجشنی در دربارسلطان حسین میرزا ( تصاویر47 ـ 48 در صفحات 3ـ 102) نمونه هایی از این گروه هستند. مشهور است که بعضی از حاکمان در لشکرکشیها و جنگها مورخان و نقاشانی را با خود می بردند تا گزارشهایی از اتفاقات تهیه کنند که البته باید در جهت علاقه و پسند حاکم مربوطه می بودند. رواج این نوع نقاشی درایران در حد متوسط بود اما در زمان امپراتوران عثمانی در ترکیه و مغول در هند بیشترشد ( برای مثال، صورنامه عثمانیها و بابرنامه، اکبرنامه و توزوک جهانگیری مغولها).‏
‏3 ــ نقاشیهای تزیینی که عموماً برای تزین کاخها، چادرها، اشیاء هنریو حاشیه های صفحات آلبومها و یا دست نوشته ها به کار برده می شدند اگر چه موارد معینی بخشی از یک داستان با یک نقاشی ترکیب می شد، اما هدف فقط این بود که در نگاهها خوشایند باشد. مثلاً متأسفانه به علت طبیعت آسیب پذیر این نوع از هنردر منطقه، فقط تعداد کمی از این نقاشیها باقی مانده اند.‏
‏4 ــ یک گروه بسیار مهم و نادر در بین نقاشی های ایرانی به تصویر کشیدن موضوعات اخلاقی، فلسفی یا استعاری است. باید بپذیریم که این گروه، یعنی مشکلترین ارائه در رده های نقاشی به خلاقیت، درک عمیق و مهارت هم در طراحی اصلی و هم در اجرا نیاز داشتند. اکثریت آثار ادبی ایران حامل پیغامهای اخلاقی و استعاری است نظبر اشعارعطلر، صوفی بزرگ قرن سیزدهم، مثنوی جلال الدین بلخی و اشعار مشهور حافظ که خیلی به ندرت به تصویر کشیده شده اند، البته نه به علت عدم قدردانی از ارزش ادبی آنها بلکه برعکس به علت ترس از اینکه نتوانند درباره معنی و مفهوم عمیق آنها قضاوت و داوری کنند. به نظر می رسد فقط دو گروه سعی کرده اند به این کار ممنوع دست بزنند: یکی نقاشان تازه کار و کم تجربه که نقاشیهای آنها بی مناسبت و سطحی است و دیگری استادان خیلی ماهر در شاخه استعاره با یک درک عمیق از متن، این کتاب مخصوصاً به بررسی گروه دوم خواهد پرداخت.‏
بهزاد که نقاشیهای عالی در تمام این گروهها ترسیم کرده، در شاخه چهارم سرآمد می باشد( تصاویر 42 ــ50 و51 در صفحات 78 ــ 106 و 107).‏
باید تأکید کرد که این نوع کارها، تصویر یک کتاب، مخصوصاً آنهایی که بوسیله اساتید هنرمند نظیرترسیم شده اند. دقیقاً مکمل متن می باشند. چون یک نقاشی واحد بعضی اوقات چکیده چندین صفحه نوشته شده را در برمی گیرد. بنابراین درک کامل متن دارد. روش جدید جدا کردن تصاویر از متن و قرار دادن آنها بصه صورت تکی همراه با توضیحات مختصر، درک کامل ما را از آنها محدود می کند. با اینکه می توان فی النفسه زیبایی و مهارت تکنیکی یک نقاش را احساسا کرد، ولی درک کامل پیغام آن باید در اولیت باشد. دیدن شاهکارهای تصویری پاره پاره و جدا از دست نوشته های ایرانی که اغلب تنها برای بهره برداریهای مادی انجام می گیرد غم انگیز است و غم انگیز است و غم انگیزتر آنکه درباره تصویری به عنوان جزئی از یک دست نوشته معلوم توضیح داده شود.‏
بعضی محققین قبلی تمایل داشته اند که نقاشیهای ایرانی را بر اساس گروه بندی سیاسی طبقه بندی کنند، لذا برای مثال مکتبهای عباسی یا بین االنهرینی، مفولی و ایلخانی، تیموری و صفوی داریم.‏
سایرین طبقه بندیشان را براساس جغرافیا انجام انجام داده اند و مکتبهای بغداد، تبریز، شیراز،هرات، اصفهان و غیره بوجود آمده اند هیچکدام از این روشهای طبقه بندی را نمی توان دقیق تلقی کرد. توسعه نقاشی و ایجاد سبکهای جدید بنا به استدلال این کتاب تنها مربوط به خود هنرمندان بوده است.نقش یک حکومت سیاسی در اصل فقط به سرپرستی و حفظ آرامش محدود می شد تا هنرمند بتواند در آن شکوفا شود.‏
سبک جدید در ضمن حکومت سلطان ابوسعد ایخانی ( 34 ــ 1317)بوسیله احمد موسی در ایران توسعه یافت و در رمان حکومت جلایریان به شیراز، بین النهرین و تبریز برده شد و در ضمن دوران حکومت تیموریان در هرات، شیراز، تبریز و ماوراءالنهر‎‏( ترکستان) ادامه یافت. در مقاله ای، ای کونل این موضوع را توضیح می دهد (پوپ 1841 ـ 1938) در توضیح مینیاتورهای کتاب دستنویس خواجوی کرمانی که بوسیله جنید ترسیم شده اند،8 کونل می گوید:‏
‏« هیچ اثری از سبک قدیم بین النهرینی در کار او وجود ندارد. آن نشان دهنده تسلط کامل هنر ایرانی در بغداد در این زمان است. اما مهمتر از همه این واقعیت است که تمام خصوصیاتی که بعداً مشخصه ممکتب تیموری بودند، در اینجا ترسیم شده اند از جمله: نمادهای داخل فضاهای بسته همانند فضاهای باز عناصری را نشان می دهند که از نقاشیهای تیموری متداول شدند هیکل ها کاملاً هماهنگ با دورنما هستند و با یک شور و تعلق خاطر نسبت به طبیعت ترسیم شده اند و مفهوم ‏havarneh‏ ( تشعشع ایزدی در تمام جهان هستی) ایران باستان را به خاطر می آورند. ‏
غلاف طلا ( تصویر1) و یک نقاشی از شاهنامه فردوسی در ( تصویر2)، هر دو اسب سواری را در حال حمله یه شیری به تصویر کشیده است. یک فاصله دو هزار ساله بین دو اثر، هم نفوذ میراث باستانی هنرمندان ایرانی و هم تداوم سنتهای هنری در طی چندین قرن را به روشنی نشان می دهد. ‏

فتح غارتگرانه ایران بوسیله مغولها با دوره ای از صلح و بازسازی تحت حاکمیت ایلخانان دنبال شد، زمانی که آنها فرهنگ کشور را ذب و تقویت کردند. با سقوط بدست مغولها در سال 1258 و تعدیل محدودیتهای اعمال شده بوسیله خلافت رسمی اسلامی، نقاشی در ایران یک بار دیگر تحت حکومت ایلخانان شروع به شکوفا شدن کرد. مهمترین اینها اشخاصی همانند آباقاخان، غازان خان، سلطان محمد خدابنده اولجاتیو و سلطان ابوسعید بودند که در منطقه شمال غربی ایران حکومت می کردند و پایخت شان مراغه بود.‏
گفته شده است که تنها شخص مهمی که در پیشرفت و توسعه حاکمیت این حاکمان سهم به سزایی داشت وزیراعظم خواجه رشیدالدین فضل اله همدانی طبیب (718 ــ654 هجری، 1381 ــ1247) بود که با قدرت به آنها خدمت کرد و بوسیله سلطان ابوسعید در نتیجه توطئه رقبای وزیر از پا در آمد. رشیدالدین روشنفکر یکی از آن اشخاص جامع الاطرف نادری بود که در بیشترزمینه ها داننشمندبودند. دانش و سرپرستی او درباره نویسندگان، محققین و هنرمندان و دانشجویان در زمینه های ادبی و هنری حائز اهمیت زیادی است. مردی با اهداف بزرگ که سخاوتمندانه دارایی خودش را برای تحقیق و فرهنگ وقف کرده بود. او مؤلف تاریخ جهان تحت عنوان جامع التواریخ بود که بر اساس همه استانداردها می تواند به عنوان یکی از رویدادهای برجسته این دوره محسوب شود. خوشبختانه مقدار زیادی اطلاعات درباره رشیدالدین باقی مانده است و ما پنجاه و سه نامه در اختیار داریم که بوسیله او نوشته شده است. ( محجوب 1992، شافر1947). در میان اینها نامه ای است به شکل وصیت نامه خطاب به مولانا صدرالدین محمد ترکه، یکی از فضلای مشهور زمان، که در آن رشیدالدین دارایی های منقول و غیر منقول مختلفش را که شامل املاکی در مصر، عراق، ایران( مناطق مختلف )، ترکمنستان، یمن، سوریه و جاهای دیگر می باشد به صراحت اعلام می کند. مطالبی را که بیشتربه موضوع این کتاب مربوط هستند. بدین شکل بیان می کند.‏
دو کتابخانه در طرف راست و چپ ساختمانم (کنبد)، که شامل یک هزارجلد قرآن است: چهارصد جلد با طلا نوشته شده اند، ده جلد به خط این موقلی و بیست جلد به خط احمد سهروردی (که همگی از خوشنویسان مشهور هستند)، بیست جلد بوسیله نویسندگان مشهور و درباره علوم، تاریخ، شعرریا، حکاین، امثال و غیره در آنجا وجود دارند که این کتابها را من از سرزمینهای ایران، توران، مصر، مغرب، روم( ترکیه)، چین و هنروستان جمع آوری کرده و همه اینها را به ربع ربع رشیدی وقف کرده ام.‏
در مقایسه با کتابخانه های دیگر که برای آن زمان ثبت شده اند به روشنی معلوم می شود که این یک کتابخانه شخصی خیلی وسیع و جامع بوده است.‏
تا این زمان نقاشی اسلامی ایران خیلی تحت تأثیر سنتهای پیش از اسلام و مانوی قرار داشت. طوری که تا اوایل قرن چهاردهم، که کشور کاملاً به اشغال مغولها در آمده بود، این سبک کم و وبیش بدون تغییر ادامه داشت. برای مثال، مقاله لوئیس ماسیگنون تحت عنوان « تغییر و تحول در نگارگری ایرانی بوسیله خئاشناسی اسلامی» ( پوپ:9 1938 ــ 1928 )، درباره دستنویس قرن چهاردهم البیرونی به نام آثار الباقیه (متن عربی،پاریس،شماره 1489) توضیح می دهد و می گوید که « دومینیاتور دیگرکه صحنه های آشنای انجیلی ‏Annuciation to the virgin ‎‏ ( تابلوی ‏A‏ 824 ) و غسل تعمید عیسی ( تابلوی ‏B‏ 824 )را نشان می دهند به مدلهایی برمی گردند که وجه مشترک با تصاویر ارامنه وبیزانس ندارند و به داشتن خصوصیات مانوی تشخیص داده شده اند.9 با وجود خاتمه یافتن حکومت مذهبی خلفای عباسی و نفوذ اجتناب ناپذیر چین پس از حمله مغول، هنرمندان از سنت قدیمی بریدند و در حوالی اواخر اولین ربع قرن چهاردهم سبک جدید نقاشی بطور ناگهانی توسعه یافت. این تغییر در اول به سرعت شروع شد که در نوشته های اوایل قرن چهاردهم مربوط به دوره ایلخانی نظیر جامع التواریخ رشیدالدین، کپی ادینبورو (به تاریخ 707 هجری، 1306) و یک قسمت مربوط به ان (به تاریخ714 هجری، 1314) و به انجمن ساطنتی آسیا تعلق داشت و حالا در مجموع نور (بینیان و همکاران 1933و1982 ‏welch and welch‏ ) می باشد آشکار است. شاید تعدادی نقاش چینی به همراه دستیاران ایرانی استخدام شده بودند تا این کتاب خطی را مصور کنند( رک: تصویر3، صفحه21).مایه شگفتی نیست که در این دوره هنر کتاب سازی به شکوفایی رسید و نوآوریهایی نیز انجام شد. تقریباً بدون نشانه قبلی ناگهان یک سبک جدید را می بینیم. این موضوع را می توان در تصاویر باقی مانده از اثری که به عنوان شاهنامه دموت نامیده می شود وبعداً تصاویر آن بطورجداگانه بوسیله یک دلال پارسی فروخته شد. در کلیله و دمنه، معراج نامه و چند نمونه دیگر که ما در اینجا به توضیح آنها خواهیم پرداخت، مشاهده کرد.‏
تصاویر شاهنامه دموت بوسیله بسیاری از نویسندگان قرن بیستم که در مورد نقاشی ایرانی نوشته هایی دارند، تجزیه و تحلیل شده است. تقربیاً همگی درباره کیفیت دینامیک آن آثار و حرکت جدیدی در مسیرسبکهای قبلی ارائه می دهند توافق نظر دارند. اگر چه تواریخ زیادی برای آنها تخمین زده شده است، ولی اکنون تاریخی حوالی 1335 پذیرفته می شود. از 180 تصویر تخمین زده شده در منابع خط انسانی فقط پنجاه و هشت تصویر شناسایی شده که در نشریات مختلف معرفی شده اند ( بینیان و همکاران 1933، فریر1989، لوری و همکاران 1989پوپ 1938،1982 welch and Welch ‎‏ ) جدیدترین آنها (لوری و همکاران) می باشد که هشت نمونه ار معرفی و توضیح می دهد.‏
برخی نویسندگان پا فراتر گذاشته این آثار را بهترین نقاشیهای مینیاتوری که تا به حال بوسیله هنرمندان ایرانی ترسیم شده است ارزیابی می کنند. عمق و تحرک داستانی و جزئیات تزئینی آنها بطور کامل آنچه را که قبلاً جریان داشته تحت الشعاع قرار می دهد. مهمتر اینکه ارتباط تصاویر با متن بطور قابل ملاحظه های از طریق عناصر عاطفی و حرکتی مردمی که ترسیم شده افزایش یافته، حتی چشم انداز و منظره نیز با روح متن همخوانی دارد. برای مثال «تابوت اسکندر کبیر» شاهکارهای تصویری است برای نشان دادن پریشانی و اضطرابی که با مرگ فاتح بزرگ بوجود آمده است و هر شخص عزادار تأثر و تأسف خودش را به روش خاص خودشنشان می دهد. همچنین تشییع « جنازه اسفندیار» از همین شاهنامه یک تغییر عالی از عزای ملی است که در آن به تصویر کشیدن حزن و نادوه با آداب و رسوم ملی کاملاً تطبیق داده شده است (تصویر4)011 ‏

مینیاتور دیگری از این کتاب خطی با عنوان «اردوان بوسیله اردشیر دستگیرشده»12 بطور روشن ونمایشی اردوان افسرده و دل شکسته را در زیر نگاه خیره و مغرورانه اردشیر و افراد دیگری به عنوان سرباز خشمگین با شمشیر کشیده و آماده برای نواختن به تصویر می کشد.حتی درخت پیر با شاخه های خشک پیچ در پیچ که اردوان زیرش ایستاده و شاخه های پر برگ و رنگارنگ که سایه بر روی اردشیر انداخته انعکاسی از احساس حاکم برصحنه است. پیرفتی که باعث یکپارچگی متن و تصویر گشته باید به سختیحاصل شده باشد. این پیرفت بسیار عمیق تصاویر برای منعکس نمودن معنی متن یک عنصر ابداعی جدیدی است که می بایست بوسیله بهزاد ایجاد می گردید.‏
مینیاتورهای کلیله ودمنه، حدوداً مربوط به اواسط قرن چهاردهم عمدتاً در آلبوم 1422‏f‏ در کتابخانه دانشگاه استانبول حفظ شده اند.13 تحرک محتوای تزئینی عمق مرتبط با متن در این آثار مشهود هستند. متن که به خط زیبای نسخ و به طور واضح با علائم جدا کننده ترکیب یافته است نشان می دهد که خوشنویس باید به کپی کردن قرآن عادت کرده باشد ــ او ممکن است خطاط مشهور عبداله صیرفی بوده باشد.‏

آنچه که در حال حاضر از معراج نامه باقی مانده در آلبوم ‏‎2154H‎‏ در کتابخانه موزه کاخ توپکاپی در استانبول نگهداری می شود. بعضی از این مینیاتورها مجدداً بوسیله راجرز و همکان 1986 " ‏Rogers‏ " در تابلو های 4547 معرفی شده اند. دوتای اول به احمد موسی نسبت داده می شود که به بوسیله یک نقاش قرن شانزدهم که می تواند هنرمند مشهور، دوست محمد، نویسنده دیباچه آلبوم بهرام میرزا( 1544 ) باشد ترسیم شده است. گر چه طرز عمل رنگ آمیزی چهره ها از آنچه درشاهنامه دموت یا کلیله و دمنه وجود متفاوت هستند، اما عناصر معینی به طور مشترک وجود دارند باید در نظر داشت که هنرمند اینجا می بایست تمام اشخاص مقدس و فرشتگان را به صورت الگوهایی از آرامش صلح و زیبایی نشان بدهد نوارهای رنگارنگ مواج که از لباسهای فرشتگان به طرف پایین معلق هستند و منشأ ساسانی یا چینی دارند برای اولین باردر نقاشی ایرانی ظاهر می شوند و در بیشتر تصاویر بعدی منطقه نیز تکرار می شوند.‏

‏"‏Rogers‏" و همکاران همچنین 6 تصویر از آلبوم ‏‎2153H‎‏ در توپکاپی 48 ـ 49 ـ50 و 53 را معرفی می کنند. اولی یک منظره ی پاییزی که انواع درختان را در تصویری که حالا تکثیر شده نشان می دهد.14 شماره 49 یک منظره زمستانی را با دو خرس که دو گوزن را تعقیب می کنند، و دو سوار چینی را که از پشت تپه ها در قسمت بالا نمایان هستند نشان می دهد. درختان برهنه و رنگ آمیزی سرد و آبی گونه کاملاً یک روز زمستانی را به تصویر می کشد، در جلوی خرسها به فارسی عبارت « خرس بد» نوشته شده که مؤلفین آن را اشتباهاً امضایی به عنوان خورشید خوانده اند، در صورتی که نوشته ای در طرف راست با مضمون « کار بسیار زیبای احمد موسی» به عنوان یک سند کتابخانه ای معمول خوانده می شود. مشخص نیست که آیا این تصویربه یک متن تلعق دارد و یا به صورت یک تک برگ از یک آلبوم ترسیم شده است، اما به نظر می رسد سبک آن با ‏‎17f‎، از آلبوم ‏‎1422f‎‏ در کتابخانه دانشگاه استانبول که بوسیله گری (1961، 1977: 35 ) از کلیله و دمنه معرفی شده و با شماره 50 از آلبوم ‏‎2153H‎، که سیمرغ را در حال حمل زال به لانه اش در کوه دماوند نشان می دهد شباهت زیادی دارد. این مینیاتور نیز به همان ترتیب در سمت راستش به شکل یک دستنویس کوچک از نوع نوشته های کتابداذان به احمد موسی نسبت داده شده است. اندازه اش مطابق با شاهنامه دموت است، پس می تواند متعلق یه آن باشد. همینطور نسخه دیگر، شماره51، که زال را در حال تیراندازی به مرغ آبی نشان می دهد نیز می تواند متعلق به شاهنامه دموت باشد. « اسفندیار و گرگها» (شماره 52)، باز با یک منظره زمستانی بی شباهت به شماره 49 نیست که باز به این سری از قرن چهاردهم تعلق دارد، اگر چه کتابداری آن را « کارمیر خلیل » ثبت کرده است، ولی امکان دارد آن را با یک موضوع مشلبه در شاهنامه مورخ به سال 1430 مه برای شاهزاده بایسنقر در هرات تهیه شده است. و احتمالاً بوسیله میر خلیل ترسیم شده است، اشتباه کرده باشد.15 اما تصویر پنجم یا بوسیله احمد موسی و یا شاگردش شمس الدین کشیده شده است. شماره 53، « اسفندیار و اژدها» نیز در یک منظره کوهستانی ناهموار زمستانی نشان داده شده است. تصویر کاملاً پر و نمایشی است. در سمت چپ نیمه پائینی تابلو یک دستنویس از نوع نوشته کتابداران آن را به احمد موسی نسبت می دهد.‏
چنین اسنادهایی، که آشکارا بوسیله کتابداران معاصر(یا کمی بعد) و یا بوسیله گدآوری کننده این آلبومها در قرن شانزدهم بوجود آمده است، نمی توانند نادیده گرفته شوند. در حقیقت ثبات و اطمینان زیادی در بین آثاری که به این ترتیب اسناد داده می شوند وجود دارد، حتی آنها می توانند پهنه کامل فعالیتهای یک هنرمند را نشان دهند.‏
یک شرح تاریخی‎ ‎مهم این موضوع را تأیید می کندریال دوست محمد، که هنرمند درجه یک در زمان شاه طهماسب (76 ــ 1524) بود، در سال1524 مقدمه ای بر آلبوم بهرام میرزا 16 نوشت و در آن در مورد نقاشان و مصوران گذشته توضیح داده، می نویسد:‏
آن وقت در سرزمینهای کاسی (‏Cathay‏ )، فرانک(‏Franks‏ )نقاشی با آبرنگ انجام می شد، تا اینکه در زمان سلطنت سلطان ابوسعید خدابنده(36 ــ 717 هجری/ 5 ــ 1317)، استاد احمد موسی که شاگرد پدرش بود نقاب از چهره تصویرسازی برداشت و تصویرسازی متداول در حال حاضر از ابداعات او می باشد. در بین تصاویریکه بوسیله او در زمان حکومت سلطان ابوسعید ترسیم شده اند تصاویری هستند که در ابوسعید نامه، کلیله و دمنه و معذاج نامه ای که در دست مولانا عبداله صیرفی بود 17 وجود داشتند. همچنین تصاویری که در تاریخ چنگیز همراه با یک خط خوش در کتابخانه سلطان حسین میرزا(912 ــ 875)هجری/1506 ــ1470) بودند وجود داشتند.‏
او هنرمندانی را که پس از احمد موسی آمده اند به عنوان شاگردان مستقیم احمد موسی نام می برد: امیر دولتیار، استاد شمس الدین که در زمان حکومت سلطان اویس(74 ــ 1356) کار می کرد، و شاگردش خواجه عبدالحی، که در زمان سلطنت احمد(1410 ــ1382/813 ــ748 هجری) بی نظیر بود و این هنرمنر را به سلطان آموزش داد. آن وقت تیمور او را به سمرقند فرستاد و او در آنجا در گذشت. پس از عبدالحی تمام اساتید این هنر سبک او را پذیرفتند. جنید شاگردشمس الدین بود، و پیراحمد، که شاگرد عبدالحی بود و در سن پنجاه و سه سالگی در گذشت، یکی از نوادر عصر خود بود.‏
دوست محمد هنرمندان دیگری را که به هرات رفتند و در آتلیه بایسینقر کار کردند نام می برد و در بین انها میرخلیل نیز وجود دارد.‏
منابع دیگرعبدالحی، سلطان جنید، منصور و پسرش مظفر را به عنوان اساتید نقاشی این دوره نام برده اند (حبیبی عبدالحی 1976). مظفر که در زمان حکومت سلطان ابوسعید تیموری درخشید، بوسیله دولت (1930)(‏Dughalat‏ )بهترین نقاش عصرش معرفی شده است. ( تاریخ رشیدی، کتابخانه بریتانیا، 88، ‏f294.or‏ )حبیبی می گوید که امضاهای ثبت شده در روی تصاویر دوره ایلخانی شامل احمد لاچین موسی و احمد بن موسی می باشند، او همچنین بیان می کند که نقاشان فعال در دوران غازان خان، اولجاتیو و رشیدالدین شامل بیست و دو چینی، مغول و ترک می باشند.18 این موضوع بطور مستقل تأیید نشده است. اما سبک امضاهای مذکور ارزش دقت و توجه را دارند.‏
منظور ازتعریف این شرح تاریخی بیان دو مطلب است: اولاً، اثبات اینکه یک تغییر عمیق درسبک نقاشی ایرانی در نیمه اول قرن چهاردهم اتفاق افتاد که در حقیقت بوسیله احمد موسی پدید آمد و این بوسیله سندی که موجود است و میتواند به او نسبت داده شود اثبات می گردد، ثانیاً تأیید نظر دوست محمد مبنی بر اینکه نقاشی ایرانی متداول در آن زمان ( حوالی1544 ) سبک ابداعی احمد موسی را دنبال می کرد. در حقیقت نه تنها این سبک بدون تغییر باقی ماند، بلکه بیشتر موضوعاتی که مخصوصاً یا به ارباب و یا به هنرمند اشاره می کردند سالها کپی شدند. برای مثال موضوعات شاهنامه دموت نظیر اسفندیار در حال کشتن گرگ(‏b73.f، آلبوم‎2153H‎‏ ، در توپکاپی، همانطورکه قبلاً توضیح داده شد، می تواند توسط احمد موسی ترسیم شده باشد) کاملاً بطور دقیق در شاهنامه باسینقرمورخ به سال 1429، که الان در کتابخانه کاخ گلستان در تهران می باشد کپی شده است.19 همچنین، موضوعاتکلیله و دمنه و معراج نامه مربوط به قرن چهاردهم (قابل اسناد به احمد موسی) در هرات در اوایل قرن پانزدهم کپی شدند. ما عموماً کپی تصاویر زیبا و عالی را که توسط اساتید مشهور در آتلیه های تیموری به کار ادامه می دادندمی بینیم. تصاویر عالی در کتاب خطی خواجوی کرمانی به سال 1396/799 هجری20 بوسیله تیموریان آن قدر لایق و محترم شمرده می شد که از آن برای حاکمان مختلف این سلسله در یک مدن زمان تقریباً پنجاه ساله چندین بار کپی برداری شده.21 در گزارشی (عرضه داشت) بوسیله شخصیت مشهور جعفر تبریزی که رئیس کتابخانه باسینقر بود می خوانیم:« طرح بوسیله میردولت یا راز یک زین وجود دارد. خواجه میر حسن نقلی از آن انجام داده و میر شمس الدین، پسر خواجه میر حسن و استاد دولت خواجه مشغول کنده کاری صدفی هستند(برای قرار دادن در داخل طرح روی زین)...». میر دولتیارشاگرد احمدموسی بود، حالاما می بینیم تقریباً نیم قرن بعد از عصر خودش ، کار او هنوز بوسیله نقاشان آتلیه در سلطنتی کپی برداری می شد.22 ‏
بدین ترتیب گستر ش نقاشی ایرانی بوسیله هنرمندان مناطق مختلف بدون توجه هب سلسله های حاکم و یا سنتهای محلی ادامه یافت. احمد موسی این سبک جدید را توسعه داد و همانطور که در نقاشی ایرانی متداول است، شاگردان او آن را با جزئیات زیبا و پرداختهای تزیینیآرایش دادند تا اینکه در ضمن اواخر قرن چهاردهم و اوایل قرن پانزدهم با کارهای جنید و میر خلیل به اوج رسید(رک: تصاویر7و8). پس از فوت زود رس بایسینقر در سال1433و پدر حاکمش شاهرخ در سال1447، یک دوره کاهش فعالیت به خاطر بی ثباتی سیاسی و عدم سرپرستی بوجود آمد. اما از حدود اواسط قرن پانزدهم یک استاد دیگر نقاشی به نام مولانا ولی اله سایر جنبه های ابداعی نقاشیهای احمد موسی را با دادن عمق معنی به تصاویر، و با تأکیید بیشتر روی کیفیت استعاری و مبتنی بر تصوف در موضوعات ادامه می دهد. این جنبه از کار ولی اله روی بهزاد تأثیر زیادی داشته است. بوسیله مورخین هنر ایرانی درباره ولی زیاد نوشته نشده است. تنها یک اشاره غیر مستقیم به او بوسیله دوست محمد وجود دارد(1544)، که در آن. درباره سلطان ابوسعید توضیح می دهد و می گوید:« در آن زمان امیر دولتیار یکی از غلامان سلطان ابو سعید بود که مفتخر به شاگردی استاد احمد موسی شد و از این لحاظ سرآمد شد (مخصوصاً در نقاشی با مرکب و سیاه قلم). طوری که وقتی مولانا ولی اله که در دنیا بی نظیر بود کارهای امیر دولتیار را دید با کمال بیطرفی و انصاف به ناتوانی خود اعتراف کرد.‏

• بعلاوه دوست محمد می نویسد:
هنرمند دیگر امیر روح اله که به عنوان میرک نقاش معروف بود و در هرات در خانواده سازنده کمان به نام سید "‏Sayyid‏" به دنیا آمد و از همان اوایل به حفظ قرآن و خوشنویسی مشغول شد.‏‎ ‎اما پس از فوت پدرش او به خوشنویسی کتاب تمایل پیدا کرد و چون از خانواده سازنده کمان بود در آن حرفه نیز مشغول شد. بعد از آن به عنوان نوآموز یا شاگرد وارد خدمت مولانا ولی الله شد و طراحی (تحریر، که می تواند طرحی نیز معنی بدهد) و تذهیب را ادامه داد. و بعداً علاقمند به مصورسازی شد در این کار به مرتبه ای بی مانند دست یافت و در سبک و شیوه بی رقیب شد. در ضمن سلطنت سلطان حسین میرزا (911 ــ 842 هجری، 1506 ــ 1438) او مورد علاقه و محبوب بود و به عنوان کتابدار مخصوص سلطنتی منصوب شد.‏
جدا از این شرح و چند تصویر منسوب به ولی اله، ما هنوز حقایق محکم درباره این هنرمند بی همتا در دست نداریم. به نظر می رسد او در ضمن دوره ای نا آرام بین مرگ شاهرخ در 1447 و سالهای اول سلطنت سلطان حسین میرزا حوالی 1481 ( بهاری 1485) در هرات در دوره تیموری فعال بوده است. امضاء یا اسناد روی نقاشیهای او معمولاً به شکل یک مهر است که شامل کلمات «بنده ولی مصور» می باشد.‏

بعضی از زیباترین آثار او در آلبومهای‎ 2135H‎‏ و ‏‎2162H‎‏ در کتابخانه موزه کاخ توپکاپی در استانبول هستند. «زاهد و مریدش». (تصویر9، صفحه 30: ‏‎ V05F‎‏ و‏‎2135H‎‏ ) یک نقاشی گویای عالی پر از عمق و معنی می باشد. ترکیب استادانه و اجرای ظریف و زیبا دست هم می دهند تا یک هماهنگی کلی بین عناصر آن و بین انسان و طیبعت منتقل نماید. درخت تنومندی که با شاخه های پیر و پیچیده اش در کنار جویبار بالا رفته و با صخره بزرگی که در کنار آن قرار گرفته در هم پیچیده است، روی زاهد سایه می اندازد. قسمت بالای صخره با خم شدن به طرف درخت به شکل یک پیرمرد ریش داری است که چانه خسته او روی شاخه ای قرار گرفته است، در حالی که پایین تر آب از دهان باز یک کله شبیه به میمون بیرون می جهد. در بالا، درخت چندین پرنده و لانه های آنها را در بین شاخه های پربرگ خودش جای داده، در حالی که پس زمینه انواع مختلفی از پرندگان دیگر، سایر درختا ن را اشغال کرده اند که در بین آنها زاغها قابل توجه هستند. در پیش زمینه اردکی با جوجه هایش به طرف استخر بین دو مرد بال می زنند و در ان دو اردک دیگر در حال شنا کردن هستند. پایین تر دو خرگوش در حال استراحت در کنار جویبار هستند، در حالی که دو بز وحشی در طرف راست با چهره محبت آمیز به همدیگر نگاه می کنند هر عنصری حاوی مفهومی از زندگی و طبیعت است. مؤثر از همه نگاه ساکت و آرام زاهد گوشه نشین است که کاملاً راحت در محط می باشد و گفتگوی فروتنانه مریدش با او بیانگر یک احساس عمیق اخلاقی می باشد، مهر و امضای وی در پایین ترین گوشه سمت راست دیده می شود. مشخصاً آن تصویری برای یک کتاب با تصویری از یک حادثه واقعی نیست بلکه کوششی است که بوسیله آن هنرمند می خواهد یک تجربه اخلاقی را منتقل کند. اینها خصوصیتهای متداول در نقاشیهای بهزاد هستند و شخص می تواند به روشنی دستیابی این دو هنرمند به آن خصوصیات مشترک را مشاهده کند.‏

تصاویر زیبای دیگری در آلبومهای توپکاپی وجود دارند، بعضی ها دارای مهر و امضای ولی هستند و بعضی ها اسنادهای دیگری به او دارند( رك: تصویر 10)

قدر و منزلتی که این آثار باید داشته باشند با این حقیقت نشان داده می شود که هنرمندان بزرگ دیگری همچون بهزاد کپی هایی از نسخه های اصلی انجام داده اند، اصل و کپی اغلب بر روی هم در آلبوم قرار داده شده اند.
نقاشی عالی دیگر بوسیله ولی تصویر شتری است که بچه خودش را شیر می دهد و دو نفر در کنار او ایستاده اند (تصویر11). ترکیب طبیعت گرا، دارای حرکت و بیان مطابق با سنت و شیوه بهزاد است. رابطه محبت آمیز بین مادر و فرزند بطور استادانه به تصویر کشیده شده است. نگاه شتربان در طرف راست به حیوانات و شخص همراه در طرف چپ که مشغول بافتن موی شتر است به قدری زنده و گویا هستند که ممکن است در حقیقت چهره اشخاص واقعی را نشان می دهند. مهر، امضاء در پایین طرف چپ دیده می شود.23 ‏
اصول و منابعی که بهزاد براساس آنها نقاشیهایش را این طور با توان و مهارت جهت ترکیب و پرداخت زیبایی با یک معنویت نادر و حرکت خیالی ترسیم کرده نیز اینگونه بودند.‏

‏1 ــ ایزد پناه، حمید، آثارباستانی باقی مانده از لرستان، جلدهای 1و2، بخشهای2، 5 و11 همانطور که در کتاب مزدا تهرانی 19889، ص52 ــ 47 معرفی شده اند.‏
‏2 ــ کونل( 1923 ‏a‏ )، صفحات 15 و 17؛ لویس 1976، صفحات 2 ــ 20 .‏
‏3 ــ کریستی (لندن)، کاتالوگ فروش، 24 اوریل 1990، قسمت 14، مصور، لویس1976، ص 2 ــ 20.‏
‏4 ــ در مقاله ی ابو منصور درباره نجوم، که در حدود 651 هـ ، ق در قاهره نسخه برداری شده، و در آن یکی از نقاشی ها بطور واضح « عمل قنبر علی شیرازی قی مدینه المصر» ( عمل قنبرعلی شیرازی در مصر) امضاء شده است می توان شاهدی پیدا کرد. تصویر مورد بحث در بلوشد1929، تابلو ‏XXXII‏ ، شیطان را در حال جلوس مانند پادشاهی که تاج برسر دارد، و پسرانش بصورت دیوهایی او را احاطه کرده اند، نشان میدهد. امضاء هنرمند در جلد کتابی که در دست ابلیس است دیده می شود. اگر چه هنر مصورسازی کتاب در آن کشورهای مسلمان از شکوفایی بازمانده ولی آنطور که از مطالعه ی قرآن زیبایی که از اواسط قرن هفتم هجری به بعد در مصر تهیه شده استنباط می شود، خوشنویسی بطور قابل ملاحظه ای پیشرفت کرده بود و برای تأیید این نکته به مقاله « قرآن مملوکان» نوشته ی دیوید جیمیز، 1988 مراجعه کنید.‏
‏5 ــ جالب است که در چنین تفاسیری، مورخین هنر نظیر دوست محمد، 945 هجری که از مانی به عنوان استاد این هنر نام می برند، به عنوان مثال مورخ اولی می نویسد ( ترجمه: و. ام. تکستون،1989، ص 50 ــ 335، یکی از تواناترین مترجم ها در انگلیسی).‏
‏« اگر چه بنا به قوانین ظاهری مذهبی، اساتید نگارگری با شرمندگی شان را پایین بگیرند، حداقل آنچه که از نوشته های بزرگان بر می آید این است که منشأ این هنر به دانیال نبی بر می گردد... جلوتر از آن زمان هنر مصورسازی در زیر آسمان آبی ادامه می یافت و تصوری که به وسیله دانیال ترسیم شده بود،با دقت بوسیله حاکم بیزانس در گنجینه او تا زمان وفات والاترین انسان (محمد ص) نگهداری می شد. بنابراین مصورسازی بدون توجیه و مجوز نیست، و وجدان تصویرگر نیاز به سرزنش و آزار با تیغ یأس و ناامیدی ندارد.»‏
وقتی که خورشید آسمان نبوت، چهارمین پیغمبر بزرگ ( محمد رسول الله)، عیسی مسیح پسر مریم، وفات کرد، مانی شروع کرد به تظاهر به پیغمبری و این دعا را در لفافه نقاشی در چشم مردم قبولاند. چون مردم از او انتظار معجزه داشتند او یک تکه نخ ابریشم برداشت و به داخل غاری رفت و سفارش کرد که ورودی غار را مسدود کنند.زمانی که یک سال از این کناره گیری او گذشته بود، او بیرون آمد و نخ ابریشم را نشان داد. در روی آن، او تصاویر انسانها، حیوانات، درختان، پرندگان و شکلهای مختلفی را که فقط در آیینه خیال از طریق چشم بصیرت اتفاق می افتد و فقط در دنیای مرئی با اشکال خیالی روی برگ نقاش می نشیند نقاشی کرده بود. اشخاص کوته بین که قلبهای تیره ی آنها نمی توانست نور اسلام را منعکس کند، گول مکر او را خوردند، ابریشم نقاشی شده او را که به عنوان تابلو ارژنگ مشهور بود به عنوان مجموعه اسناد در برابر عدم باور و سرپیچی برداشتند؛ و عجیب تر از همه ی آنها آن ابریشم را برابر با گالری نقاشی ــ چین، که باور می شود دارای تصاویری از تمام اشیاء موجود می باشد تصور می کردند، همانطور که شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی درباره ی دو موضوع در اول گلستان سخن گفته است: « امید است کسی از ناراحتی و دلتنگی اخم نکند زیرا باغ محلی برای تنهایی و خلوت نیست، اگر بطور عالی و اشرفی تزئین گردد، آن یک گالری چینی و یک تابلو ارژنگ می باشد.» بیشتر اینها توسط مانی در منطقه عراق انجام گرفته بود (که شامل باختر مرکزی / شمال غربی ایرت امروزی) اما پس از آن، او عازم ختای شد و در آنجا نیز کارهای حیرت انگیزی انجام داد.‏
‏6 ــ بلوشد، 1929، تابلوهای 30 ــ 24 .‏
‏7 ــ بلوشد، 1929، 23 ــ 17 .‏
‏8 ــ جنید ساکن شیراز بود به دربار سلطان احمد جلایر در بغداد رفت.‏
‏9 ــ همچنین به بینیون و همکاران 1933، ص3 ـ22 و 25 و تابلو ‏XVA‏ تاریخ البیروتی، به تاریخ 707 هجری، 1307، با تصاویری که از لحاظ سبک کاملاً نزدیک به جامع التواریخ هستند، مراجعه کنید.‏
‏10 ــ گالری هنر فریز، واشنگتن دی. سی، شماره 3/28، بوسیله گری مجدداً معرفی شده. (1961 ــ1977).‏
‏11 ــ موزه هنر متروپولتین، نیویورک، شماره70/33، بینیون و همکاران مجدداً معرفی شده 1944، تابلوXXIA‏.‏
‏12 ــ گالری ساکلر، واشگتن دی. سی، شماره 0103/587، توسط لوری و نمازی مجدداً معرفی شده 1989، شماره13.‏
‏13 ــ بعضی از اینها در کتاب پوپ 1938، تصویر844، و در نوشته های کری، 1961 ـ 1977، صفحات 35، 38 و 39 معرفی شده اند.‏
‏14 ــ یک مطالعه خیلی جالب به وسیله رولند و سابرینا میخاد در کتاب « آیینه شرق» نشر جامعه گرافیک نیویورک در 1980 بیشتر چنین تصاویری را با عکسهای مکانهای واقعی مقایسه می کند و آنها تشابه های قابل ملاحظه ای را نشان می دهند. منظره پاییز توسط احمد موسی، تصویر59، با عکس از منظره امروزی در کنار هم قرار داده شده است، تصویر60 .‏
‏15 ــ در نوشته بینیون و همکاران، 1933، تصویر‏XLVII‏ مجدداً معرفی شده است.‏
‏17 ــ یک خطاط مشهور از مکتب یاقوت، که در 48 ـ 720هجریف 48 ـ 1320درخشید.‏
‏18 ــ زکی ولیدی توغان، نسخ خطی استانبول 2، 1963 ...‏
‏19 ــ بینیون و همکاران، 1933، تابلو ‏XLVII‏ ؛ راجرز و همکاران، 1986، تصویر52.‏
‏20 ــ 181123 .‏Add‏ ,‏BL‏ ، در لنتزولوری به تصویر کشیده شده (1989)، تابلوهای صفحات 5 ـ 45؛ آن بوسیله خطاط مشهور میرعلی تبریزی استشاخ شده و توسط جنید که شاگرد شمس الدین بود و او خود نیز شاگرد احمد موسی بود نقاشی شده است.‏
‏21 ــ لنتزولوری، 1989، تصویر82، از کتابخانه ملی وین، ‏NF382‎‏ .‏
‏22 ــ 112153 ,‏f.98r‏ کتابخانه موزه توپکاپی، استانبول.‏
‏23 ــ جالب است توجه کنیم که تقریباًیک قرن بعد مظفرعلی، شاگرد بهزاد در دوره ی صفوی تقریباً همان فرمول را برای امضای خود به کار می برد. تصویر127

نقل ازhttp://artabriz.ir

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی انسان روح خود را از دست بدهد فتح دنیا به چه درد او می خورد

مقالات مربوط به نقد ونظر فقط نظریات نویسندگان آنها می باشد نه نظرات وبلاگ .
دوستان و عزیزانی که تمایل دارند می توانند شعر و مطالب خود را جهت ثبت در وبلاگ ارسال نمایند .
نقل مطالب این وبلاگ باذکر ماخذ ازاد می باشد
با تشکر :رضا پورجوادی


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
 
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

Online User