تبلیغات
گریه های امپراطور - دریچه ای رو به فرهنگ و ادبیات معاصر
گریه های امپراطور - دریچه ای رو به فرهنگ و ادبیات معاصر
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است 
قالب وبلاگ
نویسندگان
جنگ دفاع مقدس
نظر سنجی
باسپاس از حضورت ! کدام موضوع وبلاگ را بیشتر پسندیدی؟








لینک های مفید

.

گفت‌وگو با ابوالفضل پاشا درباره نگره «شعر حرکت»
حرکت از70 آغازشد

ابوالفضل پاشا متولد 1345، شاعر، نظریه‌پرداز و منتقد ادبی است. از وی تاکنون کتاب‌های «از آن همه دیروز» (مجموعه شعر)، «راه‌های در راه» (مجموعه شعر)، «نقبی در نقد امروز» (مجموعه مقاله)، «حرکت و شعر» (نظریه و نقد ادبی)، «گزیده ادبیات معاصر» (گزیده شعر)، «اینجا را ورق بزن» (مجموعه شعر)، «نام ابوالفضل من پاشاست» (مجموعه شعر)، «هر روز اگر از من» (مجموعه شعر) و «واژه‌ها به همین منوال» (مجموعه شعر) در حوزه شعر دهه هفتاد منتشر شده است. «کوچه پس کوچه‌های پر از من» هشتمین مجموعه شعر اوست. انتشار این کتاب، بهانه‌ای شد تا با پاشا درباره نظریه «شعر حرکت» که توسط او در حوزه شعر دهه هفتاد مطرح شد، به گفت‌و‌گو بنشینیم.

چرا «شعر حرکت»؟ و نه اسمی دیگر؟
بر کسی پوشیده نیست که دهه هفتاد زمینه‌ساز ایجاد حرکت‌هایی بود. اصلاً این دهه از لحاظ اجتماعی از لحاظ تاریخی و خیلی جنبه‌های دیگر می‌توانست زمینه‌ساز ایجاد یک ادبیات پیشرو باشد، برای همین بود که این فکر از اوایل دهه هفتاد به ذهن من رسید و این را هم در پرانتز اضافه کنم که اصولاً در جوامع سنتی مانند جامعه ایران هر پدیده نوظهوری که به وجود می‌آید، اعم از اینکه بحق باشد یا نه، عده‌ای با آن مخالفت می‌کنند و این اصلاً خاص ایران نیست بلکه در تمام جوامع سنتی چنین روندی وجود دارد؛ از این لحاظ باید اضافه کنم که ارائه نظریه شعر حرکت هم از این قاعده مستثنا نبود. خب شعر موسوم به شعر دهه هفتاد، همین که از آغاز دهه هفتاد و به گونه‌‌ای می‌توانم بگویم از اواخر شعر دهه شصت شروع به ریشه‌یابی و ریشه‌گیری کرد مخالفت‌ها با چنین شعری شروع شد و نسل قبل، این نوع شعر را به فقدان اندیشه، فقدان زیبایی‌شناسی و فقدان اصول هنری متهم کردند؛ البته نسل پیشین تقصیری هم نداشتند، زیرا نمی‌توانستند مصادیق زیبایی‌شناسی این نوع شعر را متوجه شوند، وانگهی سنت فرزندکشی جزو فرهنگ ماست و همین سنت فرزندکشی هم مزید بر علت می‌شد که به شعر نسل ما بی‌اعتنایی شود؛ البته این نکته در سایر مظاهر زندگی ما نیز جریان دارد، برای مثال وقتی که ما در جمعی نشسته‌ایم، می‌بینیم که امکانات و تریبون و صدرنشینی با بزرگترها و ریش‌سفیدهاست، از همین رو در دوره ما اگر در انتهای صفحه یا حواشی، جایی مانده بود، شعر ما را چاپ می‌کردند، در حالی که شعر هفتاد، شعری بحق بود ولی با آن شعر چنین رفتارهایی می‌شد، به عبارتی چنین تعارض‌هایی در جامعه آن روز ما به وفور وجود داشت.
این نوع رفتار کلاً با شعر جوان بود یا با نوع خاصی از شعر جوان؟ منظورم دقیقاً این است که شعر جوانی که دنباله‌روی سنت شعری دهه چهل هم بود مشمول این تعارض‌ها بود؟
این تعارض در شعرهایی بروز و نمود پیدا می‌کرد که با زیبایی‌شناسی جدید به منصه ظهور رسیده بودند و اصول قدیم و نخ‌نمای شعر را کنار زده بودند، اما این شعر عوض اینکه مورد دقت قرار بگیرد کوبیده می‌شد. این تعارض سرچشمه یا نقطه آغاز توجه من به شعر حرکت بود. اگر شعر ضعیفی مورد دقت قرار نگیرد تعجبی ندارد به عبارتی وقتی شعری که ضعف تألیف دارد یا فرم آن ناقص است یا تصویرگرایی آن بدیع نیست یا ضعف موسیقایی دارد و مورد دقت قرار نگیرد ما هیچ وقت تعجب نمی‌کنیم و نتیجه کار، کاملاً طبیعی است، اما شاعران نسل پیشین در قبال شعری که قدرت و قوت فوق‌العاده‌ای داشت، واکنش خصم‌انگیزی ارائه می‌کردند چرا که متوجه ظرایف آن نمی‌شدند، پس چنین رویکردی نقض غرض بود یا به عبارتی نوعی ظلم به همان شعر قوی تلقی می‌شد، برای همین بود که من دسته‌‌ای از این شعرهای قدرتمند را شناسایی و آن‌ها را در دفتر جداگانه‌ای یادداشت کردم تا اصول زیبایی‌شناسی این‌ها را توضیح بدهم؛ البته این را هم اضافه کنم که دهه هفتاد، دهه رشد بسیاری از جریان‌های «سالم» و «اصیل» شعر بود. من روی این دو کلمه «سالم» و «اصیل» تأکید دارم. وقتی از جریان «سالم» و «اصیل» شعر دهه هفتاد صحبت می‌کنم جریان‌هایی را در نظر دارم که نسل من به وجود آورد و پیشنهاد کرد، این گرایش در کارهای خودم، مهرداد فلاح، علی عبدالرضایی، رضا چایچی، بهزاد خواجات، شیوا ارسطویی، کوروش همه‌خانی، آفاق شوهانی، ضیاء‌الدین خالقی، اعظم شاهبداغی و سایر شاعران دهه هفتاد وجود داشت؛ البته بعضی از این شاعرها بعدها به رشته‌های دیگری علاقه‌مند شدند یا آنکه شعر را کلاً کنار گذاشتند اما منظور من اشاره به همان زمان مشخص در دوره هفتاد است که ظرفیت‌های چشمگیری به همراه داشت و یکی از این ظرفیت‌ها همان نظریه «شعر حرکت» بود که من شناسایی و معرفی کردم اما اغلب این ظرفیت‌ها کشف وشناسایی و در نتیجه معرفی نشدند، چرا که تریبون شایسته‌ای برای این معرفی در اختیار ما نبود، به عبارتی چنین کارهایی به حمایت نیازمند است، نشان به این نشان که وقتی من مقاله حرکت را نوشتم سه سال طول کشید تا توانستم آن را چاپ کنم یعنی در آن دوره، تریبون ـ مخصوصاً برای نسل من ـ تا این اندازه محدود بود. همه این‌ها را برای این مطرح کردم که بگویم شعر حرکت، آینه تمام‌نمای شعر دهه هفتاد نیست بلکه فقط بخشی از شعر دهه هفتاد را به منصه ظهور می‌رساند. حالا برگردم به همان حرف قبلی که در آن دوره، من شعرهایی را که به زعم خودم موفق و توانمند تشخیص داده بودم در دفتری جمع‌آوری کردم و بعد متوجه شدم تعدادی از این شعرها بدون اینکه ظاهر مشترکی داشته باشند اصول مشترکی دارند، یعنی این تشابه به معنای تساوی نبود یا به معنای همسان‌سازی و تکثیر بی‌رویه نبود بلکه این تشابه یک تشابه کیفی بود که با تشابه کمّی فرق می‌کند. این اصول مشترک در کیفیت اتفاق می‌افتاد و من اسم این‌ روش شعری را بنا به دلایل مفصلی ـ که در ادامه این گفتار توضیح خواهم داد ـ «شعر حرکت» گذاشتم. این در واقع آغاز یا پیدایش نظریه شعر حرکت بود، و همان‌طور که شما اذعان دارید، من تأکید می‌کنم که: «پیدایش نظریه شعر حرکت»، و نمی‌گویم «پیدایش شعر حرکت»، چرا که بعضی وقت‌ها دوستان، مرا مبدع شعر حرکت یا بنیا‌گذار شعر حرکت لقب می‌دهند که من به هیچ وجه چنین ترکیب‌هایی را برنمی‌تابم و با این ترکیب‌ها موافق نیستم.
این نظریه با چه مقدمات و پیش‌زمینه وقایع تاریخی آن دوره شکل گرفت؟
در همان دوره که من خصوصیت مشترک شعرهای حرکت را شناسایی کرده بودم، حسن صفدری جلساتی موسوم به شعر امروز برگزار می‌کرد. قرار بود در هر جلسه یک شاعر پیشکسوت یا یکی از همان شاعرانی که به شاعران جوان فرصت شعرخوانی یا صحبت‌ کردن نمی‌دادند، سخنرانی کند. در یکی از جلسات، سخنران اصلی غایب بود، پس بهزاد زرین‌پور ـ که حرف‌هایی برای گفتن داشت ـ به ایراد سخن پرداخت. همین موضوع باعث شد جرقه اصلی زده شود و از آن به بعد در هر جلسه یک سخنران از نسل قبلی صحبت کند و در بخش جنبی هم یکی از شاعران نسل ما سخنرانی کند. در جلسه‌ای که قرار بود علی باباچاهی سخنرانی کند، نخستین سخنران بخش جنبی به طور رسمی علی عبدالرضایی اعلام شد و او می‌خواست تحت عنوان «من دروغ می‌گویم تا از آن دفاع کنم» به ایراد سخن بپردازد. یادم می‌آید آن روز باباچاهی همین که وارد جلسه شد و نام عبدالرضایی را به عنوان سخنران بخش جنبی روی دیوارها دید کاملاً منقلب شد و شروع به گفتن حرف‌هایی کرد که جلسه عملاً به هم ریخت. به هر حال داستان سخنرانی نسل ما در آن جلسات از همین نقطه آغاز شد و سخنران بعدی من انتخاب شدم. از طرفی در همان روزها بود که فکرهایی درباره شعر حرکت به ذهنم خطور کرده بود و ویژگی‌های آن را به ذهن سپرده بودم و حس می‌کردم این ویژگی‌ها نیاز به معرفی دارند، پس من به این نتیجه رسیدم برای ماه بعدی ـ که سخنران جلسه بودم ـ تحت عنوان «شعر حرکت» سخنرانی کنم. نخستین کاری که برای این سخنرانی کردم این بود که یافته‌های خودم را در خصوص شعر حرکت به شکل رئوس مطالب و فهرست‌وار روی کاغذ بیاورم تا تسلط بیشتری برای سخنرانی داشته باشم، همین کار مقدمه‌ای شد تا در فرصت‌هایی که در اختیارم بود مقاله «شعر حرکت» را نیز بنویسم. از طرفی قبل از آن‌که نوبت سخنرانی من برسد، حسن صفدری از آن خانه نقل مکان کرد و این جلسات به طور کلی تعطیل شد و من هم موفق نشدم درباره شعر حرکت سخنرانی کنم، اما من سرسخت‌تر از آن بودم که کوتاه بیایم، پس تصمیم گرفتم همان مقاله را چاپ کنم، اما جایی برای چاپ آن در دسترس نبود.
 در آن دوره، دو نشریه تقریباً فراگیر وجود داشت که به نوعی به نسل جوان، امکان و اهمیت می‌دادند: یکی صفحه «بشنو از نی»روزنامه اطلاعات بود ـ که زیر نظر علیرضا قزوه منتشر می‌شد ـ و دیگری صفحات ادبی «کادح» بود که زیرنظر زنده‌یاد محمدتقی صالح‌پور به چاپ می‌رسید. مقاله را برای صالح‌پور فرستادم و در ضمن از او خواستم همه مقاله را یک‌جا چاپ کند، اما این نکته برای صفحات ادبی کادح امکان‌پذیر نبود و قرار شد این مقاله را در دو شماره چاپ کند، اما آن صفحات هم بنا به دلایلی تعطیل شدند و چاپ مقاله شعر حرکت به محاق رفت. من در طول آن سال‌ها مترصد فرصتی بودم که این مقاله را چاپ کنم اما هیچ امکانی وجود نداشت تا آنکه آن را به احمد غلامی ـ سردبیر مجله ادبی شباب ـ دادم اما او حاضر به چاپ آن نشد و گفت من به شکل دیگری از جوان‌ها‌ حمایت می‌کنم و شعر یا مصاحبه آنان را به چاپ می‌رسانم! خلاصه کلام اینکه مقاله شعر حرکت به همان شکل باقی ماند تا آنکه سه سال بعد ـ که اوضاع کمی تغییر کرده بود ـ آن را بار دیگر به قزوه دادم و او این مقاله را با احتیاط بسیار زیادی چاپ کرد، یعنی آن‌که قزوه در چاپ این صفحه نهایت دقت را به کار می‌برد و اگر قرار بود مقاله‌ای در بیش از یک قسمت چاپ شود، در قسمت اول، در زیر عنوان مقاله، حتماً عبارت «قسمت اول» را ذکر می‌کرد، اما وقتی نوبت به چاپ مقاله شعر حرکت رسید، کمال احتیاط را در پیش گرفت و حجم قسمت اول را به گونه‌ای انتخاب کرد که اگر با اعتراض‌ها یا واکنش‌های تند مواجه شود، بتواند از چاپ قسمت‌های بعدی اجتناب کند و حتی برای احتیاط بیشتر، در زیر عنوان مقاله، عبارت «قسمت اول» را ننوشت! به هر حال این مقاله در انتهای سال 76 چاپ شد و عده‌ای آن را خواندند و بعد هم دو بار تجدید چاپ شد: یک بار به همت محمد ولی‌زاده در «عصر پنجشنبه»، یعنی در دوره‌ای که هنوز شکل لایی داشت و به شکل مجله در نیامده بود، و بار دیگر در مجله «معیار» به سردبیری محمدحسین عابدی. چاپ این مقاله در این سه نشریه موجب شد عده‌ای که دنبال آن بودند بتوانند آن را بخوانند.
 آن روزها من کارشناس ادبی فرهنگسرای بهمن بودم و دو نوع جلسه در آن فرهنگسرا برگزار می‌کردیم: یکی جلسه‌هایی برای نوجوانان و جوانان که تجربه‌هایشان از شعر اندک بود، و جلسات بعدی مخصوص شاعران حرفه‌ای بود، شاعرانی که سال‌ها در فضای شعر کار کرده بودند و صاحب کتاب‌هایی بودند یا آن‌که به طور حرفه‌ای با مطبوعات همکاری کرده بودند. گام بعدی در خصوص نظریه شعر حرکت آن بود که جلسه‌ای جدا از آن دو نوع جلسه برگزار کردیم که اعضای مشخص و محدودی داشت و در روزهایی جدا از آن جلسات برگزار می‌شد و مخصوص نظریه شعر حرکت بود. من و مهرداد فلاح و محمد آزرم و آفاق شوهانی اعضای این جلسه بودیم و در حدود 15 جلسه درباره نظریه شعر حرکت بحث و تبادل نظر کردیم. در راستای تکمیل این جلسات و به منظور اشاعه این نظریه، گام بعدی ما این بود که در جلسات مخصوص شاعران حرفه‌ای بحث و گفتمانی را درباره نظریه شعر حرکت آغاز کردیم و هر هفته آن را پی گرفتیم، که در این میان، توجه بعضی از شاعران آن جلسات، از جمله فریاد شیری به ویژگی‌های این نظریه حائز اهمیت بود. در نهایت در اواخر دهه هفتاد من همه این دانسته‌ها را نوشتم و کتابی به اسم «حرکت و شعر» چاپ کردم. در آستانه انتشار کتاب، مقاله‌هایی از این کتاب را به بعضی از روزنامه‌ها دادم و چاپ آن مقاله‌ها تبلیغ خوبی برای این کتاب بود و بازخوردهای خوبی داشت. چاپ این کتاب به نوعی نخستین گام جدی در حوزه شعر حرکت بود و همه گام‌های قبلی ما مقدمات کار به حساب می‌آمد، اهمیت چاپ این کتاب به حدی بود که این نظریه موافق‌ها یا مخالف‌هایی پیدا کرد و حتی در برخی از شهرها از من دعوت کردند برای این کتاب جلسه‌ای برگزار کنند. در تابستان سال 80 مدیریت سازمان فرهنگی هنری تهران تغییر کرد و مدیر جدید ـ محمدعلی زم ـ نهضت فرهنگی تابستان را بنیان گذاشت و همین نهضت بزرگ فرهنگی در آن سال به نفع کتاب حرکت و شعر هم بود به طوری که جلسات متعددی برای این کتاب برگزار شد، تا جایی که حافظه‌ام یاری می‌کند می‌توانم به جلساتی در فرهنگسراهای بهاران، بهمن، خاوران یا جلساتی در چندین خانه فرهنگ اشاره کنم. در همان راستا تعدادی از نشریه‌ها صفحاتی به نقد این نظریه اختصاص دادند و حتی نشریه ادبی پیام شمال ـ با مدیریت غلامرضا مرادی ـ یک شماره را مخصوص نظریه شعر حرکت چاپ و منتشر کرد. همه این‌ها بازخوردها یا واکنش‌هایی بود که جامعه نسبت به این کتاب نشان داد. نظریه شعر حرکت بعد از آن هم جای کار داشت و من هم برای معرفی و اشاعه آن به کارهای جدیدی روی آوردم به طوری که شعرهای جدیدتری را از شاعرانی مانند سعید آرمات، محمدحسین عابدی و محمد آشور یا دیگر ‌شاعران شناسایی کردم و حتی یکی دو شعر از این شعرهای جدید را در وبلاگم گذاشتم، و از قضا واکنش‌های خوبی - مخصوصاً در مواجهه خواننده‌ها با شعر آشور - را به دنبال داشت. در آن مقطع ضرورت نگارش جلد دوم کتاب حس می‌شد. من پیش‌نویس جلد دوم را آغاز کردم و سینا میرزایی ـ مدیر نشر مدیا ـ به طور شفاهی به من گفت که با کمال میل حاضر است این‌ کتاب را چاپ کند و بعد من یکی از مقالات این کتاب را با عنوان «پیش شعر حرکت» در گیله‌وای صالح‌پور چاپ کردم. به هر حال این‌‎ها اقدامات بعدی بود اما نشر مدیا حرف خود را پس گرفت و فضای نشر در سال‌های بعد، فضای مناسبی برای نشر کتاب نبود.
می‌شود خیلی روشن درباره مبانی نظریه شعر حرکت صحبت کرد؟
در باب مبانی نظری نظریه شعر حرکت باید بگویم شعر حرکت دو دسته ویژگی دارد که من این‌ها را در کتاب حرکت و شعر توضیح داده‌ام و حالا هم به اختصار اشاره می‌کنم: شعر حرکت یک سری ویژگی‌های بیرونی دارد که این ویژگی‌ها را در همه شعرهای موفق دهه هفتاد می‌توان یافت و خاص شعر حرکت نیست. مثلاً اینکه زیبایی‌شناسی شعر مسبوق به سابقه نباشد، امکان سپیدخوانی داشته باشد، مخاطب عام را پس بزند، وابسته به جزء نباشد و امکان شاه بیت‌سازی ایجاد نکند، با اصول زیبایی‌شناسی شعرهای ماقبل خود، تغییر و فاصله داشته باشد، این ویژگی‌ها و ویژگی‌های دیگری را که خاص همه شعرهای موفق دهه هفتاد است به طور کامل و با ذکر مثال در کتاب حرکت و شعر توضیح داده‌ام و حالا اگر بخواهم بیش از این توضیح بدهم موجب اطاله کلام خواهد شد، اما این را باید بیفزایم که شعر حرکت اول از همه باید شعر دهه هفتاد به حساب بیاید و آن رادیکالیسم را با خود به همراه داشته باشد و به علاوه یک ویژگی خاص را نیز باید به رخ بکشد که همانا ویژگی درونی این نوع شعر است و در سایر شعرهای موفق دهه هفتاد وجود ندارد، به عبارتی همین ویژگی خاص، شعر حرکت را از بقیه شعرهای موفق دهه هفتاد متمایز می‌کند. این ویژگی همانا استحاله یکی از واحدهای سازنده شعر است که ساختار را نیز تضمین می‌کند، برای مثال حرکت یا استحاله واحدهای تصویری در ساختار؛ یا آنکه این حرکت یا استحاله ممکن است به واحدهای کاراکتری یا گاهی به واحدهای زمانی ـ مکانی مربوط باشد، اما نکته مهم اینجاست که استحاله با حذف یا تغییر فرق اساسی دارد، برای مثال حذف یا تغییر یک کاراکتر به معنای استحاله آن نیست بلکه شاعر باید با تمهیداتی شاعرانه، کاراکتری را مستحیل کند و کاراکتری جدید ـ که قبلاً در آن شعر وجود نداشته است ـ بیافریند. اگر بخواهم یک مثال عینی برای استحاله ذکر کنم باید تبدیل کرم ابریشم را به پروانه یادآوری کنم که طی استحاله‌ای این کار صورت می‌‎گیرد و این‌گونه نیست که کرم ابریشم حذف شود و به جای آن پروانه‌ای قرار بگیرد. البته ویژگی‌های بیرونی و درونی شعر حرکت توضیح مفصل‌تری را می‌طلبد که در این اختصار نمی‌گنجد و من همه این‌ها را به قدر ضرورت و نیاز در کتاب حرکت و شعر توضیح داده‌ام.
و حالا نوبت می‌رسد به روش‌شناسی نظریه «شعر حرکت» که بهتر است درباره آن هم توضیح بدهید.
اگر بخواهیم با توجه به روش‌شناسی شعر حرکت، شعرهای گوناگونی را شناسایی کنیم و ببینیم که آیا کدام شعر در زمره شعرهای حرکت قرار می‌گیرد، اول از همه باید شعر مورد نظر را با ویژگی‌های بیرونی شعر حرکت ارزیابی کنیم و بعد نتیجه بگیریم که آیا شعر مورد نظر، همه این ویژگی‌ها را داراست یا نه؟ وقتی مسلم شد که شعر مورد نظر از همه این ویژگی‌ها برخوردار است، باید این نکته را در نظر بگیریم که آیا استحاله کدام واحد سازنده در این شعر اتفاق افتاده است تا منجر به ساختار شود؟ جا دارد در این‌جا به نکته مهمی اشاره کنم که آن را در جلد دوم کتاب حرکت و شعر توضیح داده‌ام: تاکنون هر شعر حرکتی را که من ارزیابی کرده‌ام ساختار آن بر اساس استحاله یکی از واحدهای سازنده بود و من هیچ شعر حرکتی را ندیده‌ام که بر اساس استحاله دو یا چند واحد سازنده به ساختار رسیده باشد، اگر چنین موقعیتی پیش بیاید یعنی به فرا استحاله یا استحاله‌ای فراتر از استحاله‌های عادی رسیده‌ایم، پس می‌بینیم که شعر حرکت و مبانی نظری آن هنوز جای کار دارد و می‌تواند بازبینی و اصطلاحاً آپدیت شود؛ اجازه بدهید برای روشن‌تر شدن مطلب مثالی بزنم: یکی از گام‌های مهم دیمیتری ایوانویچ مندلیف ـ در علم شیمی ـ پایه‌گذاری جدول تناوبی بود. تا قبل از این اقدام مندلیف، بسیاری از شیمیدان‌ها به انحای مختلف عناصر را دسته‌بندی کرده بودند اما کار هیچ‌کدام‌شان موفق نبود. مندلیف با پیشنهاد جدول تناوبی کار بسیار بزرگی کرد، و حتی نکته مهم اینجاست که تا آن زمان تعدادی از عناصر ـ که امروزه در این جدول خانه مشخصی دارند ـ هنوز کشف نشده بودند اما او با توجه به نبوغ غول‌آسایی که داشت جای آن‌ها را پیش‌بینی کرد و در این جدول خالی گذاشت و دانشمندهای بعدی بر اساس این پیش‌بینی، این عناصر را کشف کردند و حتی بعضی از عناصر ـ از جمله عناصر 105 به بعد ـ را به شکل مصنوعی به وجود آوردند، لذا می‌خواهم با توجه به چنین نظریه‌هایی توضیح بدهم که هر نظریه علمی ـ در ساحت‌های گوناگون ـ می‌تواند چنین پیش‌بینی‌هایی را به همراه داشته باشد، چنان‌که شعر نیمایی به همت شاملو، به شعر موسوم به شعر سپید رسید، پس ما می‌توانیم انتظار فرااستحاله را نیز داشته باشیم؛ که من همه این‌ها را به طور مفصل در جلد دوم کتاب حرکت و شعر توضیح داده‌ام. اگر بخواهم از منظر دیگری به نظریه شعر حرکت نگاه کنم باید بگویم این نظریه می‌تواند چندین «شارح» داشته باشد که آن‌ها درباره نوزایی‌های این نظریه نکاتی را مطرح کنند، چرا که من اصلاً با نظریه‌ای که بخواهد ثابت بماند و به‌روز نشود موافق نیستم. نظریه، اگر مبتنی بر علم و اصول علمی است باید تغییر کند چون در خود نظریه هم باید استحاله به وجود بیاید برای همین من روی این کلمه «شارح» تأکید می‌کنم چون شارحان بعدی می‌توانند روی چنین نظریه‌ای تأثیر بگذارند و به این ترتیب از مرحله شرح و تفسیر عبور کنند و به مرحله نظریه‌پردازی برسند و برای مثال بگویند این قسمت نظریه باید تغییر کند، البته همه این‌ها به عوامل محیط یا دوره‌های مختلف هم بستگی دارد و ما از هم‌اکنون نمی‌توانیم در خصوص حدود و ثغور آن حرف بزنیم اما من خواستم در توضیح روش‌شناسی نظریه شعر حرکت این نکات را نیز اضافه کرده باشم.
نظر شما درباره ویژگی‌های زبانی، بیانی، فرمی، محتوایی، ساختاری و زیبایی شناختی اشعاری که هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی در قالب نظریه «شعر حرکت» صورت‌بندی می‌شود، چیست؟
یک شعر یا شعر حرکت است یا شعر حرکت نیست و مثلاً این‌طور نیست که شعر بخصوصی از لحاظ ساختاری شعر حرکت باشد اما از لحاظ محتوایی نباشد، یعنی همه این‌ها در بافتار شعر حرکت در هم امتزاج پیدا می‌کنند، به علاوه من تا این‌ قسمت از گفت‌وگو نکات بسیاری را در خصوص اصول زبانی، بیانی، فرمی و بقیه این‌ها توضیح داده‌ام، به عبارتی وقتی به ویژگی‌های بیرونی شعر حرکت اشاره کردم، خود به خود ناگفته‌های مورد نظر شما را نیز گفتم، به علاوه این را نیز بگویم که اگر شاعری در سرودن شعر حرکت به زبان اهمیت می‌دهد باید ریزه‌کاری‌های زبانی را به سرانجام برساند و این‌طور نباشد که مثلاً قسمتی از شعر برجسته‌سازی شود زیرا یکی از ویژگی‌های بیرونی شعر حرکت این است که وابسته به جزء نباشد و شاه‌بیت‌سازی اتفاق نیفتد. پس وقتی شاعر شعر حرکت به هر کدام از این‌ها دقت می‌‎کند باید در همه شعر به آن دقت داشته باشد و به طور عادلانه پیش برود. در ضمن ما نمی‌توانیم دستورالعمل صادر کنیم و بگوییم اگر شاعری این شرایط را رعایت کند پس شرایط زبانی شعر حرکت را رعایت کرده است.

 علی حسن‌زاده
از روزنامه ایران




طبقه بندی: شعر، نقدو نظر، نقد و نظر آثار ایرانی، خبر،
برچسب ها: گفت‌وگو با ابوالفضل پاشا درباره نگره «شعر حرکت»، علی حسن‌زاده، ابوالفضل پاشا،
[ 19 مرداد 93 ] [ 07:26 ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


وقتی انسان روح خود را از دست بدهد فتح دنیا به چه درد او می خورد
نقطه شروع : هشتم خرداد هزار و سیصد و نود ویک
مقالات مربوط به نقد ونظر فقط نظریات نویسندگان آنها می باشد نه نظرات وبلاگ .
دوستان و عزیزانی که تمایل دارند می توانند شعر و مطالب خود را جهت ثبت در وبلاگ ارسال نمایند .
نقل مطالب این وبلاگ باذکر ماخذ ازاد می باشد
با تشکر :رضا پورجوادی


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
 
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

Online User